فریاد های موثر ملت در بیعت به فرمان رهبری
نگاهی به نقش آفرینی ویژه مردم در خیابان در روزهای آتش بس
سالی که گذشت، تمامقد سالِ حماسهآفرینیِ امت شریف و قهرمانی بود که در تکتک روزها و لحظههایش، ماشین محاسباتی دشمن را در هم کوبید و از میان غبار غلیظ دو جنگ تحمیلی و یک کودتای شوم آمریکایی، روسفید و سرافراز بیرون آمد. این همان ملتی است که به آن قلهای از بلوغ تاریخی رسید که رهبر شهید و زندهیاد انقلاب، در آن روزهای پرالتهاب آخرِ حیات دنیویشان در بهمن ۱۴۰۴ وعدهاش را داده بودند؛ آنجا که با همان صلابت همیشگی فرمودند: «وقتی که مردم وارد میدان میشوند و تصمیم میگیرند، آتشها را خاموش میکنند، شعلهها را خاکستر میکنند. این اتّفاقی بود که این دفعه هم افتاد؛ بعد از این هم به توفیق الهی اگر چنانچه حادثهای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابلهی با حوادث، و کار را مردم تمام خواهند کرد.»
ما تجلی عینی این بعثت عظیم مردمی را در جایجای روزهای نبرد دیدیم. حتی در آن لحظات تلخ و سنگینی که خبر شهادت رهبر انقلاب سینه طوفانزده امت را شکافت، این مردم نه تنها زانو نزدند، بلکه به تعبیر دقیق رهبر معظم انقلاب، خودشان به پا خاستند، بار امانت را بر دوش کشیدند و خود، راهبر و علمدار میدان شدند. امروز نیز که به فرموده رهبر معظم و عظیمالشأن انقلاب، صحنه نبرد نظامی بنا به ضرورتهایی در دوران سکوت موقت به سر میبرد، رسالت آحاد امت در مساجد، محلات و میادین شهر نه تنها پایان نیافته، که به مراتب خطیرتر و سنگینتر شده است. این فریادهای رسای مردم در کف خیابانهاست که معادلات میز مذاکره را رقم میزند و حرف ایران که دیکته پیروزی است ولاغیر را به کرسی می نشاند.
دیدیم که چنین نیز شد. همین خروش مؤمنانه و حضور بیامان ملت بود که شروط قاطع رهبری را همچون میخی بر سنگ، در اذهان همگان تثبیت کرد؛ تا جایی که حتی قلمبهمزدان و پادوهای رسانهای که در روزهای نخست با وقاحت از «نشدن» و «نتوانستن» دم میزدند، لال شدند و توان ادامهی این لفاظیهای حقیرانه را از دست دادند. در تمام این روزهایِ بهاصطلاح آتشبس، این تودههای بیدار ملت بودند که یکصدا بر سر شروط و فرامین رهبری ایستادگی کردند. بله، از سوی رسانههای وابسته و یک اقلیت پرهیاهو، برچسب تندروی خوردند و آماج تیرهای تهمت قرار گرفتند، اما با استقامتشان معجزهای دیگر آفریدند و استمرار بعثت تاریخی خویش را به رخ کشیدند؛ تا آنجا که حتی بوقهای تبلیغاتی و رسانههای غربی نیز نتوانستند عظمت این «جبهه متحد مردمی» را کتمان کنند و به خوبی فهمیدند که این امت، یک قدم از شروط برحق خویش عقب نخواهد نشست.
اگر بخواهیم از حصار تحلیلهای پلاستیکی و محافظهکارانه عبور کنیم و نگاهی واقعبینانه داشته باشیم، باید اعتراف کنیم که همین حضور غیورانه و مطالباتِ کف میدان بود که باز شدن تنگه هرمز را در کسری از ثانیه به کابوس بسته شدن آن برای مستکبرین تبدیل کرد و رؤیای شوم باجدهی هستهای را به بنبست کشاند.
جالب آنجاست که به جای روایت چنین حماسه هایی می بینم که مثلا د روزنامه همشهری با نگاه نادرست به صحنه حقیقت از «دستاوردهای سکوت صحنه نبرد» تیتر میزند و ده مورد را ردیف میکند؛ مواردی که با کمی دقت پیداست اکثراً انتزاعی و روی کاغذند، مگر آن معدود دستاوردهایی لیست شده که ارتباطی با سکوت یا هیاهو ندارند و در حقیقت جوشیده از بطنِ «میدانِ خیابان» و ثمره حضور خود مردماند.
در حقیقت دستاورد ها حاصل خیابان و میدان هستند و باید تاسف خورد که اگر عده ای با کجسلیقگی تمام، آتشبس در لبنان را به نام فشار دیپلماسی «سکوت صحنه نبرد» جا میزند خود شیخ نعیم قاسم، با صراحت این پیروزی را زاییدهی مقاومتِ خونینِ «میدان» دانسته است.
بنابرین با زیاده خواهی چندهزارمین باره جانیان برای هزارمین بار در تاریخ این انقلاب ثابت شد که از قاتلان پلید امام و امت و از هیولایِ زیادهخواه آمریکایی، هیچ آبی از چشمهی «حسننیت» گرم نخواهد شد و در این کارزارِ پیچیده، آنچه ما را از تهدید های ساخته و پرداختهی دشمنان عبور داده و موتور پیشران انقلاب را روشن نگه داشته است مانند همیشه هوشیاری و بیعت ملت در میدان خیابان و جوهرِ غیرت و بصیرت آن ها است.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید