امروز: 1405/04/25 ساعت : 03:40

چرا کابوس طبس تمام نمی‌شود؟

از دل کویر طبس تا کویر اصفهان

پنج اردیبهشت هر سال، تقویم ما را به کویری برمی‌گرداند که در آن سرنوشت یک عملیات بزرگ، برخلاف تمام محاسبات تکنیکی، در چند دقیقه فرو ریخت. طبس فقط یک شکست نظامی نبود؛ یک «یادآوری» بود. یادآوری اینکه در تاریخ جنگ‌ها، همیشه پیشرفته‌ترین ماشین‌ها و پیچیده‌ترین سناریوها پیروز نمی‌شوند.

پنجم اردیبهشت ۱۳۵۹، عملیات نظامی آمریکا با نام «پنجه عقاب» برای آزادسازی گروگان‌های سفارت این کشور در تهران آغاز شد. قرار بود چند بالگرد و هواپیمای ترابری در نقطه‌ای از کویر طبس به هم ملحق شوند و مرحله بعدی عملیات را پیش ببرند. اما طوفان شن، نقص فنی و در نهایت برخورد یک بالگرد با هواپیمای ترابری C‑130 همه چیز را در همان نقطه متوقف کرد. عملیاتی که با پیچیده‌ترین طراحی‌ها آغاز شده بود، پیش از رسیدن به مرحله اصلی پایان یافت.

اما اهمیت طبس فقط در همان حادثه خلاصه نمی‌شود. آنچه این واقعه را ماندگار کرده، تبدیل شدن آن به یک «نماد» در حافظه تاریخی است. نمادی از لحظه‌ای که برنامه‌ریزی‌های دقیق، فناوری پیشرفته و اعتماد به محاسبات پیچیده، در برابر واقعیت میدان از حرکت ایستادند.

امسال اما این سالروز با یک تفاوت همراه شده است؛ بار دیگر نام طبس در میان موج خبرها و تحلیل‌ها شنیده می‌شود. برخی از روایت‌ها از رخدادهای اخیر، از تعبیری استفاده کرده‌اند که آن را «تکرار طبس» می‌نامند. این بازگشت نام طبس نشان می‌دهد که این واقعه هنوز در حافظه عمومی زنده است؛ هنوز یک معیار مقایسه برای لحظه‌هایی است که در آنها پیش‌بینی‌ها به نتیجه مورد انتظار نمی‌رسند.

اما چرا هر بار که سخن از شکست یک عملیات پیچیده به میان می‌آید، ذهن‌ها به سمت طبس می‌رود؟ پاسخ شاید در ماهیت نمادین این حادثه باشد. طبس تنها یک رخداد تاریخی نیست؛ استعاره‌ای است از اشتباه‌پذیری قدرت. استعاره‌ای از اینکه فناوری به‌تنهایی تضمین‌کننده نتیجه نیست. استعاره‌ای از اینکه پیچیدگی همیشه بر پیش‌بینی‌ناپذیری غلبه نمی‌کند.

در عصر ما، تکنولوژی به یکی از مهم‌ترین معیارهای قدرت تبدیل شده است. بسیاری از کشورها تصور می‌کنند هرچه تجهیزات پیشرفته‌تر باشد، نتیجه نیز قابل پیش‌بینی‌تر خواهد بود. اما تاریخ بارها نشان داده که میدان واقعی گاهی مسیر دیگری را رقم می‌زند. طبس یکی از همان لحظه‌هایی بود که این واقعیت را به شکلی آشکار نشان داد.

شاید به همین دلیل است که نام طبس هنوز در تحلیل‌ها و روایت‌ها زنده مانده است. انسان‌ها تمایل دارند داستان‌هایی را به خاطر بسپارند که در آنها قطعیت‌ها فرو می‌ریزند و پیش‌بینی‌ها به چالش کشیده می‌شوند. طبس یکی از همان داستان‌هاست؛ داستانی که در آن، فاصله میان «اطمینان کامل» و «واقعیت میدان» تنها چند دقیقه بود.

در سالگرد این حادثه، شاید مهم‌ترین پرسش دیگر فقط درباره خود واقعه نباشد، بلکه درباره نحوه روایت آن در زمانه ما باشد. در دنیایی که هر رخداد در چند دقیقه به موجی رسانه‌ای تبدیل می‌شود، گاهی روایت‌ها به اندازه خود حادثه اهمیت پیدا می‌کنند. طبس یک حادثه بود، اما چهار دهه است که روایتش در ذهن‌ها ادامه دارد.

چهار دهه گذشته، اما آن طوفان شن هنوز در حافظه تاریخ می‌وزد؛ طوفانی که تنها چند بالگرد را متوقف نکرد، بلکه یک تصور قدیمی را نیز به چالش کشید: تصور اینکه فناوری همیشه حرف آخر را می‌زند.

طبس نشان داد گاهی تاریخ، پاسخ دیگری دارد.

فریبا کلهر

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم