🎙️پادپخش | رادیو عصر
⭕️ تقلا برای نجات تیم برجام
🎙️ بهنام زارع
متن کامل:
راز هجمههای اخیر رسانههای زنجیری به نبویان چیست؟
تقلا برای نجات تیم برجام
ماجرا از یک خطای راهبردی و تلخ در اسلامآباد آغاز شد؛ آنجا که در کمال ناباوری، گوهرهی اقتدار ملی یعنی دستاوردهای خونبهای هستهای را دوباره روی میز مذاکره گذاشته شد. نتیجهی چه بود؟ دشمنِ گستاخ، جریتر شد و با وقاحت تمام، خروج مواد غنیشدهی ۶۰ درصد و توقف بیستسالهی افتخارات دانشمندان ما را طلب کرد و خزعبلات دیگری بافت که اگرچه پذیرفته نشد، اما نفسِ جرأت یافتن دشمن برای طرح این زیادهخواهیها، محصول همان خطایی بود که اجازه داد این پرونده اصلاً روی میز باز شود.
در چنین معرکهای، سید محمود نبویان که خود حاضر و ناظر این میدان بود، برخلاف ادعای امثال صبح نو نه از سر سهمخواهیِ حقیرِ جناحی، که از روی دردی عمیق و تاریخی، زنگ خطر را به صدا درآورد. او در توییتی محترمانه و دلسوزانه، تنها یک حقیقت بدیهی را یادآور شد: با وجود سابقهی سیاه و بدعهدی ذاتی آمریکا، و از آن فاجعهبارتر، حضور «اصحاب توافق ذلتبار برجام» در کنار رئیس مجلس در تیم مذاکرهکننده، هیچ امیدی به توافق عزتمندانه نیست و این بانیانِ خسارتِ محض، باید از قطار دیپلماسی پیاده شوند.
نبویان نه اصل مذاکره را که در چنین شرایطی خود زیر سوال است نفی کرد و نه زبان به طعنه گشود؛ او تنها آینهای در برابر تاریخِ همین چند سالِ اخیر گرفت تا کابوس برجام تکرار نشود. اما عجب آنکه همین هشدار دلسوزانه، آتش به جان رسانههای وفاقی انداخت.
روزنامههایی چون «صبح نو» و «خراسان» و زنجیرهای از تریبونهای همسو، شمشیر را از رو بستند و فریاد وااسلاما سر دادند که فلانی دیپلماسی را جناحی کرده است و به دنبال سهمیهبندی در تیم مذاکرهکننده است! این هیاهو و اتهامزنی در حالی برپا شد که پیش از او، جلیل محبی از نزدیکان خود آقای قالیباف، با طعنهای به مراتب گزندهتر هشدار داده و نوشته بود که ایستادگی بر سر خطوط قرمز رهبری وظیفه رئیس مجلس است، فردا نگویید متنهای مکتوب عراقچی را ندیدیم یا مترجم کلمات را غلط ترجمه کرد! چطور آن کنایهی تلخ، نشانهی دلسوزی است، اما هشدار صریح و مستدل نبویان، برهمزنندهی بازی تلقی میشود؟
حقیقت این است که رسانههای حامی رئیس مجلس، به جای آنکه با آغوش باز از این زنگ بیداری استقبال کنند و آن را سپر بلای آیندهی کشور و خیرخواهی مطلق برای آقای قالیباف بدانند، به هزینهتراشی روی آوردهاند.
آیا رئیس مجلس میخواهد سرنوشت شوم برجام که صنعت هستهای ما را به مسلخ برد و کشور را در گرداب تحریم و تهدیدِ سایهی جنگ فرو برد، دوباره به نام او سند بخورد؟ قطعا چنین نیست و آقای قالیباف اساسا و قاعدتا در پی جلوگیری از تکرار آن خسارت محض است.
پس طردِ کسانی که یک روز در اوج توهم و در زمانهای که هیچ تهدیدی حس نمیشد، دشمن خونخوار را «مؤدب» پنداشتند و دستاوردهای ملت را به ثمن بخس فروختند، نه یک فشار رسانهای، که یک توصیهی مثبت و یک فریضهی ملی است. یادمان نرفته است که برجام چه بر سر این آب و خاک آورد. یک دهه از عمر این ملت که به فرمودهی رهبری شهیدمان، خود یک عمر بود، در پای سرابِ غربگرایان به خسران کشیده شد. در همان ده سالی که با افتخار بتن در قلب راکتورها میریختند، دانشمندان غیور ما را خانهنشین کردند. امثال شهید مینوچهر در همان سالها، تاوان مقاومت در برابر باجخواهیهای آژانسِ محبوبِ آقایان را با گوشت و پوست خود دادند، زیر تیغ بیمهریها و هجمهها رفتند و نهایتاً خون پاکشان بر زمین ریخت.
و چه جانسوز است که این واگذاریِ حراجگونهی حقوق ملت، دستاوردی جز «تقریباً هیچ» نداشت. مکانیسم ماشه، یادگار شوم همان روزهاست که نه تنها با برجام، بلکه با تعهدات بعدی تیم عباس عراقچی در توافقاتی نظیر توافق قاهره نیز مهار نشد.
جالب است که چرا هشدار در خصوص آینده مذاکراتی که میزش نه یکبار، که چهار بار زیر آتش بمباران رفت؛ پیش از جنگ دوازده روزه، پیش از نبرد رمضان، بلافاصله پس از آتشبس، و همین روزهای گذشته با حمله به بندر ایران تبدیل به جرم شده است. این طنزِ تلخِ و گزندهی تاریخ ماست؛ کسانی که پس از سالها هنوز جرأت گردن گرفتنِ فاجعهی مکانیسم ماشه را ندارند و برای تبرئهی خود، یقه «فرانچسکو» نامی را در ایتالیا میگیرند، در حالی قلم به دست گرفته و کتاب «هنر مذاکره» مینویسند که کارنامهشان، کلکسیونی از شکستها است و ذرهای موفقیت در هیچ کارزاری نداشتهاند.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید