مسئله آمریکا با ایران در غرب آسیا همان مسئله آمریکا با چین در شرق آسیاست. چین خطایی کرده؟ تهدیدی علیه موجودیت آمریکا و همپیمانانش ایجاد کرده؟ جز این است که چین تلاش کرده پیشرفت کند؟ مسئله آمریکا با چین و ایران هژمون منطقهای شدن کشورهایی است که حاضر نیستند منافعشان را ذیل نظم جهانی تحت رهبری آمریکا تعریف کنند.
اگر این نکته ساده را تشخیص بدهیم، نگاهمان به رویکردهای آمریکا، چین، ایران و سایر کشورهای جهان اصلاح میشود. اما چرا کشورهایی چون ژاپن، کره جنوبی، عربستان، امارات و… حاضرند در نظم مدنظر آمریکا بازی کنند، اما چین و ایران نه؟ زیرا منفعتی که کشورهای نام برده از تعریف کردن منافعشان ذیل نظم آمریکایی جهان میبرند، از پذیرش نظم طبیعی منطقهشان بیشتر است. یعنی چه؟ آمریکا برای باقی ماندن در مقام هژمون جهان نیاز دارد از تبدیل شدن دشمنانش به هژمون منطقهای جلوگیری کند و این کار را با دستکاری در نظم طبیعی و ژئوپلیتیک طبیعی هر منطقه از جهان انجام میدهد. پذیرش نظم طبیعی شرق آسیا به معنای پذیرش هژمونی چین در آن منطقه است و این در نقطه مقابل منافع آمریکا در شرق آسیاست. چرا؟ زیرا اگر امریکا نظم طبیعی منطقه شرق آسیا را بپذیرد، این آمریکاست که باید سیاستهای خود را مطابق منافع چین در آن منطقه تنظیم کند و نه بالعکس و این همان نکتهای است که آمریکا بعنوان هژمون جهان به پذیرش آن تن نمیدهد. بنابراین آمریکا با پشتیبانی از ژاپن، کره جنوبی، تایوان و دیگران تلاش میکند توازن طبیعی شرق آسیا را دستکاری کند. اما نکته مهم در اینجا منافع کشورهایی نظیر ژاپن، کره جنوبی و سایر کشورهای آن منطقه است. منافع ملی این کشورها همراستا با منافع آمریکا در دستکاری نظم طبیعی منطقه است و از همین رو آنها ترجیح میدهند به جای پذیرش نظم طبیعی منطقه خود که در اینجا پذیرش هژمونی چین در شرق آسیا است، نظم مدنظر آمریکا برای منطقهشان را بپذیرند تا توسط چین بلعیده نشوند. در نظم غیرطبیعی مدنظر آمریکا برای شرق آسیا جایگاه ژاپن، کره جنوبی و تایوان ارتقا مییابد تا بتوانند با چین رقابت کنند، اما جایگاه چین در این نظم تنزل مییابد تا نتواند اقتدار یا منافع خود را بر کشورهای دیگر منطقه شرق آسیا و همچنین منافع آمریکا در آن منطقه تحمیل کند.
همین قاعده در مورد غرب آسیا نیز صادق است. اسرائیل و اعراب در پذیرش نظم مدنظر آمریکا برای منطقه غرب آسیا منفعت بزرگتری دارند. آنها ترجیح میدهند منافعشان را ذیل منافع آمریکا در غرب آسیا تعریف کنند تا اینکه به ژئوپلیتیک طبیعی منطقه و پذیرش ایران به عنوان هژمون منطقه تن بدهند. براساس ژئوپلیتیک طبیعی منطقه غرب آسیا، ایران با در اختیار داشتن جمعیتی ۹۰ میلیونی، قرار گرفتن در یک منطقه جغرافیایی راهبردی بعنوان نقطه اتصال غرب و شرق، دسترسی به آبهای آزاد، برخورداری از بالاترین حجم نفت و گاز جهان[بصورت مجموع] و نیز برخوردی از میزان عظیمی از معادن معدنی و منابع طبیعی موجود در جهان، برخورداری از یک نیروی جوان تحصیل کرده و متخصص، مساحت بزرگتر نسبت به کشورهای همسایه، برخورداری از سطح علمی بالاتر و نیز تکنولوژی پیشرفتهتر نسبت به سایر کشورهای غرب آسیا، برخورداری از بزرگترین ارتش(نیروی نظامی) منطقه و نیز یک صنعت نظامی بومی قدرتمند و بسیاری از مواهب دیگر، بصورت طبیعی باید بتواند از مزیت هژمون بودن در منطقه برخوردار شود، به این معنا که سایر کشورها موظف باشند منافع خود را ذیل منافع ایران در منطقه تعریف کنند و از دست زدن به هرگونه اقدام و برنامهای که با منافع ایران در تعارض باشد خودداری کنند. همچنین در این تعریف آمریکا نیز ناچار خواهد بود منافع خود را ذیل منافع ایران در منطقه تعریف کند. این همان نکتهای است که موجب میشود اعراب و آمریکا بر سر مهار ایران به هم پیوند بخورند.
چرا ایران مخالف حاکم شدن نظم مدنظر آمریکا در منطقه است؟ چون در نظم مدنظر آمریکا جایگاه تمام کشورهای منطقه از جمله کشورکهای عربی و نیز اسرائیل ارتقا مییابد و آنها تا سطح قدرت ایران بالا میآیند تا ایران نتواند منافع خودش در منطقه را به آنها تحمیل کند، اما جایگاه ایران دچار تنزل میشود و به سطح سایر کشورهای منطقه کاهش مییابد.
بنابراین جنگ بین چین با آمریکا و ایران با آمریکا بر سر تلاش این دو کشور برای حاکم شدن توازن طبیعی مناطق خود و در مقابل تلاش آمریکا برای دستکاری توازن طبیعی این مناطق و حاکم شدن یک نظم غیرطبیعی در هر دو منطقه است.
اگر ایران و چین در این نبرد پیروز شوند، عربستان، امارات، قطر، مصر، ترکیه و دیگران در غرب آسیا ناچارند منافعشان را ذیل منافع ایران در منطقه بازتعریف کنند. همین قاعده برای کره جنوبی و ژاپن نیز صادق است. آنها میدانند پذیرش هژمونی چین در شرق به معنای مسلط شدن چین بر کشورشان است، و بنابراین ترجیح میدهند به جای بلعیده شدن توسط چین و واگذاری کامل استقلالشان به این کشور، میزان کمتری از استقلالشان را به آمریکا واگذار کنند. بنابراین علت اینکه ژاپن، کره جنوبی، عربستان، امارات و… نظم مدنظر آمریکا را به نظم طبیعی مناطق خود ترجیح میدهند، همراستا بودن منافعشان با منافع آمریکا در هر منطقه است. از همین رو ژاپن، کره جنوبی، عربستان، امارات و.. بصوت منطقی میتوانند متحد آمریکا باشند و ایران و البته چین خیر. چین با فهم این واقعیت برای استقلال کشورش جنگید و پیروز شد، اما ایران در رویای پیوند غربگرایان با غرب متوقف شد.
چرایی اجبار ایران به انتخاب سیاست «مقاومت» در مقابل آمریکا
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید