نگاهی به هشدار سرلشکر موسوی؛ فرمانده ستاد کل نیروهای مسلح به آمریکا -چرا خلیج فارس مدفن نیروهای آمریکا خواهد بود
استعمارگران زمانه باز هم در خیال خام خود دچار توهم شدهاند و زبان به هذیان گشودهاند. سرلشکر سید عبدالرحیم موسوی، فرمانده ستاد کل نیروهای مسلح، در پاسخی قاطع به یاوهگوییهای اخیر ساکن کاخ سفید تأکید کرد: «سخنان رئیسجمهور آمریکا که مدعی ابرقدرت بودن است، در شأن یک رئیسجمهور نیست و سبکسرانه است. چنانچه ترامپ قصد جنگ دارد چرا دم از مذاکره میزند؟ ترامپ باید بداند وارد نبردی عبرتآموز میشود که نتیجه ورود به آن باعث خواهد شد دیگر در دنیا عربدهکشی نکند.» این نه فقط یک هشدار نظامی، که ترجمان عزت ملتی است که چهل سال است با تکیه بر «فرهنگ مقاومت»، هیمنه پوشالی استکبار را به بازی گرفته است.
حقیقت قدرت ایران اسلامی چنان سهمگین است که حتی در اردوگاه دشمن و رسانههای رژیم صهیونیستی نیز لرزه افکنده است؛ آنجا که روزنامه «هاآرتص» در مواجههای ناگزیر با واقعیت، این پرسش را پیش رویِ استراتژیستهای درمانده تلآویو میگذارد که «نه زور و نه مداخله نمیتواند ایران را سرنگون کند» این اعتراف صریح به ناکارآمدیِ زرادخانههای نظامی در برابر اراده یک ملت، نشان میدهد که منطقِ مقاومت، محاسبات مادی جهانخواران را به بنبست کشانده است. آنها نیک میدانند که فشار نظامی و فتنهگریهای خارجی، نه تنها به تسلیم ایران منتهی نمیشود بلکه هزینههای این حماقت، دامنگیر خودشان خواهد شد.
تجلی این اقتدار را باید در حماسه حضور جست؛ در پیوند ناگسستنی امت با آرمانهای انقلاب که در ۲۲ دیماه و بهمنماه، چشم خیرهسران جهان را کور کرد. دشمن که گمان میکرد با فشار و عملیات روانی میتواند میان مردم و حاکمیت فاصله بیندازد، در برابر موج دهها میلیونی ملت، آچمز شد. ترامپ و نتانیاهو که پس از جنگ ۱۲ روزه، سرمست از ادعاهای واهیِ خود مبنی بر تضعیف توان هستهای و موشکی ایران بودند، تمام توان خود را به میدان آوردند تا با موجسواری بر مطالبات اقتصادی، آتش فتنه را در ۱۸ و ۱۹ دیماه برافروزند؛ اما ملت با بصیرت خود، این طراحی پیچیده را در هم شکست.
لشکرکشیهای دریایی و اعزام ناوها نیز چیزی جز یک نمایش مضحک برای باج گیری نبوده است؛ چرا که مردم ایران با حضور حماسی خود در ۲۲ بهمن، ثابت کردند که انسجام ملی، نفوذناپذیرترین سنگر این مرز و بوم است.
امروز دشمن در بنبستِ «درماندگی استراتژیک» گرفتار شده است. از یک سو علیرغم ادعاهای گزاف درباره نابودی توان دفاعی ما، باز هم در آغاز هر مذاکرهای، با حقارت از ضرورت تعلیق هستهای و توقف فعالیتهای موشکی سخن میگویند؛ که این خود، صادقانهترین اعتراف به شکستناپذیری قدرت بازدارندگی ایران است. از سوی دیگر نظامیان آمریکایی به خوبی میدانند که با شروع هر درگیری، ناوهایشان به تابوتهای آهنی در میان باران موشکهای سجیل و خلیجفارس تبدیل خواهد شد. تجربه جنگ ۱۲ روزه و بازسازیِ سریع توانمندیهای آسیبدیده، ایران را در وضعیتی قرار داده که هر نبرد جدیدی را به یک کابوس منطقهای برای واشینگتن بدل خواهد کرد.

