پس از آنکه ایران در دور دوم مذاکرات اسلامآباد شرکت نکرد، ترامپ تلاش مذبوحانهای کرد که نشان دهد در ایران اختلاف جدی است و به همین دلیل بوده که ایران نتوانسته به جمعبندی برسد و در نتیجه در مذاکرات شرکت نکرده است. او در پیام تمدید یکطرفه آتشبس ادعایی نیز پایانی مشخص نکرده و گفته تا وقتی که ایران پیشنهاد خودش را ارایه بدهد، آتشبس برقرار است.
اما ترامپ مانند دفعات قبل دچار خطای محاسباتی شده است. عدم حضور ایران در مذاکرات اسلامآباد نه از روی اختلاف میان مسئولان ارشد نظام، بلکه از روی وحدت آنهاست. وحدتی که حول فرامین رهبر انقلاب آیت الله سید مجتبی حسینی خامنهای ایجاد شده است. مسئولان ارشد نظام همگی معتقدند که مذاکرات اخیر منطبق با واقعیت میدان جنگ و تامین کننده حقوق حقه مردم ایران نیست و لذا نباید ادامه پیدا کند. این وحدت با حمایت حداکثری مردم در خیابانها از فرامین رهبر انقلاب و تبعیت مسئولین و فرماندهان با آن فرامین حاصل شده است. این وحدت کلمه پس از تجربه ناموفق دور اول مذاکرات اسلام آباد رقم خورده است.
برای درک بهتر این وحدت کلمه باید مختصات موقعیتی که در آن قرار داریم را به خوبی درک کنیم. رهبر انقلاب در پیام اخیر خود موقعیت کنونی ایران را چنین تشریح کردند که «امروز طلیعه برآمدن جمهوری اسلامی بهعنوان یک قدرت بزرگ و قرار گرفتن استکبار در سراشیبی ضعف، مقابل چشم همگان آشکار شده است.» یعنی موضع ایران، موقعیت برتر نسبت به دشمن است. ایشان این موقعیت برتر نسبت به دشمن را حاصل خون پاک شهدا، حضور مجاهدانه مردم در خیابانها و جانفشانی نیروهای مسلح دانستند.
بر این اساس ایران دیگر قرار نیست به مذاکراتی ادامه دهد که دشمن خود را در موضع بالا ببیند و بخواهد از موضع بالا به دنبال تحمیل شرایط خود باشد. آنچه که در مذاکرات اسلامآباد رقم خورد با موقعیت برتر ایران تطابق نداشت و دشمن به غلط خودش را در موضع بالاتر تصور میکرد. لذا ادامه دادن این مذاکرات که با واقعیت میدانی منطبق نیست و تصمیم بر توقف این روند تصمیمی برآمده از عقلانیت انقلابی است که از سوی رهبر معظم انقلاب اخذ شده و همه مسئولان ارشد نظام نیز از آن تبعیت میکنند. مردم نیز به طور کامل حامی این تصمیم عقلانی هستند.
چند نشانه مهم میتوان مورد اشاره قرار داد. اولین نشانه عدم اجرای پیششرطهای ایران همچون برقراری آتشبس در لبنان و آزاد شدن منابع بلوکه شده ایرانی بود. حتی شاهد بودیم که در ساعات اولیه آتشبس با هدایت آمریکا، به تاسیسات نفتی ایران در لاوان و سیری نیز حمله شد. دو ناو جنگی آمریکا نیز به محدوده تنگه هرمز آمدند و این نیز نقض آتشبس بود. حتی درستتر آن است که بگوییم آتشبس اصلا محقق نشد.
طرح موضوع برنامه هستهای ایران در مذاکرات اسلام آباد نشانهای دیگر بر اثبات غیرواقعی بودن فرایند مذاکرات بود. آمریکا دو بار خلاف تمام قواعد بینالمللی به برنامه صلح آمیز هستهای ایران حمله نظامی کرده است و الان که در موضع ضعف قرار دارد و ضربات جدی از ایران خورده است، جایی ندارد که بخواهد درباره برنامه هستهای ایران صحبت کند و شرط و شروط بذارد. تیم ایرانی نیز نباید اجازه مطرح شدن این موضوع را میداد که به نظر دچار خطای راهبردی شد. محاصره دریایی نیز نشانهای دیگر بود که بعد از شروع آتشبس انجام شد.
لذا مشخص است که مذاکرات اسلامآباد نه تنها با واقعیت بیرونی تطابق نداشت و نمیتواند اهداف مهم ایران در جنگ تحمیلی سوم را حاصل کند بلکه حتی به ضرر ایران بوده است. پایان دادن به این کار بیفایده و دارای ضرر یک تصمیم عقلانی است که روی آن وحدت نظر وجود دارد.
در ایران خلاف تصور اشتباه ترامپ وحدت نظر وجود دارد که مذاکرات اسلام آباد نباید ادامه پیدا کند و نباید اجازه داد تا آمریکا از جنگ خودش را کنار بکشد و ایران را در شرایط جنگی نگه دارد.
شاید در ایران نظرهای مختلفی وجود داشته باشد اما تصمیم رهبر انقلاب فصل الخطاب است و همه ارکان نظام خود را موظف به تبعیت از آن میدانند. مردم مبعوث شده ایران نیز با تمام توان از فرامین رهبر انقلاب حمایت میکنند و نسبت به هرگونه کوتاهی و فاصله گرفتن مسئولان از فرامین رهبر انقلاب با جدیت مواجه خواهند شد. همان چیزی که در طول پنجاه و چند شب گذشته شاهد بودیم.
این وحدت کلمه معجزه میکند و نه تنها دشمن را به ذلت خواهد کشاند بلکه عامل پیشرفت کشور در ابعاد مختلف خواهد بود.
پایان دادن به مذاکرات اسلام آباد محور وحدت مسئولان ایرانی
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید