حمله آمریکا و رژیم تروریستی صهیونی که تنها در سال کذشته به ۵ کشور حمله کرده نشان می دهد تنها راه تضمین عینی خروج آمریکا از منطقه و نابودی رژیم جنگ طلب است که تنها در میدان محقق می شود
میدان نبرد در روزهای اخیر، علیرغم تمامی تلاطمها، آشکارا به سمت تثبیت قدرت جمهوری اسلامی میل کرده است. در حالی که بهای نفت مرز ۱۲۰ دلار را لمس میکرد و بازارهای آمریکا در آستانه خساراتی چشمگیر قرار داشتند، سوءبرداشت از مواضع ریاست محترم جمهوری و اظهارات دیپلماتیک، موقتاً قیمتها را جابهجا کرد؛ اما از آنجا که این نوسانات فاقد پشتوانه واقعی است و بنا نیست کسی با دشمن مذاکره کند، این اعداد به واقعیت خود بازخواهند گشت. پایان این نبرد نه در راهروهای دیپلماسی، که تنها با اقتدار جمهوری اسلامی در «میدان» رقم میخورد و دیپلماسی تنها وظیفه تقویت این دستاورد میدانی را بر عهده دارد.
گزارشهای تخصصی و مشاهدات میدانی به وضوح نشان میدهد که توان مقاومت و مقابله بلندمدت ایران در برابر رژیم صهیونیستی و آمریکا، محاسبات بینالمللی را به نفع جبهه حق تغییر داده است. حتی نشریاتی نظیر اکونومیست نیز معترفاند که فرسایشی شدن جنگ، نه تنها ایران را تضعیف نمیکند، بلکه بر قوت و توان تقابلی آن میافزاید. امروز دشمن در تنگنای راهبردی قرار گرفته است؛ آمریکا ناچار به استفاده حداکثری از پایگاههای منطقهای خود شده و رژیم صهیونیستی در جبهه نبرد با حزبالله و یمن، چنان دچار خلاء قدرت گشته که به آتش توپخانه و گمانهزنیهای ناامیدانه متوسل شده است. جبهه ایران در میدان، آمریکاییها را از عراق عقب رانده و سایر پایگاههای آنان در منطقه را با تهدیدی جدی و فزاینده روبرو ساخته است.
در این شرایط که میدان با برنامهریزی دقیق و هوشمندانه در حال پیشروی است، دستگاه دیپلماسی باید تمام قد در خدمت تقویت بازدارندگی باشد. غفلت از این ضرورت یا تضعیف میدان، یک خطای راهبردی است؛ چنانکه دیدیم چگونه یک موضعگیری نسنجیده توانست قیمت نفت را از ۱۱۹ دلار به ۱۰۰ دلار کاهش دهد و کاری را که ترامپ با ابزارهای نظامی و اقتصادی از انجام آن ناتوان بود، به نفع دشمن رقم بزند. توان اقتصادی و فشار بر بازارهای جهانی، ابزاری است که در برخی مقاطع حتی از موشک نیز کارگرتر است و نشریات معتبر جهانی را واداشته تا از ظهور «جمهوری سوم» و سیادت ایران بر اقتصاد و نظم نوین منطقه سخن بگویند.
تحلیلهای راهبردی سال ۲۰۲۶، از جمله گزارش فارنافرز، تصویری از یک اقتدار نفوذناپذیر را ترسیم میکنند. برخلاف توهمات جبهه غربی-صهیونیستی، ملت ایران با صلابت از گردنه ناآرامیهای تحمیلی عبور کرده و پیوند ناگسستنی میان ولایت و نیروهای مقتدر مسلح، نظامی به غایت پایدار و بازسازیشده ایجاد کرده است. ایران با تکیه بر اهرم استراتژیک تنگه هرمز و مدیریت شریانهای حیاتی انرژی، اقتصاد جهانی را به زانو درآورده و ثابت کرده است که واشنگتن و متحدانش توان تحمل هزینههای مقابله با این قدرت نوظهور را ندارند. امروز جمهوری اسلامی نه تنها تضعیف نشده، بلکه در موضعی قرار گرفته است که میتواند نظم بینالمللی جدیدی را بر پایه اقتدار بومی خود بنا نهاده و شرایط صلح و لغو تحریمهای ظالمانه را به قدرتهای جهانی دیکته کند. این پیروزی تاریخی، ثمره استقامتی است که امروز مردم در خیابانها فریاد میزنند و خواهان استمرار آن تا پیروزی نهایی هستند.
پیروزی کاملی که به معنای تضمین عینی یعنی خروج آمریکا از منطقه و نابودی رژیم صهیونی خواهد بود، چرا که حضور آمریکا در منطقه به معنای امکان احتمال و بلکه قطعی بودن تکرار حمله خواهد بود همچنان که حضور یک رژیم تروریست سرتاپا مسلح هم جز ناامنی مستمر معنایی نخواهد داشت و واضح است رژیمی که تنها در سال گذشته به یمن، فلسطین، لبنان، سوریه و ایران حمله کرده است دست از تلاش برای نابودی منطقه برنخواهد داشت مگر آنکه خود نابود شود
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید