این روزها که صفحات خونبار تاریخ را ورق میزنم، بیش از آنکه از قساوت دشمنِ عیان بهتزده شوم، از وقاحتِ «خودیهایِ ناخودی» سَرَم سوت میکشد. انگشتانم سِر میشود وقتی میبینم چگونه عدهای توالتشور بیخانمان فرنگ، در خارج از مرزهای ایران ایستادهاند، در صفِ فروشِ وطنی که حتی غبارش را هم به کفشهایشان نپسندیدهاند. این دیگر «جهل» نیست؛ این یک «تجاهل سیستماتیک و تعمدی» است. آدم چقدر باید غرق در باتلاقِ خیانت باشد که نبیند گرگِ گرسنه، برای چوپانی گله نمیآید؟ چقدر باید کور بود که ندید تاریخ، آینۀ دق غافلانی است که کلید خانه را به دزد نان و ناموس سپردند؟
این سرزمینِ خسته، این مامِ میهن، چند اشغال، چند تجزیه و چند مذاکرهی بیحاصلِ دیگر باید به روی خود ببیند، تا این جماعتِ کاسبکارِ «دیاسپورا» بفهمند که هیچ اجنبیای «تأکید میکنم» هیچ اجنبیای برای آبادی این مرز و بوم، حتی یک دلار هم خرج نمیکند؟ ترامپ، رئیس جمهور پدوفیل دولت جنایتکار آمریکا، علناً آب پاکی را روی دست همهی رویاپردازان ریخت. او با همان وقاحت ذاتیاش فریاد زد که برای «نفت» آمده است. از او گلهای نیست؛ چرا که او ترامپ است و منطقش چپاول و غارت! اما دردِجانکاه آنجاست که نوچهاش رضا پهلوی که میراثخوار آن دیکتاتور فراریست، در کنار چنین جلادی رکاب میزنند. دردناک است وقتی میبینیم کسی که نان غارت این ملت را خورده، امروز برای اربابش خوشرقصی میکند و با وقاحتی بیمرز میگوید: «من ایرانی میسازم که به جای عامل انتحاری، مهندس به جهان معرفی کند!»
باید از این بیوطن پرسید: تو که هویت هموطنت را با برچسب «انتحاری» به حراج میگذاری تا دل ارباب کراواتپوشت را به دست آوری، به چه قیمتی چشمت را «به عمد» بر روی هویت ایرانیات بستی!؟ این همان ایرانی است که هزاران سال پیش از آنکه اربابان تو راه رفتن بیاموزند، مهندسانی داشت که طاق کسریٰ و تختجمشید را بنا کردند. این توهین آشکار به شعور یک ملت، چیزی جز غسل تعمید در خون بیگانه برای رسیدن به قدرتی دستنشانده نیست.
این جماعت «جاهلبهعمد» در انتظار روزی هستند که ایران را به ویرانهای بدل کنند، تا سپس بر روی تپههای خاکستر آن، با کتوشلوارهای اتوکشیده و لباسهای بازِ هرزگی، قدم بزنند و با فخرفروشی تهوعآوری بگویند: «ما شروع کنندۀ مبارزه بودیم!» شروع کنندۀ کدام مبارزه؟ مبارزۀ تبدیل کردنِ اصفهان و اهواز و شیراز به هیروشیما؟ مبارزۀ کشتن دانشآموزان مدرسۀ میناب، که بمبهای آن سوغاتی اربابانتان بود؟
کی خودتان از این خواب بیدار میکنید که این جنایتکاران آمریکایی طبق جهانبینی فکریشان، نه شمایِ دیاسپورا را انسان میبینند و نه ما را. در نگاهِ این لابیگران خون، همه همان «وحشیهایی» هستیم که هری ترومن میگفت؛ همان «حیوانات انساننمایی» که یوآف گالانت میگفت!
اینها همان میراثخواران جنایتکاری هستند که در سال ۱۸۶۴، در «سند کریک»، حتی به پرچم صلح خودشان هم رحم نکردند. آنها که به زنان و کودکان تجاوز کردند و بر روی اجسادی که مثله کردند رقصیدند، حالا شدهاند قبلهگاه اپوزیسیونی که برای آزادی، دستبهدامن بیماران جنسی «جزیرۀ اپستین» شده است. آزادی را از چه کسی میخواهید؟ به چه قیمتی؟ به قیمت فرش قرمزی که با خون هموطنانتان بیگناه بافته شده باشد؟
این ادعای حمایت از مردم، توسطِ دولتی که تاریخش از هیروشیما تا مدرسۀ میناب، چیزی جز خاکستر و خون نبوده، مضحکۀ سیاهی است که از شدت اشمئزاز، هیچکس حتی به تمسخر نیز به آن نمیخندد. این یک «وطنفروشی اقساطی» است که پیشپرداختش را از جیب شرافت ملی دادهاند.
باید از این مدعیان پرسید: خونِ چند آریوبرزن و چند سورنا باید به زمین بریزد تا اشتهای شما برای قدرت در یک ویرانه سیر شود؟ چند یعقوب لیث و چند رئیسعلی دلواری باید سینه سپر کنند تا شما در پارلمانهای اروپایی، برای تحریم بیشتر سفرهی مردم، نطق «آزادیخواهی» سر دهید؟ سر چند میرزا کوچکخان در جنگل بریده شود و چند عباس میرزا و امیرکبیر در میانۀ حسادتها و خیانتهای امثال شما دق کنند؟
چند ستارخان و علیمردانخان باید تیرباران شوند و چند بایندر و چمران و صیاد، و چند قاسم سلیمانی و سلامی و حاجیزاده باید در شعلههای کینۀ اجنبی بسوزند تا غیرتِ به خوابرفتهی شما بیدار شود؟ البته که بیدار نخواهد شد؛ چرا که شما خود را به خواب زدهاید تا بوی دلارهای خونی، مشامتان را نوازش دهد.
امروز، وطن آماجِ حملهی وحشیان کراواتپوشی است که به کمتر از نابودیِ هویت و غارتِ ریشههای ما راضی نمیشوند و تلختر آنکه، راهزنانِ وطنی، چراغبهدست، راه را برای این کاروانِ مرگ هموار میکنند. آنها میخواهند بر ویرانههای این تمدن، پزِ «مبارز» بودن بدهند، غافل از آنکه تاریخ، نامِ آنها را نه در ردیفِ قهرمانان، که در کنارِ سید ضیاءالدینها و میرزا آقاخان نوریها به یاد خواهد آورد.
نجاتِ این خاک، در لولهی تفنگ دشمن هیروشیماآفرین نیست؛ در بازوی غیورانی است که میدانند دست هیچ بیگانهای، گرهی از کار فروبستهی این ملت نخواهد گشود.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید