امروز: 1405/04/25 ساعت : 02:07

کیش و مات در ایران

نگاهی به مقاله آتلانتیک در خصوص شکست آمریکا

مختصات فعلی نبرد ایران با ائتلاف آمریکایی-صهیونیستی جدی‌ترین سوژه‌ی این روزهای تئوریسین‌ها و تحلیلگران بین‌المللی است. اهمیت این نبرد به اعتراف اکثر تحلیلگران بیشتر از آنکه در زد و خوردهای حین آن نهفته باشد در آینده‌ای نهفته است که برای جهان از طریق آن ترسیم می‌شود. روزنامه آتلانتیک در مقاله‌ای که اخیرا توسط رابرت کیگان، یکی از اعضای ارشد موسسه بروکینگز و یکی از اعضای شورای روابط خارجی آمریکا نوشته شده است، تمرکز دقیقی بر روی آن فاجعه‌ای که جنگ با ایران برای آمریکا رقم زده می‌پردازد.
از نگاه نویسنده، جنگ با ایران اولین جنگی است که باخت آمریکا در آن به هیچ وجه قابل جبران نیست. هرچند که آمریکا بارها در جنگ‌های مختلف شکست خورده است اما اینبار، جنگ دارای مولفه‌هایی شده است که راه فراری برای آمریکا باقی نمیگذارد. به گفته وی آمریکا شکست‌های فاجعه‌باری که در پرل هاربر، فیلیپین و سراسر غرب اقیانوس آرام در ماه‌های اول جنگ جهانی دوم متحمل شد، سرانجام جبران شدند. شکست‌ها در ویتنام و افغانستان پرهزینه بودند، اما آسیب ماندگاری به موقعیت کلی آمریکا در جهان وارد نکردند، زیرا آنها از صحنه‌های اصلی رقابت جهانی دور بودند. شکست اولیه در عراق با تغییر در استراتژی که در نهایت عراق را نسبتاً پایدار و بی‌خطر برای همسایگانش باقی گذاشت و ایالات متحده را بر منطقه مسلط نگه داشت، کاهش یافت.
اما آنچه تمایز را رقم میزند تبدیل شدن ایران در اثر این جنگ به یک بازیگر جهانی است و وضعیت به گونه‌ای پیش می‌رود که عملا بازگشت شرایط به پیش از جنگ غیر ممکن خواهد بود و مدیریت تنگه هرمز در دست ایران باقی خواهد ماند. تقویت نقش ایران در معادلات جهانی مستقیما باعث تقویت کشورهایی مانند چین و روسیه خواهد شد و این یعنی تضعیف دوچندان ایالات متحده. به زعم نویسنده این درگیری، برخلاف آنچه حامیان جنگ بارها ادعا کرده‌اند، نشان دهنده قدرت آمریکا نیست، بلکه آمریکایی را آشکار کرده است که غیرقابل اعتماد و ناتوان از اتمام کاری است که آغاز کرده است. این امر باعث ایجاد یک واکنش زنجیره‌ای در سراسر جهان خواهد شد، زیرا دوستان و دشمنان با شکست آمریکا سازگار می‌شوند.
آمریکا حدود 40 روز جنگ نظامی با ایران را امتحان کرد. در مقاطعی تشدید شدن عملیات نظامی تا مراحلی پیش رفت که آمریکا کنترل سطح تنش را از دست رفته ببیند. ترس و وحشت ترامپ در روزی که ایران در پاسخ به حمله به پارس جنوبی تاسیسات راس دلفان را مورد هدف قرار داد در یاد همگان هست. آمریکا در مورد آنکه بازگشت به ادامه آن 40 روز می‌تواند گرهی ازمشکلاتش باز کند تردید جدی دارد. این تردید از یک سو متوجه عدم کسب دستاورد و از سوی دیگر متوجه بازگشت خطر برای تاسیسات انرژی منطقه است. در همین راستا امید خود را فعلا به محاصره دریایی معطوف کرده هر چند گمان نمی‌شود کارآمدی برایش به همراه داشته باشد.
نویسنده معتقد است آمریکا در مرحله کیش و مات یا حداقل نزدیک به آن قرار گرفته است. به گفته وی در روزهای اخیر، ترامپ از جامعه اطلاعاتی ایالات متحده خواسته است تا عواقب اعلام پیروزی و کنار کشیدن را ارزیابی کنند. نمی‌توانید او را سرزنش کنید. امید به فروپاشی ایران، به ویژه هنگامی که از ضربات نظامی و اقتصادی مکرر جان سالم به در برده است، چندان استراتژی مناسبی نیست. ترامپ زمان زیادی برای صبر کردن ندارد، زیرا قیمت نفت بالا می‌رود، تورم افزایش می‌یابد و کمبود جهانی غذا و سایر کالاها آغاز می‌شود. او سریعا به یک راه‌حل نیاز دارد.
او همچنین می‌گوید اگر آمریکا راهی جز تسلیم شدن و خارج شدن از جنگ را انتخاب کند باید پذیرای خطرات زیادی باشد. جنگ مجدد، حمله زمینی و عملیات در تنگه ایده‌های خطرناکی هستند که می‌توانند ترامپ را در شرایط بدتری قرار دهند. شاید برای خود ترامپ نیز بهتر باشد که بدون امتحان کردن این مسیرها بخواهد از جنگ خارج شود.
از نگاه کیگان ایران هم اکنون در موقعیتی قرار دارد که از مسیر مذاکره نیز راضی به دست کشیدن از کنترل تنگه هرمز نمی‌شود. او دلایل خود را اینگونه شرح می‌دهد: اولاً، هر توافقی با ترامپ چقدر قابل اعتماد است؟ او تقریباً با تأیید ترور رهبری ایران در بحبوحه مذاکرات، به تکرار حمله غافلگیرانه ژاپن به پرل هاربر افتخار کرد. ایرانی‌ها نمی‌توانند مطمئن باشند که ترامپ ظرف چند ماه پس از انعقاد توافق، تصمیم به حمله مجدد نخواهد گرفت. آنها همچنین می‌دانند که صهیونیست‌ها ممکن است دوباره حمله کنند زیرا سایه تهدید بر روی رژیم صهیونیستی پس از پایان این جنگ متوقف نخواهد شد.
همچنان اصلی‌ترین موضوع که آمریکا و رژیم را تهدید می‌کند این است که ایران با چهره قدرتمند‌تر و نقش اساسی‌تر در معادلات جهانی از این نبرد خارج می‌شود. علت اصلی آن را نیز می‌توان در تنگه هرمز جستجو کرد. کیگان به امکان‌های ویژه‌ای که تنگه هرمز در اختیار ایران می‌گذارد اشاره می‌کند. تقویت جبهه مقاومت یکی از مهم‌ترین موضوعات است. بازیگری ایران در معادلات بین الملل به خاطر کنترل تنگه و اجبار دولت‌ها به برقراری ارتباط نزدیک با ایران به خاطر حیاتی بودن نیازشان به این آبراه نفوذ ایران در دولت‌ها و توانایی اثرگذاری به تصمیمات آن‌ها را بالا می‌برد. او می‌گوید اگر کشوری به گونه‌ای رفتار کند که ایرانی‌ها دوست نداشته باشند، می‌توانند صرفاً با کند کردن یا حتی تهدید به کند کردن جریان کشتی‌های باری آن کشور به داخل و خارج از تنگه، مجازات کنند. قدرت بستن یا کنترل جریان کشتی‌ها از طریق تنگه، بزرگتر و فوری‌تر از قدرت نظری برنامه هسته‌ای ایران است. این اهرم به رهبران تهران اجازه می‌دهد تا کشورها را مجبور به لغو تحریم‌ها و عادی‌سازی روابط کنند یا با مجازات روبرو شوند. رژیم صهیونیستی خود را منزوی‌تر از همیشه خواهد یافت، زیرا ایران ثروتمندتر می‌شود، دوباره مسلح می‌شود و گزینه‌های خود را برای هسته‌ای شدن در آینده حفظ می‌کند. حتی ممکن است خود را ناتوان از تعقیب نیروهای نیابتی ایران بیابد: در جهانی که ایران بر تأمین انرژی بسیاری از کشورها نفوذ دارد، رژیم می‌تواند با فشار بین‌المللی عظیمی برای تحریک نکردن تهران در لبنان، غزه یا هر جای دیگر مواجه شود. تهدیدات جدی نیز متوجه کشورهای خلیج فارس خواهد بود. این کشورها که به تکیه بر آمریکا چهارچوب اقتصادی امنیتی خود را ساخته و پرداخته کرده بودند اکنون با مواجه شدن با یک آمریکای شکست خورده مجبور به تغییر جهت و التماس به تهران خواهند شد.
دو نتیجه مهم در پس این تحولات در جهان رخ خواهد داد. یکی از نتایج می‌تواند گسترش مسابقه دریایی قدرت‌های بزرگ باشد. در گذشته، اکثر کشورهای جهان، از جمله چین، برای پیشگیری و مقابله با چنین شرایط اضطراری روی ایالات متحده حساب میکردند. اکنون کشورهای اروپایی و آسیایی که به دسترسی به منابع خلیج فارس وابسته هستند، در برابر از دست دادن منابع انرژی که برای ثبات اقتصادی و سیاسی آنها حیاتی است، درمانده هستند .آن‌ها باید تغییر شرایط را بپذیرند و بدانند در جهان پیش‌بینی ناپذیر آینده باید خود را از سلطه آمریکا خارج کنند وگرنه محکوم به نابودی خواهند بود.
دومین مورد شکستن هیمنه نظامی آمریکاست. تمام جهان می‌تواند ببیند که تنها چند هفته جنگ با ایران، ذخایر تسلیحاتی آمریکا را به سطوح بسیار پایین و خطرناکی رسانده است، بدون اینکه هیچ راه حل سریعی در چشم‌انداز باشد. سوالاتی که این موضوع در مورد آمادگی آمریکا برای یک درگیری بزرگ دیگر مطرح می‌کند، ممکن است شی جین پینگ را به حمله به تایوان یا ولادیمیر پوتین را به تشدید تجاوز خود علیه اروپا ترغیب کند یا نکند. اما حداقل متحدان آمریکا در شرق آسیا و اروپا باید در مورد قدرت ماندگاری آمریکا در صورت وقوع درگیری‌های آینده نگران باشند.

یاسر سالک‌نیا

یاسر سالک‌نیا، متولد ۱۳۷۶، سردبیر سابق پایگاه خبری دانشجویی کف دانشگاه، کارشناس ارشد عمران و دبیر کنونی عصردانشجوست

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم