امروز: 1405/04/25 ساعت : 02:09

چرا پایان جنگ بدون تثبیت دستاوردها بر خلاف منافع ملی است؟

لزوم تحقق شروط ده‌گانه ایران در برابر ماجراجویی نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی

در عرصه سیاست بین‌الملل، جنگ یا صلح تصمیمی راهبردی با پیامدهای نسلی برای امنیت، اقتصاد، حاکمیت و جایگاه یک ملت در نظم جهانی است. از منظر منافع ملی، خاتمه مخاصمه زمانی عقلانی و مشروع قلمداد می‌شود که دستاوردهای حاصل‌شده در میدان نبرد، نه تنها در متن توافق‌ها بلکه در میدان واقعیت، تثبیت و تضمین گردد. در غیر این صورت، «صلح» به «توقف موقت تنش» و «بازگشت تدریجی تهدید» تبدیل می‌شود که هزینه‌اش چندبرابر هزینه ادامه جنگ خواهد بود.
امروز ایران در چنین نقطه عطفی قرار دارد. پس از دفاع مقدس رمضان و ایستادگی در برابر تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی، کشورمان با پرداخت بهایی سنگین ــ شامل بیش از سه هزار شهید، هزاران زخمی، خساراتی به وسعت چند میلیارد دلار و تحمیل هزینه‌های جدی بر معیشت مردم ــ به دستاوردهای بی‌سابقه‌ای در عرصه‌های نظامی، امنیتی و ژئوپلیتیکی نائل آمده است: حاکمیت کامل بر تنگه هرمز، تغییر موازنه قدرت به نفع جبهه مقاومت، و خروج آمریکا از آرایش تهاجمی.
اما اکنون که زمزمه‌های شکل‌گیری توافق برای پایان جنگ در رسانه‌ها قوت گرفته و تحرکات دیپلماتیک فشرده‌ای از جمله سفر سید عباس عراقچی به پکن در اردیبهشت ۱۴۰۵ و برنامه قریب‌الوقوع سفر دونالد ترامپ به چین دیده می‌شود، خطر پذیرش صلح زودهنگام و بدون تضمین بیش از هر زمان دیگری منافع ملی ایران را تهدید می‌کند.
منافع ملی ایران در این مقطع حساس، بر سه محور اساسی استوار است:
1 تثبیت حقوقی و سیاسی دستاوردهای میدانی؛ تبدیل برتری نظامی بر تنگه هرمز به یک حق دائمی و درآمدزا برای کشور.
2 اخذ تضمین‌های معتبر و اجرایی از آمریکا و قدرت‌های ضامن (چین و روسیه) برای جلوگیری از تکرار خروج یک‌جانبه از توافق (آمریکا هرگز به تعهدات خود در برجام پایبند نماند).
3 رفع کامل و بی‌قیدوشرط تحریم‌ها، خروج نظامیان آمریکایی از همه پایگاه‌های منطقه، و جبران خسارات جنگی .
با استناد به «نظریه بازدارندگی» و «آموزه‌های تجربه برجام» می توان گفت: هرگونه توافقی که شروط ده‌گانه ایران را به طور کامل و با ضمانت‌های عینی محقق نسازد، نه تنها پایان جنگ نیست، بلکه مقدمه‌ای بر جنگی طولانی‌تر و پرهزینه‌تر برای ملت ایران خواهد بود. در نتیجه، تحقق این شروط ــ که در ادامه به تفصیل تحلیل خواهد شد ــ نه یک خواسته حداکثری، بلکه اقلّ الزامات دفاع از منافع ملی و تمامیت ارضی کشور محسوب می‌شود.
این تقریبا هم‌زمانیِ دو سفر (سفر عراقچی و سفر قریب‌الوقوع ترامپ به چین) را می‌توان به مثابه رویکردی برای احاطه کردن ایران در محاصره دیپلماتیک و اقتصادی ارزیابی کرد. بدیهی است که چین به عنوان بزرگ‌ترین مشتری نفت ایران نمی‌خواهد بحران تنگه هرمز ادامه یابد . از همین روست که پکن در قامت یک میانجی خنثی ظاهر نشده، بلکه بدنبال تضمین‌ منافع خود هست.
واقعیت این است که ایران به وعده‌های آمریکا و مهر تأیید پکن اعتمادی ندارد و تنها در صورتی می‌تواند تن به هرگونه توافقی بدهد که چین و روسیه به عنوان ضامن‌های حقیقی و حقوقی در کنار بسته‌های تضمین معتبر، با تحقق شروط ده گانه ،پای کار بیایند تا از تکرار تجربه‌ای تلخ مشابه خروج آمریکا از برجام در ۲۰۱۸ جلوگیری شود.
در غیر این صورت، پذیرش هرگونه صلح عجولانه‌ای به مثابه تسلیم در برابر خواست دشمن خواهد بود.
۱۰ شرط ایران؛ سنگ عیار منافع ملی
در این بخش، ده شرط اصلی شورای عالی امنیت ملی ایران که در فروردین ۱۴۰۵به آمریکا ابلاغ شد، موردمداقه قرار می‌گیرد. بر پایه مفاد شورای عالی امنیت ملی، این ده شرط عبارتند از:
1 تضمین رسمی و غیرقابل‌نقض عدم تجاوز علیه ایران
ایران خواستار تعهد دائمی و قطعی آمریکا و اسرائیل نسبت به عدم تجاوز مجدد است. مقامات ارشد ایران پیشنهاد داده‌اند که چین یا روسیه می‌توانند نقش ضامن را ایفا کنند؛ پاسخی که تاکنون از سوی واشنگتن دریافت نشده، فقط وعده‌ای مبنی بر آتش‌بس موقت و مذاکره برای صلح دائمی است که به هیچ وجه جای تعهد دائم را نمی‌گیرد.
2 خروج کامل نیروهای نظامی آمریکا از منطقه و توقف محاصره دریایی
این یکی از صریح‌ترین و مهم‌ترین بندهای طرح ده‌گانه است: خروج کامل نظامیان آمریکایی از تمام پایگاه‌های نظامی در خاورمیانه. آمریکا در این زمینه هیچ واکنش مثبتی نشان نداده و نیروهایش کماکان در شش کشور همسایه ایران مستقر هستند.
3 حاکمیت کامل بر تنگه هرمز و اعمال قواعد عبور امن
ایران از ابتدای جنگ توانسته است حاکمیت همه‌جانبه خود بر این گذرگاه بی‌بدیل را تحمیل کند و اکنون خواهان تثبیت این حاکمیت در قالب دریافت عوارض و حق‌العبور با هماهنگی نیروهای مسلح خود است.
اما آمریکا تنها به «تسهیل ترانزیت با نظارت خود» رضایت داده است كه امری كاملاً متفاوت است.
4 رفع یک‌باره و بی‌قیدوشرط کلیه تحریم‌های اولیه، ثانویه و تحریم‌های سازمان ملل
ایران خواستار رفع کامل تمام تحریم‌ها به‌صورت یکجا و بدون هرگونه محدودیت اضافی است. آمریکا تنها به رفع گام‌به‌گام در ازای بازشدن تنگه هرمز در چند مرحله است.
5 پرداخت خسارات جنگی از طریق صندوق مالی بین‌المللی
تأسیس صندوق برای جبران خسارات اقتصادی ناشی از جنگ و تحریم‌ها می تواند راهگشا باشد. تا امروز حتی کوچک‌ترین گامی در این خصوص برداشته نشده است.
6 خاتمه تمام قطعنامه‌های شورای امنیت و شورای حکام علیه ایران
بدنه حقوقی بین‌المللی که از ۲۰۰۶ تاکنون قطعنامه‌های سرکوبگرانه را علیه ایران تصویب کرده، کماکان به قوت خود باقی است و خبری از لغو آنها دیده نمی‌شود.
7 تضمین رسمی و عینی تعهدات آمریکا با ضمانت‌های اجرایی
تجربه برجام نشان داد هرگز تن به شروط ایران نخواهد داد و براحتی آن را زیر پا خواهد گذاشت .
8 توقف جنگ در همه جبهه‌ها (لبنان، غزه، سوریه، عراق و یمن)
ایران خواستار آن است که توافق، همه جبهه‌های مقاومت را نیز دربرگیرد. اما رژیم اسرائیل نه تنها به آتش‌بس‌های موقت پایبند نیست، بلکه کماکان حملات هوایی به ضاحیه بیروت و جنوب لبنان را ادامه می‌دهد.
9 پذیرش حق غنی‌سازی اورانیوم و مذاکره درباره سطح آن در چارچوبی عادلانه
ایران خواهان «پذیرش رسمی حق غنی‌سازی اورانیوم» است و اعلام کرده که حق غنی سازی قابل مذاکره نیست.. آمریکا در مقابل خواستار «توقف موقت غنی‌سازی و یا رقیق کردن و یا انتقال آن» شده است! اقدامی که عملاً ایرانیِ عاری از انرژی هسته‌ای صلح‌آمیز را رقم خواهد زد.
10 خاتمه دائمی و بدون بازگشت خصومت‌ها
ایران تنها با صلحی دائمی و قطعی موافقت کرده و هرگونه آتش‌بس موقت را رد کرده است. اما آمریکا عملا بدنبال «توقف جنگ و مذاکرات تکمیلی» و بازتولید «وضعیت نه جنگ و نه صلح» و یا عقب نشینی ایران خواهد بود.
این ده شرط، همگی در جای خود واجد اهمیت و حیثیت ملی هستند و کوتاه‌آمدن از هر یک از آنها به زیان منافع ملی خواهد بود. آنچه از این شرایط قابل‌چشم‌پوشی نیست، سه شرط محوری زیر است:
تثبیت حاکمیت ایران بر تنگه هرمز و دریافت عوارض عبور با مدیریت جمهوری اسلامی ایران
ضمانت قطعی و حقوقی برای جلوگیری از تکرار خروج آمریکا
پایان دائمی و کامل تحریم‌ها و خروج نظامیان آمریکایی از همه پایگاه‌ها
ساده‌انگاری است اگر تصور کنیم آمریکا و اسرائیل پس از یک جنگ فرسایشی و تحمیل هزینه‌های سنگین، بدون اخذ امتیازات راهبردی دست از ماجراجویی خود خواهند کشید. ما باید دستاوردهایمان را تثبیت کنیم تا دشمن نتواند با یک آتش‌بس موقت، توان بازسازی خود را به دست آورد و در فرصتی مناسب، ضربه‌ای مهلک‌تر فرود آورد.
نظریه‌ی بازدارندگی و منافع ملی
بر اساس نظریه بازدارندگی(Deterrence Theory) ، کاربست موفقیت‌آمیز قدرت و تأمین امنیت ملی تنها در صورتی محقق می‌شود که «قدرت» به «بازدارندگی» تبدیل شود. ایران طی جنگ رمضان توانست با پرتاب موشک‌ها و پهپادها و انسداد تنگه هرمز، هزینه‌های گزافی را به آمریکا و متحدانش تحمیل کند و بدین سان بازدارندگی موثری را در برابر متجاوزین ایجاد نماید. اما اگر این «بازدارندگی» به تضمین‌های سیاسی، حقوقی و امنیتی تبدیل نشود، دشمن به سادگی می‌تواند پس از بازسازی توان خود، در موقعیتی مناسب‌تر ایران را هدف قرار دهد.
در مقابل، پایان جنگِ توأم با تثبیت دستاوردها، چرخه منازعه را برای همیشه خواهد شکست و یک بازدارندگی پایدار خلق خواهد کرد كه حافظ منافع ملی و تمامیت ارضی و عزت ایرانِ بزرگ خواهد بود.
جمع‌بندی: حفظ دستاوردها در اولویت منافع ملی است
ایران امروز در نقطه عطفی سرنوشت‌ساز ایستاده است: از یک سو، مردم مبعوث شده مدتهای مدیدی است که خواسته های خود را در کف خیابان مطرح می کنند. از سوی دیگر، شروط ده گانه رهبری نیز تاکنون محقق نشده است
با اتکا به تمام نکات فوق، باید تصریح کرد پایان جنگ بدون تثبیت دستاوردها، به شدت بر خلاف منافع ملی ایران است. و صلح بدون تضمین، بازتولید ناامنی و تحقیر ملت ایران در آینده است.
بعبارتی دیگر هرگونه پذیرش آتش‌بس موقت یا تفاهم فاقد ضمانت‌های حقوقی و عینی، نه تنها دستاوردهای گران‌بهای مقاومت را نادیده می‌گیرد، بلکه خطری جدی برای صلح پایدار در خاورمیانه محسوب می‌شود.
در این لحظه حساس، دیپلماسی هوشمندانه و مقتدرانه باید از یک سو دستاوردها را تثبیت کند و از سوی دیگر با سفرهای دیپلماتیک‌ (همچون سفر وزیر خارجه به پکن) راه‌های سیاسی را برای خاتمه جنگ باز بگذارد. اما هرگز نباید قدرت چانه‌زنی خود را پیش از اخذ تضمین‌های قطعی، به دلیل شتاب در صلح، از دست بدهد. ملت ایران هرگونه توافقی که با عزت و حاکمیت ملی در تعارض باشد را قاطعانه و بدون اغماض رد خواهد کرد.
در روابط بین الملل ،بارها آزموده شده صلحِ بدون تضمین، اغلب مقدمه منازعه‌ای پرهزینه‌تر است؛ اما صلحِ مبتنی بر تثبیت دستاوردها، بنیان امنیت پایدار و حافظ منافع ملی خواهد بود. پس نباید برای رسیدن به توافق ، عجله به خرج داد و منافع ملی را از دست داد.

زینب اصغریان

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم