در تاریخ نوزدهم فروردین ماه بود که آتشبس پیشنهادی آمریکا از سوی جمهوری اسلامی ایران پذیرفته شد. در آن مقطع، ترامپ پیاپی ضربالاجل تعیین میکرد. ترامپ تهدید کرده بود که «محو تمدن» رخ خواهد داد و ایران به «عصر حجر» بازخواهد گرداند. واکنش مردم ایران اما شجاعانه بود و در همان روزها، تشکیل زنجیرههای انسانی حول نیروگاهها و روی پلها شکل گرفت. تهدیدهای ترامپ عملاً اثر معکوس داشت.
در همان ساعات بود که ترامپ اعلام کرد ده نکته ایران میتواند مبنای مذاکرات باشد؛ یعنی پیشنهادهای ایران به دست آنها رسیده و میتواند به عنوان مبنای گفتوگو قرار گیرد. به این ترتیب، بحث آتشبس همزمان با پایان ضربالاجل ترامپ از سوی ایران پذیرفته شد.
در طرف ایرانی، اصلیترین روایت از فرآیند پذیرش آتشبس و مذاکرات، در بیانیه دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی بیان شد. در این بیانیه، بر پذیرش کامل شروط ایران از سوی ترامپ تأکید شده بود. حتی در پایان بیانیه آمده بود که مردم باید تا زمان نهایی شدن جزئیات، در صحنه باقی بمانند. فهم کلی این بود که شروط پذیرفته شده و فقط جزئیات باید در مذاکرات تعیین شود.
چند روز پس از مذاکرات اسلامآباد، مهدی محمدی، مشاور رئیس مجلس که در مذاکرات اسلامآباد حضور داشت، توضیحاتی ارائه کرد که رویکرد طرف ایرانی را آشکار میکرد. بر اساس این توضیحات، برآورد طرف ایرانی این بود که در موقعیت برتر نظامی قرار دارد، ترامپ ناچار و مستأصل به دنبال راه خروج است، و اکنون زمان آن رسیده که در میز مذاکره از او امتیاز گرفت و اراده خود را به طرف مقابل تحمیل کرد.
با گذشت زمان، مشخص شد نگاه دیگری نیز در تصمیمگیری مؤثر بوده است. این نگاه، مبتنی بر نگرانی از ادامه جنگ و توسعه درگیری در سطح زیرساختها بود. این رویکرد عمدتاً از سوی دولت و جریان همراه با دولت مطرح میشد.
رویکرد سومی هم بود که منتقد مذاکرات بود. برای مثال چند روز پیش از پذیرش آتشبس دکتر سعید جلیلی در برنامه تلویزیونی تاکید داشت که جنگ تا زمان تحقق اهدافش باید تداوم یابد. همچنین در هفته قبلش وضعیت را به موقعیت پشت خیمه معاویه تشبیه کرده بود که جبهه حق در میدان نظامی برتری دارد و دشمن به خدعه و فریب روی میآورد.
برآورد غیردقیق
تحولات بعد از پذیرش آتشبس نشان داد که برآوردهای اولیه با واقعیت فاصله داشته است. در تهران پس از دور اول مذاکرات، تغییراتی رقم خورد و اصلاحاتی صورت پذیرفت. لذا اکنون باید از یک مذاکرات اصلاحشده سخن گفت. دستکم سه تغییر اساسی رخ داده است:
1 خروج برنامه هستهای ایران از میز مذاکره
در بیانیه دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی، عبارت «پذیرش غنیسازی» به عنوان یکی از شروط مطرح شده بود. خبرگزای AP اعلام کرد که در نسخه انگلیسی ده نکته ایران، عبارت «acceptance of inrichment» وجود ندارد. فاصله میان نسخه فارسی و انگلیسی خود محل بحث بود.
پس از مذاکرات اسلامآباد، امیرحسین ثابتی (نماینده تهران) اعلام کرد که در مذاکرات، خلاف خط قرمز تعیینشده، درباره هستهای صحبت شده است. این ادعا تکذیب نشد. پس از او، سید محمود نبویان که خود در تیم مذاکرهکننده حضور داشت، در گفتوگویی بیان کرد که یک اشتباه رخ داده و مذاکرات را به «خسارت محض» تبدیل کرده است؛ آن اشتباه، ورود به بحث هستهای بود.
نهایتاً، رهبر معظم انقلاب در پیام روز ملی خلیج فارس (دهم اردیبهشت) تعبیری جدی و قاطع به کار بردند که معنای روشنی داشت و دلالت بر غیرقابل مذاکره بودن برنامه هستهای داشت. نتیجه آنکه پرونده هستهای از میز مذاکره خارج شد.
2 عدم پذیرش رسمی تمدید آتشبس
نقدهای زیادی در تهران مبنی بر اینکه چرا آتشبس پذیرفته شده مطرح شد و مذاکره لزوماً نباید همراه با آتشبس باشد. همچنین آتشبس در همان ساعات اولیه در جبهه لبنان به طور جدی نقض شد (حمله سنگین به بیروت). در ایران نیز به پالایشگاه لاوان و پالایشگاه دیگری حمله شد. تلاش نیروی دریایی آمریکا برای عبور از تنگه رخ داد. روز بعد از مذاکرات نیز آمریکا رسماً محاصره دریایی را آغاز کرد.
در نهایت، وقتی ترامپ یکطرفه آتشبس را به مدت پانزده روز و سپس بدون محدودیت زمانی تمدید کرد، هیچ مقام رسمی از طرف ایران این تمدید را نپذیرفت. از نظر رسمی و سیاسی، ایران تمدید آتشبس را نپذیرفته است.
3 بازگشت به وضعیت کنترلشده در تنگه هرمز
پس از پذیرش آتشبس، ایران فضا را تا حدی تسهیل کرد و ترددها با نرخ محدود انجام میشد. روز بیست و هشتم فروردین (جمعه)، پس از توافق رژیم صهیونیستی با دولت لبنان، آقای عراقچی در توییتی اعلام کرد که «تنگه هرمز باز است». انتقادات فراوانی به این توییت وارد شد.
اما صبح روز شنبه بیست و نهم فروردین، قرارگاه خاتمالانبیا اطلاعیه داد و اعلام کرد که به دلیل نقض مکرر آتشبس و بدعهدی آمریکا، وضعیت تنگه هرمز به قبل از مذاکرات بازمیگردد و کنترل تشدید شده خواهد شد. از آن زمان به بعد، تنگه هرمز عملاً وضعیت مسدود پیدا کرده است. تلاشهای آمریکا برای تغییر این وضعیت، با رشادت نیروهای مسلح ایران ناکام مانده است.
در حال حاضر، ایران یک مذاکرات اصلاحشده را دنبال میکند. نتیجه نیز نارضایتی ترامپ است.
روز یکشنبه ساعاتی پیش از ارسال پاسخ ایران، خبر دیدار سردار عبداللهی (فرمانده قرارگاه خاتمالانبیا) با رهبر معظم انقلاب منتشر شد. این نشانه آشکاری بود از اینکه ایران تصمیمات جدی گرفته است و اگر ترامپ پیشنهاد ایران را نپذیرد، ایران برای درگیری نظامی آمادگی دارد.
تجربه مذاکره با آمریکا برای ایران درس شفافی داشته است. همین تجربه جدید نیز مشخص میکند که این پدیده یک «بنبست محض» است و نباید انتظار تامین منافع ملی و امنیت ملی از آن داشت. لذا طبیعی است پاسخ ایران از سوی ترامپ پذیرفته نشود.
پدیدۀ مذاکرات اصلاح شده
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید