جنگ رمضان جنگی برای تعیین نظم آینده در منطقه غرب آسیا است که نتیجه آن روی نظم آینده در جهان نیز اثر عمیقی دارد. آمریکا و رژیم صهیونیستی با همین هدف جنگ را علیه ایران اسلامی آغاز کردند. در جنگ ۱۲ روزه خرداد ماه ۱۴۰۴ موفق نشدند به این هدف دست یابند. جنگ رمضان ادامه جنگ ۱۲ روزه است که اینبار آمریکا و نه رژيم آن را شروع کرد تا بتواند ایران اسلامی را تسلیم کند. تسلیم ایران مقدمه لازم بنا کردن نظم جدید آمریکایی بر پایه نظم فعلی آمریکایی است.
هرچند جنگ بر ایران تحمیل شد اما ایران نیز به دنبال همین هدف در جنگ رمضان است و به همین دلیل هرگونه آتشبس زودهنگام را رد میکند. این جنگ تا آنجا ادامه پیدا خواهد کرد که یکی از طرفها بتواند ستونهای نظم مطلوب خود را بنا کند. هر روز که از شروع جنگ میگذرد شواهد میدانی نشان میدهد آمریکا و رژيم از پیروزی دورتر میشوند و ایران به پیروزی نزدیکتر میشود.
حال در این جنگ که برای ایجاد نظم جدید است، میدان نبرد تنها در عملیات نظامی خلاصه نمیشود. ایران گزینههای مهمی در عرصه راهبردی دارد که میتواند از آنها برای ضربه زدن به دشمن استفاده کند. به طور خاص باید درباره بعد نرمافزاری نظم آمریکایی یعنی معاهدات و رژيمهای کنترلی این نظم صحبت کرد و اقداماتی که میتواند آن را متزلزل کند را در دستور کار قرار داد.
معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای یا NPT یک رژيم کنترلی و ثبات بخش نظم آمریکایی است که بعد از جنگ جهانی دوم در جهان حاکم شد. این رژیم انحصار فناوری را برای غرب تضمین میکند و بخشی از ثبات بخشی به نظم آمریکایی است. ایران از حضور خود در این معاهده تاکنون خیری ندیده است و حتی شاهد محکوم کردن حمله به تاسیسات هستهای خود چه در جنگ ۱۲ روزه و چه در جنگ رمضان از سوی آژانس بینالمللی انرژی اتمی نبوده است. شواهد زیادی هم وجود دارد که آژانس و بازرسان آن، به عنوان جاسوسان دشمن عمل کردهاند. لذا در حال حاضر خروج از این معاهده که در سطح خرد کاملا دارای منطق مشخص است، در سطح کلان و راهبردی ضربهای به نظم فعلی آمریکایی است و در جنگ رمضان تقویت کننده جبهه ایران اسلامی است.
یکی دیگر از معاهدات استعماری ثبات دهنده به نظم آمریکایی، معاهده مقابله با تامین مالی تروریسم (در ایران به CFT شناخته میشود) است. مفهوم تروریسم از مفاهیم مرکزی رژیم کنترل مقاومت اسلامی بوده است که آمریکا و متحدانش از دهه ۹۰ میلادی آن را به طور ویژه برجسته کردند. درست زمانی که ضربات محکمی از مقاومت اسلامی در منطقه غرب آسیا دریافت کردند. بعد از حادثه مشکوک ۱۱ سپتامبر تبدیل به دال مرکزی سیاست امپریالیستی آمریکا شد. متاسفانه عدهای سادهلوح در ایران با طرح این استدلال که باید از خودمان رفع اتهام کنیم، زمینه را برای تصویب این معاهده در سال گذشته مهیا کردند. به عبارت دیگر ایران اسلامی که خاستگاه اندیشه مقاومت اسلامی است، به معاهدهای پیوست که از نظر پارادایم ضدش بود. حالا که بالاترین سطح برخورد رخ داده و جنگ رمضان به راه افتاده است، باید با اعلام خروج از این معاهده ضربهای راهبردی به نظم آمریکایی وارد شود.
معاهده مبارزه با جرایم سازمان یافته فراملی (پالرمو) نیز شبیه CFT است. مرتبهای بالاتر اعلام قطع همکاری با نهاد FATF که آشکارا بازوی کنترلی نظم آمریکایی روی جریانات مالی دنیا است و مفاهیمی مانند تروریسم و گسترش سلاحهای کشتار جمعی را در محور سازوکارهای خود قرار داده است، ضربهای جدی به نظم آمریکایی خواهد بود. این نهاد مانند آژانس بینالمللی انرژی اتمی رفتار دوگانه در قبال ایران داشته است. با اینکه در موضوع جنگ روسیه و اوکراین بلافاصله موضعگیری و اقدام کرد اما نه در جنگ ۱۲ روزه و نه در جنگ رمضان هیچ واکنشی به این جنگ نداشت. اعلام قطع همکاری و عدم پایبندی به برنامه اقدام و خروج از معاهدات مرتبط کار اساسی است که باید صورت پذیرد.
هر روز که بگذرد برای این کار دیر میشود. ما نباید اجازه بدهیم رویکرد اشتباه غربگراها که نتایج پرهزینه آن الان آشکار شده است، مجدد در کشور بتواند به تصمیمها جهت بدهد.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید