امروز: 1405/04/25 ساعت : 04:17

گلوی اقتصاد جهان در خلیج فارس است

به مناسبت روز ملی خلیج فارس

تنش‌های نظامی در منطقه و سایه سنگین جنگ بر آب‌های خلیج فارس بار دیگر یک واقعیت قدیمی را یادآوری کرده است: اقتصاد جهان هنوز به این پهنه آبی وابسته است. از انرژی و تجارت گرفته تا جریان‌های مالی منطقه‌ای، همه به مسیری گره خورده‌اند که از خلیج فارس و تنگه هرمز عبور می‌کند.
خلیج فارس؛ فراتر از یک آبراه
وقتی جهان درباره خلیج فارس صحبت می‌کند، معمولاً به تنگه هرمز اشاره می‌کند؛ اما در روز ملی خلیج فارس، بحران اخیر نشان داده است که اهمیت این منطقه فراتر از یک آبراه است. خلیج فارس یک «سیستم اقتصادی» است؛ سامانه‌ای که انرژی، تجارت، حمل‌ونقل و حتی شبکه‌های مالی منطقه‌ای به آن گره خورده‌اند. اگر این سیستم مختل شود، نه‌تنها مسیر نفت و گاز، بلکه رفتار بازارهای جهان، زنجیره تأمین و مناسبات پولی منطقه نیز تغییر می‌کند.
جنگی که بازارها را عصبی کرد
امسال جهان دارد این واقعیت را با تمام وجود لمس می‌کند. جنگ در منطقه، محدودیت در تردد دریایی، توقف بخشی از جریان انرژی و افزایش بی‌سابقه ریسک‌های تجاری باعث شده بازارهای بین‌المللی عصبی و پرتلاطم شوند.
وقتی بحران، بازارهای پنهان را بیدار می‌کند
اما آنچه کمتر دیده می‌شود، سرایت این بحران به لایه‌های پنهان‌تر اقتصاد است؛ جایی که اختلال در ارزش سوخت و انرژی، ناگهان «بازارهای موازی و غیررسمی» را فعال می‌کند و شبکه‌هایی که در زمان ثبات کم‌رنگ‌اند، در شرایط بحران تبدیل به بازیگران اصلی می‌شوند.
در چنین وضعی، افزایش ارزش سوخت در منطقه نه‌تنها قیمت انرژی جهانی را بالا می‌برد، بلکه در کشورهای اطراف خلیج فارس، شبکه‌های مبادلاتی کوچک اما پر اثر را نیز فعال می‌کند؛ شبکه‌هایی که برای دورزدن هزینه‌های رسمی یا ریسک‌های جدید به روش‌های نقدی و غیرشفاف پناه می‌برند. همین رفتار، فشار مستقیم بر گردش پولی کشورها می‌گذارد و بازار ارز و اسکناس را دچار نوسانات غیرمعمول می‌کند؛ نوسانی که نه از سیاست‌های مالی ناشی می‌شود و نه از تغییرات تقاضای واقعی، بلکه از چرخه‌های پنهان مبادلات انرژی که با هر بحران منطقه‌ای جان تازه‌ای می‌گیرند.
اختلال انرژی؛ اختلال در جریان پول
این بخش مهم از اثرات جنگ معمولاً در گزارش‌های رسمی دیده نمی‌شود، اما اقتصاددانان خوب می‌دانند که اختلال در مسیر انرژی، به‌طور همزمان اختلال در جریان نقدینگی منطقه را هم ایجاد می‌کند.
وقتی سوخت ناگهان تبدیل به کالای استراتژیک‌تر از همیشه می‌شود، شبکه‌های غیررسمی برای تسویه‌حساب‌های سریع، نقدی و قابل‌حمل به‌دنبال ابزارهای جایگزین می‌گردند. ابزاری که خارج از سیستم‌های بانکی باشد و ردیابی نشود. همین رفتار، بازار ارز محلی را دچار حباب‌های مقطعی می‌کند و شکافی میان قیمت رسمی و غیررسمی می‌سازد؛ شکافی که اثر خود را در قیمت کالاهای داخلی نیز نشان می‌دهد.
از نفت تا نان؛ زنجیره بحران
از سوی دیگر، شوک انرژی جهانی نیز همزمان اثر می‌گذارد. کارخانه‌ها، حمل‌ونقل دریایی و خطوط تولید از آمریکا تا شرق آسیا با تاخیر، کمبود یا افزایش هزینه روبه‌رو شده‌اند. تغییر مسیر کشتی‌ها، زمان طولانی‌تر سفر و هزینه‌های سه‌برابری لجستیک، در کنار بازار عصبی انرژی، باعث شده قیمت کالاهای پایه هم افزایش پیدا کند. در نتیجه، بحران خلیج فارس از «سطح نفت» به «سطح کالاهای مصرفی» منتقل شده است؛ از سوخت هواپیما تا غلات، از فلزات تا مواد اولیه صنعتی. هر اتفاقی در این منطقه، حتی یک اختلال کوتاه‌مدت، اثر زنجیره‌ای تولید می‌کند که از نقدینگی داخل کشورها شروع می‌شود و به قیمت تمام‌شده کالا در قفسه فروشگاه‌های قاره‌های دیگر ختم می‌شود.
روز ملی خلیج فارس؛ یادآوری یک واقعیت اقتصادی
روز ملی خلیج فارس در چنین شرایطی فقط یک روز تاریخی نیست؛ یک هشدار اقتصادی است.
جهان دوباره فهمیده است که این منطقه نه یک «خط روی نقشه»، بلکه یکی از ستون‌های اصلی تجارت و پول و انرژی جهان است.
اگر خلیج فارس آرام بماند، جهان نفس راحتی می‌کشد.
اگر تنش بالا بگیرد، هیچ سازوکار اقتصادی جایگزینِ واقعی برای آن وجود ندارد.
و اگر جریان انرژی مختل شود، هم بازارها می‌لرزند، هم زنجیره تأمین، هم نظام پولی منطقه.

*خلیج فارس کوچک است، اما اقتصاد جهان هنوز هم روی شانه‌های آن ایستاده است.*

فریبا کلهر

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم