شنونده باید عاقل باشد
دیروز با تیم کوهنوردی مشکات رفته بودم. در برگشت یکی تماس گرفت. نمیشناختمش. خودش را معرفی کرد. دغدغه داشت. شایعات درباره دکتر جلیلی را شنیده بود و میدانست واقعیت ندارد، دنبال راه کاری بود که بتواند به کسانی که میشناسد و تحت تاثیر شایعه بودند، کمک کند.
دغدغه درستی داشت. شایعات که در قالب خبر (کُد) و در یک فعالیت نظاممند به گوش آدمها میرسد، بر نگاه آنها خصوصا درباره افراد اثر میگذارد و نسبت به او خوشبین یا بدبین میشوند. تا اینجا مساله نیست، افراد سلایق مختلف دارند و میتوانند از عدهای خوششان بیاید یا بدشان بیاید.
اما کُدبازی به دنبال اثرگذاری بر یک «مساله ملی» است و لذا یک تلاش نظاممند انجام میشود تا یک جامعه هدف نسبت به آن مساله ملی دارای «موضع» شوند و حتی «موضعگیری» کنند. یعنی سلیقه جامعه هدف کُدبازی نسبت به یک شخصیت، سبب میشود که نسبت به مسیری که او طرفدار یا مخالفش هست، موضعگیری کنند و در جامعه درباره درست یا غلط بودن یک مساله اظهارنظر کننددیگر بحث. در این لحظه بحث از دایره سلیقه آدمها خارج میشود و یک امر اجتماعی-سیاسی میشود.
در این سطح آدمها دارای «مسئولیت اجتماعی» هستند. چرا که درباره یک مساله ملی موثر بر جامعه در حال «کنشگری» هستند. «کنش اجتماعی» نیازمند «حجت» است. موضعگیری یک کنش اجتماعی است که «حقالناس» ایجاد میکند. اگر حجت برای یک موضعگیری وجود نداشته باشد، پاسخ دادن به حقالناس نشدنی است.
برخی وقتها هدف کُدبازی «منفعل کردن» یا «ساکت کردن» یک جامعه هدف است. یعنی به دنبال آن هستند که نگرانی آنها را کاهش دهند تا آنها کاری نکنند. این نیز یک «کنش اجتماعی» است.
همین بحث را برایش توضیح دادم. گفتم شاید این دوستانی که برایشان نگران هستی، دیروز با شنیدن یک خبر نسبت به کسی بدبین شوند و فردا با شنیدن یک خبر دیگر نسبت به عده دیگری بدبین شوند. اما اگر کُدبازیها را مبنای کنشگری قرار بدهند، مشکل از خودشان هست. اینجاست که میگویند «شنونده باید عاقل باشد». به این معنا که باید قدرت «تحلیل» داشته باشد.
در همین روزها که شایعاتی درباره حضور یا عدم حضور دکتر جلیلی در شورای عالی امنیت ملی مطرح و تلاش نظاممندی برای تخریب چهره ایشان انجام میشود، مشخص است که هدف چیست. هدف فراتر از یک شخص است. هدف توجیه کردن و ایجاد مقبولیت برای یک «مسیر غلط» است. لذا فعالان اجتماعی فارغ از اینکه جلیلی را دوست دارند یا ندارند، باید درباره جنگ، آتشبس و «مذاکرات اسلامآباد» در دور اول و ادامه آن، «موضع» داشته باشند و کنشگری کنند. برای این مهم باید «حجت» داشته باشند.
حجت با «تحلیل» به دست میآید. برای همین امام شهید بارها بر اهمیت داشتن «تحلیل» خصوصا برای دانشجویان تاکید داشتند. تحلیل «روشمندی» دارد. قرآن تاکید کرده است که باید به «محکمات» تکیه کرد و «متشابهات» را با تکیه بر محکمات تعیین تکلیف کرد. حتی قرآن به مسلمانان یاد داده است که از خدا بخواهند «ربنا لاتزغ قلوبنا». اخباری که از جنس کُد است و قابلیت «راستیآزمایی» ندارد نمیتواند مبنای تحلیل قرارگیرد.
درباره مذاکرات اسلامآباد و آتشبس، محکمات آنچیزهایی است که در پیامهای چندگانه رهبر انقلاب به صراحت بیان شده است و در دسترس همگان است. تحولاتی است که همه آن را دیده و زندگی کردهاند. اطلاعات دیگری مانند بیانیه دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی نیز وجود دارد که مکمل آن است. مذاکراتی که «اصلش» با مجوز رهبر انقلاب آغاز شده است و قرار است «اهداف» ما در جنگ را «محقق» کند. ارزیابی از مذاکرات با تکیه بر اهداف اعلام شده رهبر انقلاب و بیانیه دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی باید انجام شود.
مثلا بر اساس پیام رهبر انقلاب در روز ملی خلیج فارس روشن است که «هستهای» روی میز مذاکره نباید باشد، چه الان و چه در آینده. ایشان تاکید کردند که مانند «مرزهای خاکی،آبی و هوایی» باید پاسداشته شود. موارد دیگر مانند وضعیت تنگه هرمز که در پیام رهبر انقلاب شفاف تصریح شده است: «دوره جدیدی از مدیریت بر تنگه هرمز» و یا موضوع گرفتن غرامت و نیز رها نکردن متجاوزین و تعطیلی پایگاههای آمریکایی در منطقه.
اینها محکمات است و افراد با تکیه بر آن میتوانند تحلیل کنند. موضوع هم مهم است و بخشی از مساله جنگ است که کسی نمیتواند با توجیه «لا ادری» از داشتن موضع و موضعگیری شانه خالی کند.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید