روزی برای ستونهای واقعی اقتصاد
روز کارگر در بسیاری از کشورها یک مناسبت اجتماعی است، اما برای اقتصادی که سالها در معرض فشارهای بیرونی و تحریم قرار داشته، معنایی فراتر دارد. در چنین شرایطی کارگر تنها یک «عامل تولید» نیست؛ او ستون پایداری اقتصاد است. امروز در جهانی زندگی میکنیم که کوچکترین تنش در مسیرهای راهبردی انرژی و تجارت میتواند اقتصادهای بزرگ را دچار شوک کند. درست در چنین فضایی است که اهمیت تولید داخلی و نقش کارگران در حفظ آن بیش از هر زمان دیگری آشکار میشود.
مزیت اقتصادهای متکی به تولید داخلی
در چنین جهانی، کشورهایی آسیبپذیرترند که اقتصادشان وابستگی شدید به بیرون دارد. در مقابل، اقتصادهایی که توان تولید داخلی و ظرفیت صنعتی خود را تقویت کردهاند، در برابر این شوکها تابآوری بیشتری دارند. تجربه سالهای اخیر در اقتصاد جهانی نیز همین واقعیت را تأیید میکند: هرجا تولید داخلی فعالتر بوده، اقتصاد توانسته فشارهای بیرونی را بهتر مدیریت کند. این همان منطقی است که در ادبیات اقتصادی کشور ما از آن با عنوان «اقتصاد مقاومتی» یاد میشود؛ اقتصادی که بر توان داخلی، نیروی انسانی و ظرفیت تولید ملی تکیه دارد.
کارگر؛ قلب تپنده اقتصاد مقاومتی
اقتصاد مقاومتی بدون نیروی کار توانمند معنایی ندارد. کارخانه، فناوری و سرمایه بدون حضور کارگر ماهر و باانگیزه نمیتوانند ارزش اقتصادی خلق کنند. در حقیقت، نیروی کار آموزشدیده مهمترین دارایی هر اقتصاد صنعتی است. کارگران نهتنها تولید را به حرکت درمیآورند، بلکه تجربه، مهارت و انضباط صنعتی را نیز به خطوط تولید منتقل میکنند؛ عناصری که هیچ کشوری نمیتواند آنها را وارد کند یا در کوتاهمدت جایگزین نماید.
از نگاه علم اقتصاد، سرمایه انسانی یکی از تعیینکنندهترین عوامل رشد پایدار است. کشورهایی که توانستهاند نیروی کار خود را آموزش دهند، امنیت شغلی ایجاد کنند و بهرهوری نیروی کار را بالا ببرند، در رقابت جهانی نیز موفقتر بودهاند. بنابراین توجه به وضعیت کارگران صرفاً یک مسئله رفاهی نیست؛ یک ضرورت راهبردی برای توسعه اقتصادی است.
نقش کارگران در ثبات تولید
در شرایطی که اقتصاد جهانی با نوسانهای متعدد روبهروست، مهمترین عامل ثبات اقتصادی استمرار تولید است. هر خط تولیدی که فعال بماند، یعنی جریان ارزش افزوده در اقتصاد ادامه دارد. این استمرار در نهایت به حفظ اشتغال، پایداری بازار و ثبات نسبی اقتصاد کمک میکند. در قلب این فرایند، کارگران قرار دارند؛ کسانی که با مهارت و تجربه خود اجازه نمیدهند چراغ تولید خاموش شود.
وقتی اقتصاد جهانی دچار شوک میشود، اولین نگرانی بسیاری از کشورها توقف تولید است. اما اقتصادی که به نیروی کار متعهد و توانمند تکیه دارد، میتواند در برابر این شوکها مقاومت کند. کارگر در چنین شرایطی نهفقط یک شاغل، بلکه عامل پایداری اقتصاد است.
ضرورت سیاستگذاری هوشمند برای نیروی کار
اگر کارگران ستون تولید هستند، سیاستهای اقتصادی نیز باید متناسب با این واقعیت طراحی شوند. ارتقای مهارتهای فنی، بهبود بهرهوری نیروی کار، تأمین امنیت شغلی و ایجاد انگیزه در محیط کار از مهمترین عواملی است که میتواند قدرت تولید ملی را افزایش دهد. هر اندازه سرمایه انسانی تقویت شود، اقتصاد در برابر فشارهای بیرونی نیز مقاومتر خواهد شد.
جمعبندی؛ مرزبانان واقعی اقتصاد
در روز کارگر، اگر بخواهیم شعار بدهیم، میتوانیم دهها جمله احساسی درباره «تقدیم این روز به زحمتکشان» ردیف کنیم؛ اما اگر بخواهیم علمی و اقتصادی حرف بزنیم، باید بگوییم: کارگر، «عامل کلیدی حفظ تولید در شرایط بیثباتی بیرونی» است. هر واحد صنعتی که امروز، در سایه فشارهای خارجی هنوز نفس میکشد، پشتش هزاران کارگری ایستادهاند که در عمل، تبدیل به «سپر اقتصادی کشور» شدهاند.
روز کارگر فرصتی است برای یادآوری یک واقعیت مهم: اقتصاد روی شانههای کارگران حرکت میکند.
کارگران در چنین شرایطی تنها تولیدکننده کالا نیستند؛ آنها حافظان پایداری اقتصادیاند. هر شیفت کاری، هر دستگاهی که روشن میماند و هر محصولی که از خط تولید خارج میشود، نشانهای از زنده بودن اقتصاد است.
به همین دلیل، روز کارگر تنها یک مناسبت تقویمی نیست؛ یادآور این حقیقت است که در عصر فشارهای ژئواقتصادی، قدرت واقعی اقتصادها در اراده و توان نیروی کار آنها نهفته است.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید