🎙️پادپخش | رادیو عصر
⭕️ تحلیلی بر مقالهی استیون والت در نشریهی فارین پالیسی
✍️ ایوب سحابنژاد
🎙️ بهنام زارع
متن کامل:
پایان قدرت نرم آمریکا
تحلیلی بر مقالهی استیون والت در نشریهی فارین پالیسی
نگاهی به فروپاشی «قدرت نرم» از دریچهی اعترافات استیون والت از دانشگاه هاروارد
نشریهی آمریکایی «فارین پالیسی» در گزارشی تکاندهنده به قلم «استیون ام. والت»، نظریهپرداز برجستهی روابط بینالملل و استاد دانشگاه هاروارد، پرده از واقعیتی برداشته است که سالهاست تحت عنوان «افول موریانهای آمریکا» از آن یاد میشود. والت در این یادداشت با عنوان «پایان قدرت نرم آمریکا»، اعتراف میکند که ایالات متحده یکی از ستونهای اصلی خیمهی استکباری خود یعنی «قدرت جذب و اقناع» را به طور کامل از دست داده و اکنون تنها با تکیه بر عصبانیت و زور عریان به حیات پرهزینهی خود ادامه میدهد.
اصالت قدرت سخت و توهم «برنده-بازنده»
والت در تشریح ماهیت فعلی رژیم آمریکا، به نکتهای کلیدی اشاره میکند: اعتماد مطلق به قدرت سخت و بیاعتنایی کامل به قدرت نرم. به اذعان نویسنده، منطق حاکم بر هیئت حاکمهی فعلی واشینگتن، تقسیم جهان به دو دستهی «برندگان» (قوی) و «بازندگان» (ضعیف) است. این نگاه متکبرانه که ریشه در خوی استکباری دارد، باعث شده تا آمریکا حتی برای نزدیکترین متحدان خود نیز احترامی قائل نباشد. والت مینویسد: «تمایل به خودنمایی و ژست گرفتن… و حملات بیفکرانه به کشورهای طرفدار سرسخت آمریکا مانند کانادا یا دانمارک دیده میشود.»
این اعتراف نشاندهنده آن است که آمریکا دیگر نه یک «رهبر» برای جهان، بلکه یک «قلدر سرکش» است که قوانین بینالمللی را تنها برای دیگران میخواهد. والت تصریح میکند که در جهانبینی سردمداران فعلی آمریکا، «قوانین برای دیگران است» و آنها با افتخار به نقض هنجارها میپردازند.
ایرانهراسی شکستخورده و باتلاق جنگهای بیپایان
یکی از مهمترین فرازهای مقالهی والت، اعتراف به شکست راهبردی آمریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران است. او با انتقاد شدید از کنار گذاشتن دیپلماسی، مینویسد که واشینگتن «جنگی غیرضروری و بیدلیل علیه ایران آغاز کرد، با این فرض اشتباه که رژیم ایران به سرعت سقوط خواهد کرد.» این جمله، سند رسمی شکست محاسباتی شیطان بزرگ در برابر اقتدار ملی ایران است. والت معتقد است این دلبستگی جنونآمیز به قدرت سخت، آمریکا را در باتلاقی فرو برده که پیش از این در ویتنام، عراق، افغانستان و لیبی نیز آن را تجربه کرده بود. او به صراحت میگوید که بزرگترین شکستهای تاریخ آمریکا از این تفکر ناشی شده که «قدرت سخت کافی موفقیت را تضمین میکند.»
فروپاشی ویترینهای فریب: از انحلال USAID تا بحران دانشگاهها
آمریکا که دههها با ابزارهای فریبندهای همچون «کمکهای بشردوستانه» و «اعتبار علمی» سعی در جذب نخبگان و تودههای مردم جهان داشت، اکنون به دست خود این ویترینها را خرد کرده است. والت به اقدامات «تخریبی» در داخل بدنهی حاکمیت اشاره میکند؛ از جمله انحلال آژانس توسعه بینالمللی (USAID) توسط ایلان ماسک و خروج از بیش از ۶۰ سازمان بینالمللی توسط مارکو روبیو.
علاوه بر این، حملات سیستماتیک به آموزش عالی که زمانی «نماد قدرت نرم آمریکا» بود، جذابیت این کشور را برای جهانیان از بین برده است. والت هشدار میدهد که تصویر آمریکا در حال سقوط است، در حالی که رقبای بینالمللی جای آن را میگیرند. این یعنی آمریکا دیگر حتی قدرت فریب دادن نسلهای بعدی را هم ندارد.
جنایات جنگی و خوی وحشیگری
نویسنده با اشاره به سخنان مقامات دفاعی آمریکا مبنی بر «بیاحترامی به مخالفان» و «تجلیل از کشندگی»، تأکید میکند که هدف واشینگتن اکنون صرفاً «ارعاب» و «مجبور کردن» است. او تصریح میکند که وقتی وزیر دفاع قوانین بینالمللی را نادیده میگیرد، عملاً مرتکب جنایت جنگی میشود. شعار «قویترین بودن یعنی هرگز مجبور نباشی بگویی متاسف هستی»، تصویری دقیق از رژیمی است که هیچ بویی از انسانیت نبرده و تنها زبان زور را میفهمد.
والت با کنایه مینویسد: «آیا آنها تا به حال این ضربالمثل قدیمی را نشنیدهاند که با عسل میتوان مگسهای بیشتری گرفت تا با سرکه؟» اما حقیقت آن است که ماهیت استکباری آمریکا، دیگر قادر به تولید «عسل» (جذابیت) نیست و تنها میتواند «سرکه و سم» صادر کند.
میهنپرستی دروغین و نفرت از مردم
نکتهی تاملبرانگیز در مقالهی والت، اشاره به این واقعیت است که رهبران آمریکا حتی کشور خود را هم دوست ندارند. او با نقد شعار «MAGA» (آمریکا را دوباره بزرگ کنیم)، میگوید این شعار اعتراف به این است که آمریکا دیگر بزرگ نیست. تنفر از رسانهها، هنرمندان، دانشگاهها، علم و حتی نهادهای دولتی (دولت پنهان)، نشاندهنده یک فروپاشی اجتماعی و سیاسی درونی است. وقتی حاکمان یک کشور به شهروندان خود و نهادهای قانونیشان بیاعتماد هستند، چگونه میتوانند برای دیگر ملتها الگو باشند؟
نتیجهگیری: سقوط محتوم
استیون والت در پایان مقاله، زنگ خطر را برای بقای ایالات متحده به صدا در میآورد. او هشدار میدهد که اگر زندگی سیاسی آمریکا «خشنتر و فاسدتر» شود، دیگر نمیتوان اقدامات بد حاکمان را از ماهیت کشور جدا کرد. از دیدگاه تحلیلگران بیدار، این مقاله اعترافنامهی رسمی به پایان دوران هژمونی آمریکا است. رژیمی که قدرت نرم خود را از دست داده و قدرت سختش مکرراً مورد سوءاستفاده قرار میگیرد، محکوم به فروپاشی از درون است.
آمریکا امروز نه یک «آرمان»، بلکه به تعبیر والت، موجودی «دمدمیمزاج، انتقامجو و تهدیدآمیز» است که تنها با «مشت زرهپوش» سخن میگوید. این پایان راه برای قدرتی است که تصور میکرد تا ابد میتواند با ارعاب و فریب بر جهان حکمرانی کند. همانطور که والت اشاره میکند، شکست در برابر ایران، تیر خلاصی بر توهمِ «موفقیت با قدرت سخت» بود. واشینگتن اکنون در مقابل آینهی تاریخ ایستاده و چیزی جز زشتی و پوسیدگی در خود نمیبیند.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید