در شرایط حساس کنونی که کشور درگیر جنگی نابرابر با دشمنانی تا بن دندان مسلح است، مسئله «وحدت» از یک امر سیاسی معمولی فراتر رفته و به یک ضرورت راهبردی برای پیروزی در این جنگ تبدیل میشود. رهبر معظم انقلاب بارها در پیامهای خود بر این اصل کلیدی تأکید کردهاند و در تحلیل رخدادهای اخیر نیز این موضوع نقشی محوری دارد.
وقتی از جنگی نابرابر سخن میگوییم، منظور تقابل با ابرقدرتی است که بودجه نظامیاش هزار میلیارد دلار برآورد میشود؛ رژیم صهیونیستی نیز با بهرهگیری از تمامی تجهیزات روز دنیا و بدون هیچ قید و بندی، در کنار آمریکا ایستاده است. در چنین میدانی، تنها عاملی که میتواند برگ برنده جبهه حق باشد، «انسجام درونی» است. وحدت میان مردم، نیروهای انقلابی و بدنه نظام، شرط تحقق پیروزی است. اگر این وحدت خدشهدار شود، نهتنها پیشرفتی حاصل نمیگردد، بلکه عظمت و هیبت جامعه نیز از میان میرود.
قرآن کریم نیز با صراحت هشدار میدهد: «تنازع نکنید که سست شوید و هیبتتان از بین برود.»
وحدت بیمبنا یعنی تنازع و تفرقه
نکته مهم آن است که وحدت بدون معیار و محور، نه تنها سودمند نیست، بلکه عامل تفرقه است. وحدت به معنای یکی شدن است و اگر هر فردی ادعا کند که باید دیگران با او یکی شوند، آن وقت تنازع و تفرقه فراگیر میشود. اگر هر جریان یا گروهی ادعا کند که «محور وحدت من هستم»، آنگاه تنازع از درون آغاز میشود. در جامعه ولایی، محور وحدت، «امام جامعه» است. امام خمینی (ره) و پس از ایشان، مقام معظم رهبری، همواره بر این نکته تأکید داشتهاند که وحدت باید حول «کلمه حق» معنا شود؛ کلمهای که تبیینکننده آن، رهبر جامعه است.
وظیفه رهبر، هدایتگری و تبیین است، و اهل تعارف نیستند. هم امام راحل و هم رهبر معظم انقلاب همواره با صراحت کامل سخن گفتهاند.
مردم مبعوث شده؛ محور وحدت در مقطع کنونی
وقتی پیامهای رهبری در ماههای اخیر را تحلیل محتوا کنید میبینید که یکی از تاکیدات ایشان که پرتکرار هم هست، تأکید بر «مردم مبعوث شده» بهعنوان لنگرگاه و عامل پیروزی در برابر دشمن است. مولفهای که میتواند محور وحدت باشد. ایشان در پیام خود به مناسبت سومین سال مجلس دوازدهم میفرمایند: « نقطهی عطف جلوهی بعثت مردم در نمایندگان و مجلس شورای اسلامی است تا نقشآفرینی و انجام مسئولیت خود را در تراز ملّت مبعوث شده تنظیم کنند »
از ۱۹ فروردین وارد مرحله جدیدی شدهایم؛ فازی که درگیری نظامی کاهش یافته و میدان نبرد به عرصه سیاسی و مذاکرات کشیده شده است. اما این به معنای پایان جنگ نیست. مذاکره با دشمن فریبکار و بیاعتماد، باید ادامه همان نبرد باشد و باید با همان منطق — یعنی عدم خوشبینی، هوشیاری و پشتیبانی از مردم — پیش رفت.
در سحرگاه ۱۹ فروردین، بیانیه دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی منتشر شد و به مردم خبر داد که دشمن تمام شروط آنان را پذیرفته و جزئیات ظرف ۱۵ روز نهایی میشود. این بیانیه، با ۱۰ شرط مشخص، تبدیل به «قرار مردم مبعوث شده با کارگزاران» شد. اکنون بیش از ۵۰ روز از آن زمان میگذرد و طبیعتاً اگر آن مطالبات بهحق — نظیر مدیریت تنگه هرمز، آزادی کامل داراییها، پایان جنگ در تمام محور مقاومت، خروج نظامیان آمریکا از منطقه و اخذ غرامت — محقق نشود، یعنی نتیجه مذاکرات نتواند حقوق مردم را محقق کند، حتما از سوی مردم رد میشود و این عین وحدت است.
برخی نگرانند که انتقاد از مذاکرات، وحدت را بشکند، این تحلیل نادرستی است. اگر انتقادات با محوریت شروط دهگانه که مبنای قرار کارگزاران با مردم مبعوث شده باشد نه تنها وحدت شکنی نیست بلکه تقویت وحدت است. اگر کارگزاران نتوانند آن شروط را محقق کنند، مردم نهتنها حق اعتراض دارند، بلکه حمایت از خواستههایشان خود مصداق پایبندی به همان وحدت اصیل است.
وحدت حقیقی، همراهی هوشمندانه حول محور حق، امام جامعه و مطالبات بهحق مردم است. در شرایط کنونی، مردم مبعوث شده — با همان شروط و قرارهای اعلامشده — محور این وحدت هستند. انتقاد از روند مذاکرات، به شرط آنکه مبتنی بر همان چارچوب باشد، نه تنها تفرقه نیست، بلکه تداوم همان انسجام راهبردی برای تحقق پیروزی نهایی است.
وحدت؛ رمز عبور پیروزی در جنگ نابرابر
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید