وقتی اکو ایران در بدبینی به ایران از رسانه های غربی پیشی می گیرد
«وال استریت ژورنال اشتباه میکند، نیویورک تایمز دروغ میگوید؛ درآمد ایران از تنگه هرمز آنقدرها هم که غربیها میگویند نیست.» این ادعا نه متعلق به دونالد ترامپ است، نه نتانیاهو و نه هیچ رسانه آمریکایی یا صهیونیستی؛ بلکه موضع رسانه تصویری «اکوایران» است که با افکاری نزدیک به روزنامه «دنیای اقتصاد» در داخل کشور فعالیت میکند. مسئله اساسی این است که چرا این رسانه از ابتدای شروع درگیریها، کارویژه خود را وارونهنمایی موفقیتهای ایران و ناامید کردن دل مردم تعریف کرده است؟ آن هم در شرایطی که تقریباً تمامی رسانهها و جراید غربی، آمریکایی و حتی صهیونیستی در اکثر مواقع به پیروزیها و قدرت ایران اذعان دارند.
رسانههای غربی بارها از چگونگی شکست ترامپ در برابر ایران و اثرات چشمگیر بسته شدن تنگه هرمز بر اقتصاد جهان سخن گفتهاند، اما اکوایران با نادیده گرفتن این واقعیتها، حتی گزارشهای نشریاتی چون وال استریت ژورنال و نیویورک تایمز را نیز زیر سؤال میبرد. در حالی که اندیشمندان غربی، ایران را قدرت چهارم میدان نبرد جهانی معرفی میکنند و آمریکا به عنوان نیروی مهاجم در حال اعتراف به شکست است، این رسانه همچنان در افکار پوسیده و غربزده خود گرفتار مانده و نمیتواند واقعیت پیروزیهای ایران را بپذیرد.
در مطلبی دیگر، اکوایران به این فرضیه پرداخته است که ممکن است چین در معادلات خود با آمریکا، بر سر ایران معامله کند؛ برای مثال ایران را در ازای تایوان وجهالمصالحه قرار دهد. این تحلیل سطحی نشان میدهد که آنها نه تنها چین و چگونگی پیشبرد معادلات جهانی توسط این کشور را نشناختهاند، بلکه از درک جایگاه استراتژیک ایران نیز عاجزند. ایران کشوری است که از ابتدا سیاست «نه شرقی، نه غربی» را دنبال کرده است، اما گویا این جریان رسانهای چون میبیند افول غرب فرا رسیده است، تمایل دارد ایران را کشوری وابسته به شرق تصویر کند تا از این طریق، استقلال تصمیمگیری نظام را زیر سؤال ببرد. آنها با چشمانی بسته که حتی بحرانها و جنگهای پیاپی هم نتوانسته بازشان کند، قدرت و ابهت ایران را نادیده میگیرند.
این رسانه در حالی تلاش میکند اثرات بسته شدن تنگه هرمز را کوچک بشمارد که این اتفاق نه تنها بر قیمت جهانی نفت و بنزین تأثیر مستقیم میگذارد، بلکه میتواند ارزش سهام بازارهای آمریکایی را تریلیونها دلار کاهش داده و موجبات نارضایتی جدی در آمریکا را فراهم کند. افزایش قیمت انرژی در آمریکا به معنای افزایش هزینههای حملونقل و گرانی بسیاری از اقلام است و این تازه ابتدای ماجراست. با این حال، اکوایران به جای پرداختن به ناتوانی آمریکا در حمایت از متحدانش در برابر این فشارهای اقتصادی ویرانگر، بر روی کمبود احتمالی مواد اولیه یا دارو متمرکز میشود و با بزرگنمایی ضعفها، تلاش میکند حاکمیت را برای پذیرش شروط دشمن و امضای تسلیمنامهها تحت فشار قرار دهد.
رسانههایی از این دست، به دلیل انجماد فکری، همواره دههها از تحولات جهان عقبترند. حتی زمانی که اندیشمندان غربی به ظهور و گسترش قدرت ایران اعتراف میکنند، این رسانههای داخلی ترجیح میدهند ایران را ابزاری در دست قدرتهای خارجی معرفی کنند. آنها همچنان در دهههای گذشته جا ماندهاند و تصور میکنند سعادت بشری منحصراً در گرو پیروی از راه غرب است. مروجان این تفکر، مانند برخی اساتید و چهرههای نزدیک به این جریان، صراحتاً نگاههای لیبرال و تحقیرآمیز خود را ترویج میکنند؛ تا جایی که مدعی میشوند اگر انسان درس بخواند، لیبرال میشود و میفهمد که طبقه ضعیف نباید روی کار بیاید. حتی در اظهارنظری عجیب که به یکی از اقتصاددانان محبوب آنها (مسعود نیلی) نسبت داده میشود، ادعا میکنند که کورتکس مغز ایرانیان کوچکتر است! آنها با این نگاه تحقیرآمیز، به جای افتخار به دستاوردها و مقاومت در برابر تحریمها و جنگ تحمیلی اقتصادی، توانمندیهای ملی را زیر سؤال میبرند.
رویکرد تخریبی اکوایران تنها به مسائل کلان محدود نمیشود و در جزئیات نیز نمود دارد. در ماجرای حمله سایبری به پلتفرم «نوبیتکس»، این رسانه با تیترهای جهتدار تلاش کرد تا هک شدن یک سرور در قم را عامل اصلی جلوه دهد تا مخاطب احساس کند مقصر این اتفاق نه دشمن خارجی، بلکه ساختارهای داخلی است. بدتر از آن، استفاده از ادبیات توهینآمیز برای نیروهای مسلح کشور است؛ جایی که قایقهای تندروی ایران را «ناوگان پشهای» مینامد و آنها را به جای مدافعان امنیت ملی، به عنوان «نیروی اخلالگر» در تنگه هرمز توصیف میکند. این سطح از کجفهمی و کجدانشی، نشاندهنده تکذیب مستمر واقعیتها توسط این رسانه است.
اکوایران در پوشش اخبار مذاکرات نیز کاملاً وارونه عمل میکند. به جای آنکه دلیل عدم توافق را زیادهخواهیهای آمریکا و تلاش این کشور برای جبران شکستهای میدانی در پای میز دیپلماسی بداند، صورتمسئله را تغییر میدهد. آنها در حالی که ترامپ ونزوئلا را ایالت پنجاهودوم آمریکا میخواند و ماهیت استکباری خود را نشان میدهد، تلاش میکنند چهرهای موجه از او بسازند و ادعا کنند که مهمترین دغدغه ترامپ، صرفاً رفتوآمد آزاد کشتیها در تنگه هرمز است. اکوایران به دنبال برندسازی برای تسلیم شدن است و تلاش میکند توافق با آمریکا را تحت هر شرایطی زیبا جلوه دهد. در روزگاری که رسانههای غربی از درآمدهای های چند ده میلیاردی یا حداقلی ترین آن ۱۵ تا ۱۶ میلیارد دلاری ایران سخن میگویند، این رسانه با تقلیل عمدی این ارقام به ۳ تا ۴ میلیارد دلار، سعی در ناامید کردن مردم و القای حس شکست مطلق دارد.
در نهایت باید پرسید کلام و ادبیات اکوایران به نفع چه کسانی تمام میشود؟ چرا این رسانه از رسانههای غربی، غربیتر عمل میکند و نگاهی استعماری به ایران را ترویج میدهد؟ واقعیت آن است که رویکرد آمریکا، وادار کردن ایران به پذیرش شروط دیکتهشده و تهدید مداوم زیرساختهای کشور است؛ اما جای تأسف و تعجب است که چگونه یک رسانه در داخل کشور، خواسته یا ناخواسته، با پنهان کردن نقاط قوت و برجسته کردن ضعفها، برای تحقق اهداف شوم دشمن و تضعیف اراده ملی زمینهسازی میکند.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید