امروز: 1405/04/25 ساعت : 02:52

پادپخش | مردم‌کشی به شیوه روشنفکری

پادکست

🎙️پادپخش | رادیو عصر

⭕️ روشنفکران محفلی آنچنان کینه ای نسبت به مردم دارند که حتی در میانه جنگ نیز دست از ستیزشان با مردم بر نمی دارند

✍️ محمدرضا طاهری

🎙️ بهنام زارع

 

متن کامل:

مردم‌کشی به شیوه روشنفکری

روشنفکران محفلی آنچنان کینه ای نسبت به مردم دارند که حتی در میانه جنگ نیز دست از ستیزشان با مردم بر نمی دارند. دلیل آن نیز روشن است، این روشنفکران همیشه محکم ترین سیلی را از مردمان عادی سرزمین شان خورده اند. هر چه آنان مردم را در تحلیل های نظری شان نادیده می گیرند، تحقیر می کنند و کوچک می شمارند، مردم با بعثت و حضور پررنگ و اثرگذارشان، سیلی سختی بر آنان و محبوب قلوب شان، سرمایه سالاری جهانی، می زنند و خط بطلانی بر همه نظریات استبدادی و ضدمردمی شان می کشند.
نگاهی اجمالی به تحرکات رسانه ای آنان در همین ایام به وضوح نشان می دهد که هجمه هماهنگی را علیه مردم آغاز کرده اند: تاریخ سازی برای قهرمان سازی و منجی نشان دادن فروغی، یار استبداد و مهره اجنبی، نظریه های نخبه گرایانه، طبقه زده و تحقیر مردم مستضعف، و توهین های اخیر عباس عبدی به مردمی که حضور حیرت انگیزشان در خیابان ها کم از مجاهدت در میدان رزمندگان اسلام ندارد، نمونه هایی از این حمله هماهنگ به مردم است.
اما دلیل این دشمنی با مردم چیست؟ یکی می گوید: محال است مردم ایران با این کورتکس مغزی نازک شان، چنین عقلانیتی از خود نشان دهند. آن دیگری در حالی که باد به غبغب می اندازد چنین بیان می دارد: مگر می شود مردم پاپتی که در کودکی، اتاق مخصوص به خودشان را نداشته اند، تا این اندازه از رشد سیاسی برخوردار باشند؟ و دیگری برای اینکه خیال همه را راحت کند و از این آشفتگی برهاند می گوید: دوستان نگران نباشید! این ها اصلاً مردم نیستند، یک اقلیت افراطی رانتی تندرو هستند که احتمالاً پول هم می گیرند که به خیابان بیایند.
یکی از مهمترین علل این دشمنی ها، پیشگام بودن مردم ایران است. مردم ایران از روشنفکران شان جلو افتاده اند، روشنفکرانی که در تعیّن های تاریخی مغرب زمین گرفتار شده اند. آنها می گویند اگر تاریخ آمریکا و آلمان و انگلیس و فرانسه را نگاه کنیم، هنوز خیلی با دموکراسی فاصله داریم؛ ما هنوز طبقه متوسط کافی نداریم که توسعه و پیشرفت را محقق سازیم؛ باید چند قرن دیگر صبر کنیم کورتکس مغزمان به اندازه کافی ضخامت پیدا کند و عقلانیت لازم برای توسعه را بدست آوریم.
به دلیل همین عقب ماندگی جریان شبه روشنفکری است که رشد، مشارکت سیاسی، پایداری و بصیرت شگفت انگیز مردمان این سرزمین در هاضمه فکری غربزده شان نمی گنجد. اما این همه داستان نیست. در اینجا پای منافع و محافل هم در میان است. اقلیت، افراطی، و تندرو برچسب هایی هستند برای حیثیت زدایی از مردمی که مطابق منافع آنان عمل نمی کنند. «اقلیت» بیش از آنکه ناظر یک واقعیت اجتماعی باشد، چماقی است که بر سر واقعیت اجتماعی کوبیده می شود. ظاهراً فراموش کرده اند که اگر مخالفان فکری شان در اقلیت هم باشند، باید همانند پدران فکری شان برای حفظ ظاهر هم که شده لااقل به زبان از حقوق اقلیت دفاع کنند.
ستیزه شبه روشنفکران ما با مردم به یک بیماری مزمن بدل شده است و به جای جامعه شناسی نخبه کشی باید سراغ جامعه شناسی مردم کشی رفت. مگر فقط در جنگ است که مردم کشته می شوند؟ چشم فرو بستن بر نقش آفرینی پرشکوه مردم، توهین به آنها با برچسب های اقلیت، رانتی، و تندرو، تحقیرشان با یاوه هایی همچون ضخامت کم کورتکس و هوش هیجانی پایین، و رها کردن آنها در اقتصاد خشن نئولیبرال و سرمایه سالار، کم از کشتن آنان با جنگنده و بمب افکن های b2 و موشک های تاماهاک ندارد. آنها در حقیقت دو روی یک سکه هستند: سکه استعمار.

بهنام زارع

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم