وقتی عاملان خسارت محض و ازدسترفتن دهه نود نسخهپیچ می شوند
دولت چهاردهم طوری مدیریت کرده که حتی عاملان از دست رفتن دهه نود هم امروز مدعی اداره کشور شدهاند؛ اسحاق جهانگیری، معاون اول دولتهای روحانی، با تکیه به حافظه ضعیف مردم، مدعی «مدیریت کشور در دوران فشار حداکثری» شد و گفت: «در آن دوران تلاش کردیم زندگی مردم با وجود تحریمها دچار تلاطم غیرقابل کنترلی نشود». که تلاشی است برای فاصلهگذاری میان دولت فعلی و خود، که از حامیان آن بودند؛ تا سیطره محفلهای قدرت و ثروت بر منابع کشور حفظ شود. مانند دهه نود که بیتالمال را از بورس و ذخایر ارز و طلا و واحدهای تولیدی میمکیدند و به رگهای پیکره نامشروع خود تزریق میکردند.
جهانگیری در بخشی دیگر از صحبتهای خود مدعی شده: «در ایران، کسی به اندازه او ترامپ را نمیشناسد»؛ در حالی که شناخت او و مجموعه دولتهای تدبیروامید از آمریکا و رؤسای جمهورش منجر به عقد قراردادی به کیفیت برجام شد؛ که جهانگیریها خیال میکردند امضای آمریکایی تضمین است اما ترامپ یکطرفه از آن خارج شد؛ همان ترامپی که حالا جهانگیری مدعی شناختن اوست؛ و پس از آن فشار حداکثری علیه ایران اعمال کرد و تعداد تحریمها نیز دوبرابر شد. ده سال بعد هم مکانیزم ماشه فعال شد و تمام قطعنامهها بازگشتند.
این ادعاها را میتوان به عنوان زمزمهای برای اقدام مجدد جهت کسب صندلیهای پاستور دانست؛ جهانگیری در انتخابات 1403 در بیانیهای این طور از پزشکیان حمایت کرد: «حمایت تام و تمام خود را از نامزد جبهه اصلاحات ایران و دوست عزیز و همکار سختکوشم جناب آقای دکتر مسعود پزشکیان که مظهر صداقت، صراحت، شجاعت، پاکزیستی و پاکدستی در حکمرانی است، اعلام میکنم».
اما حالا که دوباره وضعیت اقتصادی و فرهنگی رنگوبوی دهه نود را به خود میگیرد، وقت فاصلهگذاری و تطهیر خود است؛ خصوصا که پاییز گذشته سایت اصلاحطلب رویداد24 نتایج یک نظرسنجی را افشا کرد که در آن دولت روحانی در قعر محبوبیت مردمی و دولت پزشکیان پایین جدول قرار داشت. حالا پس از گرانیهای تشدیدشده و دو جنگ در میانه مذاکره، عاملان دهه سوخته 90 دوباره به طمع افتادهاند و به بقای سیطره محافل بر بیتالمال میاندیشند.
محافل در دهه 90 با میداندهی دولتیها میتاختند؛ بر اساس گزارش رسمی دادستان تهران در اردیبهشت 1400، در فاصله سالهای ۹۵ تا ۹۷ بیش از ۳۰ میلیارد و ۲۰۰ میلیون دلار منابع ارزی و ۶۰ تن ذخایر طلا بهدلیل تصمیمهای خلاف ضابطه و ترک فعلهای مدیران وقت، تضییع شد. همان سالهایی که دولت روحانی با شعار «گشایش برجامی» در رسانهها جشن میگرفت، ذخایر کشور به تاراج برده شد تا برجام بدون تضمینی که ظرفیتهای کشور را معطل نگه داشته بود، بزک شود و پایههای ناترازی در بخشهای مختلف انرژی و بودجهای ریخته شده و امروز گریبان کشور را بگیرد.
دورهای که به جای خصوصیسازی و افزایش بهرهوری بنگاههای خوشنام تولیدی، امثال هفتتپه، ماشینسازی اراک، کشتوصنعت مغان و… به ثمن بخس اختصاصیسازی شده و به آشنایان و محافل واگذار میشد و نهایتا هم زمین میخوردند؛ در کنار اینها هزاران واحد تولیدی نیز با انحراف منابع بانکی به سمت جیب محافل، و بیکفایتی دولت در تامین نیازها و یا برداشتن موانع، تعطیل شدند. روحانی گفت: «بورس بهترین جا برای سرمایهگذاریست» و یک هفته بعد شاخص بورس سقوط تاریخی خود را از 2میلیون و 100هزار واحد آغاز و تا پایان سال تقریبا نصف شد و سرمایههای مردم به جیب محافلی رفت که در قله قیمتی و همزمان با ادعای روحانی، سهام خود را به مردم فروختند.
جهانگیری طوری از «حفظ ثبات کشور در سختترین شرایط اقتصادی و سیاسی» سخن گفته و ادعا کرده مانع از تبدیل فشارها به بحران فراگیر در زندگی مردم شدند که صفهای مرغ و برنج و روغن و گوشت روح ایرانیها را آزرده بود؛ در شرایطی که روزانه حدود 700 خانواده داغدار عزیز خود میشدند که با کرونا از دنیا میرفت، ربیعی سخنگوی دولت، ادعا میکرد «نپیوستن ایران به FATF علت ناتوانی در خرید واکسن کروناست»؛ اما دولت شهید رئیسی روی کار آمد و بدون پیوستن به این لایحه استعماری، صدها میلیون دوز واکسن وارد و این بیماری را ریشهکن کرد.
تورم 60 درصدی، میانگین رشد اقتصادی نزدیک به صفر، قطعیهای طولانی و پرتکرار برق منازل و صنایع و کاهش شدید فروش نفت به حدود 300هزار بشکه (که پیش از آن میلیونی بود)، در کنار آنچه اشاره شد، تنها بخشی از کارنامه غیرقابل دفاع دولتهای روحانی بود. روزنامه سازندگی، به عنوان یک رسانه با سابقه، طبیعتا همه این وقایع و آمارهای ضد مردم و حتی دقیقتر از اینها را هم میداند؛ این که همچنان به عنوان تریبونی جهت تطهیر بانیان وضع موجود ظاهر میشود، خود ثابت میکند متصل به محافل قدرت و ثروت است و مردم جایی در محاسباتش ندارند.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید