لزوم پاسخ و کنش ایران با توجه به وحدت جبهه مقاومت
حملات اخیر رژیم صهیونیستی به لبنان و غزه که به شهادت دهها انسان بیگناه انجامید، نه یک اتفاق مقطعی، بلکه ادامهی یک مسیر روشن از جنایت، تجاوز و بیاعتنایی مطلق به هرگونه توافق است. این رژیم سالهاست ثابت کرده که نه به قواعد بینالمللی پایبند است، نه به اصول انسانی، و نه حتی به توافقاتی که در ظاهر میپذیرد. هر بار که سخن از آتشبس به میان میآید، در عمل چیزی جز فرصتسازی برای ادامهی حملات و بازسازی توان نظامی خود نمیبیند
در چنین شرایطی، وقتی بحث آتشبس میان ایران و آمریکا مطرح شد، موضع جمهوری اسلامی از همان ابتدا شفاف، صریح و غیرقابل تفسیر بود. تأکید مقام معظم رهبری بر این اصل اساسی قرار داشت که آتشبس، اگر قرار است واقعی باشد، باید شامل تمام ساحات و همه جبهههای مقاومت شود. این شرط، یک خط قرمز راهبردی بود؛ نه یک توصیه، نه یک گزینه، بلکه یک الزام روشن: آتشبس جزئی و محدود، اساساً آتشبس محسوب نمیشود.
معنای این سخن کاملاً واضح است؛ نمیتوان در یک نقطه از منطقه ادعای توقف درگیری داشت، اما همزمان در لبنان و غزه خون مردم جاری باشد. نمیتوان از کاهش تنش حرف زد، در حالی که حملات ادامه دارد و غیرنظامیان هدف قرار میگیرند. آتشبس واقعی یعنی توقف کامل در همه جبههها، نه بازی با واژهها و توافقات نصفهونیمه.
اما آنچه رخ داد، دقیقاً خلاف همین اصل تاکیید شده بود. آتشبس حتی فرصت تثبیت پیدا نکرد و از همان روز اول، با ادامه حملات در دیگر جبههها عملاً نقض شد. این یعنی طرف مقابل نهتنها شرط اساسی را نادیده گرفته، بلکه نشان داده اساساً ارادهای برای پایبندی به هیچ تعهدی ندارد. چنین رفتاری، آتشبس را از یک توافق سیاسی به یک ابزار فریب و تاکتیک مقطعی تنزل میدهد.
وقتی شرط صریح «آتشبس در تمام جبهههای مقاومت» نادیده گرفته میشود، دیگر نمیتوان از اعتماد، مذاکره یا حتی انتظار رفتار منطقی سخن گفت. اینجا مسئله فقط نقض یک توافق نیست؛ مسئله بیاعتبار شدن کل فرآیند و بیمعنا شدن هرگونه تعهد است.
در چنین وضعیتی، انتظار طبیعی این است که جمهوری اسلامی ایران و نیروهای مسلح آن، بر اساس همین اصل اعلامشده، واکنشی متناسب و قاطع نشان دهند. اگر شرط، آتشبس سراسری بوده و این شرط از همان ابتدا نقض شده، ادامه وضعیت فعلی نمیتواند بدون پاسخ بماند. پاسخ نیز باید بهگونهای باشد که نشان دهد نادیده گرفتن این خطوط قرمز، بدون هزینه نخواهد بود.
واقعیت این است که آتشبسِ ناقص، خطرناکتر از نبود آتشبس است؛ چرا که توهم آرامش ایجاد میکند، در حالی که میدان همچنان در حال التهاب است. تأکید مقام معظم رهبری دقیقاً برای جلوگیری از همین وضعیت بود: یا آتشبس واقعی و فراگیر، یا پذیرش این حقیقت که توافقی در کار نیست.
امروز، با نقض همان شرط اولیه، روشن شده که آن هشدار کاملاً بهجا و واقعبینانه بوده است. حالا مسئله این نیست که چه گفته شد؛ مسئله این است که چگونه باید به این بیتعهدی پاسخ داد. پاسخی که نهتنها بازدارنده باشد، بلکه نشان دهد اصول اعلامشده، صرفاً موضعگیری لفظی نبوده، بلکه مبنای عمل و تصمیمگیری است.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید