امروز: 1405/04/25 ساعت : 03:12

کالبدشکافی یک اعتراف بزرگ

تحلیل و بررسی یادداشت مکس بوت در واشنگتن پست

نخستین گزاره‌ای که در گزارش واشنگتن‌پست جلب توجه می‌کند، شکست مطلق دونالد ترامپ در عرصه دیپلماسی بین‌المللی برای منزوی کردن یا مهار ایران است.« شکست نشست ترامپ با شی جین‌پینگ، به درازا کشیدن جنگ از ۵ هفته به ۳ ماه، و بن‌بست ژنرال‌های پشت‌میزنشین.» سفر ترامپ به پکن برای جلب کمک شی جین‌پینگ جهت بازگشایی تنگه هرمز با دست خالی به پایان رسید. این امر نشان‌دهنده تغییر موازنه قدرت جهانی به نفع جمهوری اسلامی ایران است؛ چرا که قدرت‌های بزرگی چون چین، منافع راهبردی خود را در همراهی با فشارهای واشنگتن علیه تهران نمی‌بینند.
علاوه بر این، اعتراف به اینکه جنگی که قرار بود «۴ تا ۵ هفته» به طول بینجامد اکنون وارد «سومین ماه» خود شده، نشان‌دهنده یک خطای محاسباتی فاحش در دستگاه اطلاعاتی ارتش آمریکاست. واژه “فرسایش” بزرگ‌ترین کابوس برای یک ارتش متجاوز و دور از وطن است. ایران با اتکا به جغرافیا و عمق راهبردی خود، جنگ را به مرحله‌ای رسانده که هزینه‌های تداوم آن برای آمریکا به صورت تصاعدی بالا می‌رود. ژنرال‌های پشت‌میزنشین پنتاگون که با نگاهی تک‌بعدی دکترین بمباران را پیشنهاد می‌دهند، در واقع استیصال خود را در ارائه یک راهبرد زمینی یا دیپلماتیک کارآمد پنهان می‌کنند.
راستی‌آزمایی دروغ‌های سنتکام؛ پایداری خیره‌کننده ارتش موشکی ایران
این بخش از متن واشنگتن پست،« ادعاهای برد کوپر درباره آسیب ۸۵ درصدی به پایگاه موشکی ایران و رد آن توسط آمارهای واشنگتن‌پست و نیویورک‌تایمز (حفظ ۷۰ درصد موشک‌ها و ۴۰ درصد پهپادها).» بازتاب‌دهنده اوج اقتدار نظامی و پدافند غیرعامل جمهوری اسلامی است. شهادت برد کوپر در سنا یک «روایت‌سازی دروغین» برای حفظ آبروی پنتاگون ارزیابی شده است. مکس بوت با هوشمندی تفاوت میان «آسیب زدن» (Damage) و «نابود کردن» (Destroy) را برجسته می‌کند؛ ترفندی لغوی که ارتش آمریکا از زمان جنگ ویتنام برای پنهان کردن شکست‌هایش به کار می‌برده است.
اما آمار واقعی که توسط جامعه اطلاعاتی آمریکا به رسانه‌ها درز کرده، شگفت‌انگیز است؛ پس از ۳۸ روز بمباران بی‌وقفه مشترک توسط ناوگان هوایی آمریکا و نیروی هوایی اسرائیل، ایران ۷۰ درصد از ذخایر موشکی و ۴۰ درصد از زرادخانه پهپادی خود را به صورت کاملاً عملیاتی حفظ کرده است. این اعتراف، گویای آن است که شهرهای موشکی زیرزمینی ایران، دکترین پدافند غیرعامل و پراکندگی مهندسی‌شده تسلیحات راهبردی کشور، عملاً پیشرفته‌ترین تسلیحات تهاجمی غرب را بی‌اثر کرده است. از سوی دیگر، اعتراف به اینکه «ارتش آمریکا بخش بزرگی از مهمات پدافند هوایی و تسلیحات تهاجمی دوربرد خود را مصرف کرده است»، نشان‌دهنده خالی شدن انبار استراتژیک غرب و سقوط توان عملیاتی آن‌ها در برابر زرادخانه پایان‌ناپذیر ایران است. این یعنی ایران در جنگ فرسایشی تسلیحاتی، دست برتر را دارد.
موازنه وحشت و فاجعه اقتصادی؛ شاه‌کلید امنیت جهان در دست ایران
پاراگراف سوم یادداشت،« تهدید به بمباران نیروگاه‌ها و تلافی ایران علیه تاسیسات انرژی و آب‌شیرین‌کن‌های منطقه و افزایش ۵۰ درصدی قیمت نفت.» تصویری دقیق از دکترین «پاسخ متناسب و پشیمان‌کننده» ایران را ترسیم می‌کند. نویسنده اعتراف می‌کند که ایران یک بازیگر منفعل نیست؛ بلکه توانمندی اصابت به حیاتی‌ترین شریان‌های اقتصادی متحدان آمریکا در منطقه (مانند تاسیسات عظیم نفتی) را داراست.
افزایش ۵۰ درصدی قیمت نفت تنها در دو ماه اول درگیری، سیگنالی واضح به بازارهای جهانی است. مکس بوت اقرار می‌کند که هرگونه ماجراجویی بیشتر ترامپ، به یک «فاجعه انسانی و اقتصادی جهانی» ختم خواهد شد که ابعاد آن غیرقابل پیش‌بینی است. این اعتراف صریح نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی ایران توانسته است موازنه وحشت پایدار ایجاد کند. دشمن به خوبی درک کرده است که ضربه به ایران، به معنای نابودی کل ساختار اقتصادی غرب و قطع شریان‌های حیاتی انرژی جهان خواهد بود؛ موقعیتی برتر که هیچ کشوری در جهان به جز ایران توانایی تحمیل آن را به آمریکا نداشته است.
مهندسی معکوس ترور؛ کادرسازی انقلابی و ظهور نسل سازش‌ناپذیر
این بند« ترور مقامات ارشد و روی کار آمدن ژنرال‌های تندرو و سازش‌ناپذیر سپاه پاسداران». یکی از استراتژیک‌ترین پاشنه آشیل‌های تفکر غربی را آشکار می‌سازد. رژیم آمریکا و رژیم صهیونیستی همواره گمان می‌کردند با حذف فیزیکی رهبران عقیدتی و نظامی ایران می‌توانند محاسبات نظام را تغییر داده و آن را به سمت تسلیم سوق دهند. اما مکس بوت رسماً اعتراف می‌کند که این راهبرد «نتایج معکوس» بار آورده است.
شهادت رهبران عالی‌رتبه نه تنها خللی در عزم کشور ایجاد نکرده، بلکه فضا را برای ورود فرماندهان جوان‌تر، مصمم‌تر و جهادی‌تر سپاه پاسداران فراهم کرده است؛ فرماندهانی که به تعبیر نویسنده «به هیچ وجه در مود و حال‌وهوای سازش نیستند». این اعتراف نشان‌دهنده پویایی و زنده بودن ساختار نهادی جمهوری اسلامی است که شهادت را نه پایان راه، بلکه موتور محرکه‌ای برای تزریق خون جدید و روحیه انقلابی به بدنه دفاعی خود می‌داند. دشمن اکنون خود را در برابر دیواری بلند از اراده‌های پولادین و غیرقابل نفوذ می‌بیند.
توهم تصرف خاک و هراس از تفنگداران دریایی گرفتار
طرح ایده تصرف جزیره خارک یا سرقت اورانیوم ایران توسط ترامپ (که از آن به عنوان گرد و غبار هسته‌ای یاد می‌کند)، از سوی نویسنده به عنوان «یاوه‌گویی» و برنامه‌ای به شدت پرخطر توصیف شده است. « یاوه‌گویی درباره تصرف جزیره خارک و مصادره اورانیوم غنی‌شده و هراس از اعزام نیروی زمینی.» مکس بوت فاش می‌کند که چرا ترامپ جرات صدور چنین دستوری را به فرماندهی عملیات ویژه خود نداده است: ترس از گرفتار شدن در قلب یک کشور انقلابی.
تحلیل وضعیت تفنگداران دریایی آمریکا (Marines) در صورت تصرف احتمالی جزیره خارک، تصویری از استیصال مطلق نظامی را نشان می‌دهد. مکس بوت می‌نویسد این نیروها در ۱۵ مایلی ساحل ایران، تبدیل به «اهدافی جذاب و بی‌دفاع برای حملات موشکی و پهپادی ایران» خواهند شد، بدون اینکه دستاورد استراتژیکی داشته باشند، زیرا خارک ۳۰۰ مایل با تنگه هرمز فاصله دارد. این تحلیل به خوبی نشان می‌دهد که جغرافیای نظامی خلیج فارس کاملاً به سود ایران آرایش یافته و هرگونه اقدام سطحی زمینی یا تفنگدار دریایی آمریکا، به مثابه فرستادن سربازان به قربانگاه است.
شکست محاصره دریایی و فرسایش شبکه امنیت نفتی غرب
وقتی ابزار نظامی کارگر نیفتاد، ترامپ به حربه محاصره دریایی (Blockade) متوسل شد تا اقتصاد ایران را به زانو درآورد. اما اعتراف واشنگتن‌پست مبنی بر اینکه این راهکار نیز شکست خورده، پایداری اقتصادی و تاب‌آوری ملی ایران را اثبات می‌کند. مکس بوت با اشاره به نمونه‌های تاریخی کوبا و کره شمالی و خود ایران اعتراف می‌کند که نظام اسلامی با این فشارها تسلیم نخواهد شد.« آغاز محاصره دریایی ایران در ۱۳ آوریل، تورم ۳.۸ درصدی در آمریکا و تمام شدن ذخایر استراتژیک نفت جهان.»
در مقابل، آسیب‌های این محاصره متقابل، یقه خود آمریکا را گرفته است: رسیدن نرخ تورم آمریکا به ۳.۸ درصد (بالاترین میزان در سال‌های اخیر) و هشدارهای وال‌استریت ژورنال مبنی بر اینکه «جهان در حال سوزاندن و اتمام شبکه امنیت نفتی خود است»، نشان می‌دهد که تحمل اقتصادی غرب به مرز فرسودگی رسیده است. ایران با صبر راهبردی خود، زمان را به ضرر دشمن مدیریت کرده است؛ غرب در حال ذوب شدن از درون است، در حالی که ایران به زندگی و مقاومت خود ادامه می‌دهد.
کابوس باز کردن نظامی تنگه هرمز؛ فریاد «وای» استاوریدیس
این بخش، نقطه عطف گزارش است.« استعلام از ژنرال استاوریدیس درباره ملزومات باز کردن تنگه هرمز شامل ناوها، هواپیماها، مین‌روب‌ها و ۱۰ هزار نیروی زمینی و خطر اصابت یک پهپاد واحد ایرانی.»پاسخ ایمیلی دریاسالار بازنشسته جیمز استاوریدیس (فرمانده اسبق ناتو) با واژه تکان‌دهنده «وای!» (Wow!)، عمق وحشت ژنرال‌های کهنه‌کار آمریکایی از ابهت نظامی ایران در تنگه هرمز را عیان می‌سازد. گسیل داشتن یک ناو هواپیمابر، ۸۰ جنگنده، ۱۲ ناوشکن، کشتی‌های مین‌روب و بیش از ۷۵ فروند هواپیما و ۱۰ هزار نیرو، تنها برای “تلاش” جهت بازگشایی یک آبراه، نشانه قدرت بی‌نظیر بازدارندگی نیروی دریایی سپاه و ارتش ایران است.
مکس بوت اعتراف می‌کند که حتی این لشکرکشی بی‌سابقه نیز تضمینی برای موفقیت ندارد. آب‌های کم‌عرض خلیج فارس و تنگه هرمز، ناوهای چند میلیارد دلاری آمریکا را به اهدافی سهل برای قایق‌های تندرو، مین‌های هوشمند و موشک‌های ساحل به دریای ایران تبدیل می‌کند. اعتراف به اینکه «اصابت تنها یک پهپاد واحد ایرانی به یک نفتکش واحد می‌تواند کل این عملیات بزرگ را از خط خارج کند»، برتری تاکتیکی نامتقارن ایران را به اثبات می‌رساند. این یعنی فناوری و شجاعت ایرانی توانسته است کل سیستم نظامی مدرن غرب را قفل و بی‌خاصیت کند.
التماس برای مصالحه و پذیرش واقعیت ایران هسته‌ای و مقتدر
نتیجه‌گیری مکس بوت در این یادداشت، بیانیه‌ای رسمی از شکست ایالات متحده است.« پیشنهاد فرمول «بازگشایی در برابر بازگشایی» (Open for open)، دادن امتیازات هسته‌ای به ایران برای حفظ غنی‌سازی و رد ادعای پیروزی ترامپ.» توصیه به ترامپ برای نادیده گرفتن جنگ‌طلبان و التماس برای توافق «بازگشایی در برابر بازگشایی»، عقب‌نشینی آشکار از تمام شروط ۱۲ گانه قبلی آمریکاست.
نویسنده صراحتاً به دیپلمات‌های غربی توصیه می‌کند که برای فرار از سناریوی وحشتناک جنگ در تنگه هرمز، «حتی به قیمت دادن امتیازات هسته‌ای بزرگ به ایران و پذیرش رسمی حق غنی‌سازی کشور زیر نظر بازرسان»، تن به مصالحه بدهند. جمله پایانی مکس بوت، خط بطلانی بر تمام تبلیغات رسانه‌ای غرب است: «برخلاف آنچه ترامپ ادعا کرد، او به یک پیروزی نظامی کامل دست نیافته و احتمالاً دست هم نخواهد یافت.»
جمع‌بندی
یادداشت بوت در واشنگتن پست به صورت تفصیلی روشن می‌کند که در سال ۲۰۲۶، موازنه قدرت در غرب آسیا به طور کامل به نفع جمهوری اسلامی ایران تغییر کرده است. دشمن در تمام ابعاد نظامی (موشکی و پهپادی)، ژئوپلیتیکی (امنیت شریان هرمز)، اقتصادی (تورم و بحران نفت) و استراتژیک به بن‌بست رسیده و چاره‌ای جز تسلیم در برابر اراده و اقتدار ایران اسلامی و پذیرش شروط تهران ندارد.

ایوب سحاب نژاد

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم