امروز: 1405/04/25 ساعت : 00:15

کنشگری ناتراز!

سومین جنگ در میانه مذاکره؛ هزینه فاصله از مردم مبعوث‌شده

چهار هفته از امضای تفاهم ۲۸ خرداد می‌گذرد؛ تفاهمی که قرار بود به تعبیر رئیس تیم مذاکره‌کننده «سند شکست آمریکا» باشد و کشور را از فضای جنگ به سمت معیشت و ثبات اقتصادی سوق دهد. اما امروز، نه تنها هیچ‌یک از وعده‌های اقتصادی آن محقق نشده، بلکه تقریباً تمام بندهای تفاهم، یکی پس از دیگری نقض شده‌اند. از بازگشت تحریم‌های نفتی و آزاد نشدن دارایی‌های بلوکه‌شده گرفته تا اعلام رسمی آمریکا برای اعمال دوباره محاصره دریایی علیه ایران. آنچه اکنون در جنوب کشور جریان دارد، تنها یک درگیری نظامی نیست؛ این، هزینه یک خطای محاسباتی مسئولان است؛ خطایی که اقتدار را با اعتماد به دشمن جایگزین کرد.
آمریکا بار دیگر نشان داد که جنگ را با کاغذ تمام‌شده نمی‌داند. نیویورک‌تایمز به نقل از سخنگوی سنتکام اعلام کرد که اجرای مجدد محاصره دریایی علیه ایران از دوشنبه آغاز می‌شود و جزئیات آن در حال نهایی شدن است. این یعنی آخرین بند تفاهم نیز عملاً از بین رفته است. پیش از آن، بندهای مربوط به تعلیق تحریم‌های نفتی، اعمال نشدن تحریم‌های جدید و آزادسازی دارایی‌های ایران نیز یکی پس از دیگری زیر پا گذاشته شدند. تفاهمی که قرار بود مانع تنش شود، نه تنها مانع نشد، بلکه پس از نقض کامل آن، کشور را در موقعیتی قرار داد که زیرساخت‌های اقتصادی و بنادر جنوبی بار دیگر در تیررس حملات قرار گرفته‌اند.
همین چند روز پیش، رئیس تیم مذاکره‌کننده در گفت‌وگوی تلویزیونی با اطمینان از موفقیت تفاهم سخن می‌گفت و اعلام می‌کرد که اکنون باید به فکر معیشت مردم بود. اما مگر می‌توان بدون امنیت، از معیشت سخن گفت؟ حتی ساده‌ترین بازی‌های استراتژیک رایانه‌ای نیز به بازیکن می‌آموزند که توسعه اقتصادی بدون تأمین امنیت، توهمی بیش نیست. امنیت نیز نه با حسن‌نیت یک‌طرفه، بلکه با حفظ اهرم‌های قدرت و بازدارندگی به دست می‌آید. کشوری که ابزارهای اقتدار خود را به امید پایبندی دشمن کنار بگذارد، نه امنیت خواهد داشت و نه اقتصاد.
در روزهای جنگ، هر حمله به زیرساخت‌های کشور با پاسخی متناسب و بازدارنده همراه می‌شد و همین پاسخ‌ها بود که هزینه تجاوز را برای دشمن بالا می‌برد. اما اکنون، نتیجه خطای محاسباتی برخی مسئولان این شده که حمله به زیرساخت‌های اقتصادی و تداوم درگیری فرسایشی، به امری عادی تبدیل شود. دشمن نیز دقیقاً بر همین محاسبه تکیه کرده است؛ اینکه ایران همچنان به تعهدات یک‌طرفه خود پایبند می‌ماند، حتی اگر طرف مقابل بند به بند تفاهم را پاره کند.
کنشگری تراز انقلاب اسلامی نه در اتاق‌های مذاکره، بلکه در متن جامعه جریان داشت. همان مردمی که طی پنج ماه گذشته با حضور در خیابان‌ها و در دست داشتن پلاکاردهایی مزین به رهنمودهای امام شهید و فرامین رهبر انقلاب، نسبت به آتش‌بس زودهنگام، تفاهم بدون ضمانت اجرا و عبور از شروط اعلام‌شده برای هرگونه توافق هشدار می‌دادند. مطالباتی که آن روز از سوی برخی رسانه‌های نزدیک به تیم مذاکره‌کننده به تمسخر گرفته شد و حتی شروط راهبردی نظام را با تعابیری مانند «لوبیای سحرآمیز» مورد هجمه قرار دادند.
امروز اما همان هشدارها، به واقعیت میدانی کشور تبدیل شده. کسانی که حفظ اهرم‌هایی همچون تنگه هرمز را ضامن امنیت ملی می‌دانستند، متهم به جنگ‌طلبی و وحدت‌شکنی شدند. حال آنکه دشمن، پس از بهره‌برداری از امتیازات میدانی، نه تنها به هیچ‌یک از تعهدات خود عمل نکرد، بلکه با لغو مجدد معافیت‌های نفتی، اعمال تحریم‌های تازه، ادامه حملات و اکنون احیای محاصره دریایی، نشان داد تفاهم را صرفاً فرصتی برای بازیابی ابتکار عمل خود می‌دانسته است.
تجربه سه دور مذاکره که میزشان با موشک دشمن تکه تکه شد، آن هم در طی تنها یک سال، یک درس روشن دارد؛ آمریکا نه با عقب‌نشینی، بلکه با مقاومت و تحمیل هزینه مهار می‌شود. هر زمان ایران با اقتدار در میدان ظاهر شد، دشمن ناچار به عقب‌نشینی شد و هر زمان بخشی از مؤلفه‌های بازدارندگی به امید توافق کنار گذاشته شد، نتیجه چیزی جز گستاخ‌تر شدن طرف مقابل نبود. تفاوت جنگ رمضان با وضعیت امروز نیز دقیقاً در همین نقطه است؛ آن روز اقتدار، ضامن امنیت و حتی معیشت با لغو تحریم فروش نفت بود، اما امروز اعتماد، حتی نتوانسته از ابتدایی‌ترین تعهدات طرف مقابل صیانت کند.
حالا که آخرین بند تفاهم نیز فروپاشیده، هنوز هم می‌توان این روند را موفقیت دیپلماسی نامید؟ امنیت، اقتصاد، معیشت و آینده کشور، همگی بر یک ستون استوارند؛ اقتدار. هرگاه این اصل نادیده گرفته شود و جای خود را به اعتماد بی‌پشتوانه بدهد، نتیجه همان خواهد شد که امروز در جنوب کشور دیده می‌شود؛ جنگی که با امضای یک تفاهم متوقف نشد، بلکه با خطای محاسباتی مسئولان وارد مرحله‌ای فرسایشی‌تر شد. تاریخ نیز بار دیگر ثابت کرد که در برابر دشمنی که عهد نمی‌شناسد، بازدارندگی نه از مسیر کاغذ، بلکه از مسیر قدرت می‌گذرد.

حسین اعتمادی

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم