امروز: 1405/04/25 ساعت : 03:01

پادپخش | بردگان نظم استعماری

پادکست

🎙️پاد پخش | رادیو عصر

⭕️ نگاهی به اظهارات اخیر روشنفکر طبقه مرفه که در آمریکا غرق شده و تاریخ سرزمین مادری‌اش را فراموش کرده است

✍️ محمدرضا طاهری

🎙️ بهنام زارع

متن کامل:

گزاره «هر کس درست درس بخواند لیبرال می شود» گزاره عجیبی است. ظاهراً فقط آمریکا نیست که دستکش های مخملی اش را از دستان چدنی اش بیرون آورده است. روشنفکران ما نیز دیگر نیازی نمی بینند که گرایش های استبدادی خود را پنهان سازند. این گزاره بوضوح دیکتاتورمآبانه و گرفتار در فروبستگی فکری است. در کلاس های درس چنین استادی، پایان دوره تحصیل همانند پایان تاریخ فوکویاما است: جبرگرای مستبدی که شعار تکثرگرایی می دهد، ولی به هیچ کثرتی باور ندارد. تنها یک راه توسعه وجود دارد و آن، همان راهی است که غرب رفته است. اگر سئوال شود آیا مفهوم وطن با طبقه متوسط نسبت دارد، چنین پاسخ می دهد که «تاریخ قرن هجدهم و نوزدهم اروپا این را اثبات می کند.» و اگر فکر کنیم که ایران می تواند دموکراتیک شود، می گوید: «باید تجربه عینی در جامعه آلمان، فرانسه، انگلیس و آمریکا داشته باشید و بعد می فهمید ما چقدر فاصله داریم.»
این روشنفکر طبقه مرفه و لیبرال ما آنچنان در تاریخ اروپا و آمریکا غرق شده است، که تاریخ سرزمین مادری اش را فراموش کرده است و چنان شیفته جورج واشنگتن ها شده است که سلیمانی ها و برونسی ها را نمی شناسد. روشن نیست که چرا تاریخ معاصر ایران نمی تواند به تجربه درآید و چرا تجربه سه جنگ تحمیلی در ایران را نمی توان تجربه نامید و چرا وقتی طبقه مستضعف جامعه، بزرگ ترین مدافع وطن می شود، هیچ خللی در این نظریه وی ایجاد نمی شود که «بین رشد فکری و امکانات طبقه رابطه وجود دارد.» آیا ریشه این امر چیزی جز طبقه زدگی یا «تعصب» طبقاتی است؟
اینکه گفته شود لیبرالیسم نه یک ایدئولوژی که به معنای رشد فکری است، مشکلی را حل نمی کند. چرا باید واژگان را در معنایی ذهنی بکار گرفت. مگر اسلام مخالف رشد فکری است؟ هر پاسخی که به پرسش داده شود، روشن می سازد که لیبرالیسم چیزی فراتر از رشد فکری خواهد بود. همین بکارگیری نادرست مفاهیم در خصوص مفهوم «رابطه عادی» تکرار شده است. سریع القلم می گوید: «هر کشوری در نظام بین الملل فعلی در صدد دستیابی به رشد اقتصادی و تولید ثروت باشد، باید با امریکا رابطه عادی داشته باشد.»
امروز دیگر یک دانش آموز هم می تواند درک کند که با آمریکا نمی توان یک رابطه عادی داشت، مگر آنکه مقصود از رابطه عادی همان رابطه استعماری ارباب – رعیتی باشد. این دیگر ربطی به این ندارد که دولتمردان ما در دوران کودکی شان اتاق مخصوص به خودشان نداشته اند، به خوب درس نخواندن آنها هم مرتبط نیست. این را امروز دیگر ترامپ به صراحت می گوید که فقط تسلیم بی قید و شرط می خواهد. آیا چنین خواسته ای می تواند نسبتی با یک رابطه ای عادی داشته باشد؟ به عبارت دیگر، اگر به ادعای سریع القلم، «لیبرال کسی است که زیر بار هر حرفی نمی رود و برای خود احترام قائل است» چگونه یک لیبرال می تواند با چنین آمریکایی رابطه داشته باشد؟
شاید مشکل روشنفکران غرب گرای ما این باشد که درس شان را خیلی خوب خوانده اند، اما درس اشتباه را خوانده اند. ممکن است «کسی که تئوری ها را نداند دائماً اشتباه کند» اما کسی که فکرش گرفتار تئوری نادرستی شده است، بدون تردید دائماً اشتباه می کند.
سریع القلم ها در نظریات توسعه دهه هفتاد باقی مانده اند، دچارغربزدگی هستند، و تاریخ ایران را ذیل تاریخ غرب می دانند. آنها ژئوپلیتیک نمی شناسند و گرفتار ژئواکونومیک سرمایه سالاری هستند. طبقه زده هستند و به مردم اعتقادی ندارند. سوداگری و نفع طلبی طبقه متوسط را عقلانیت می دانند و تسلیم در برابر نظم استعماری را رابطه عادی می خوانند. آنها بردگان نظم استعماری و مهمترین علل عقب نگه داشته شدن ایران هستند و مادامی که دستورالعمل های آنان بر سیاست، اقتصاد و فرهنگ ما حاکم باشد، نمی توان امیدی به رشد، پیشرفت و توسعه جامعه ایران داشت.

بهنام زارع

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم