بیست و نهم بهمن ماه ۱۳۵۶، تنها یک تاریخ در تقویم نیست؛ بلکه سرآغاز فصل نوینی از بیداری ملت ایران است. روزی که “شهر اولینها”، باری دیگر پیشگامی خود را در عرصه جهاد و شهادت به اثبات رساند و سکوت مرگباری را که رژیم ستمشاهی پس از کشتار قم بر کشور تحمیل کرده بود، با فریاد “اللهاکبر” و مشتهای گرهکرده در هم شکست. قیام ۲۹ بهمن تبریز، جوشش خون غیرت آذربایجان در رگهای انقلاب بود که سلسلهجنبان سقوط استبداد پهلوی شد.
هنوز چهل روز از جنایت هولناک رژیم پهلوی در شهر خون و قیام، قمِ مقدس، و به خاک و خون کشیدن طلاب و مردم بیدفاع در ۱۹ دیماه نگذشته بود. رژیم سفاک تصور میکرد با سرکوب وحشیانه در قم، شعلههای انقلاب را خاموش کرده و سکوت قبرستانی را بر ایران حاکم ساخته است. اما غافل از آن بود که آذربایجان، مهد دلیران و سنگر نفوذناپذیر اسلام، آرام نخواهد نشست. تبریز، شهری که تاریخش با دلیری و استعمارستیزی گره خورده است، مترصد فرصتی بود تا وفاداری خود را به مرجعیت شیعه و آرمانهای اسلام ناب محمدی (ص) نشان دهد.
جرقه انفجار در مسجد قزللی
صبح روز ۲۹ بهمن، هنگامی که مردم مومن و عزادار تبریز به دعوت علمای بزرگ شهر، به ویژه شهید آیتالله قاضی طباطبایی، قصد ورود به مسجد «قزللی» (میرزا یوسف آقا) را داشتند تا مراسم چهلم شهدای قم را برگزار کنند، با درهای بسته و اهانت آشکار مأموران رژیم مواجه شدند. آنگاه که سرگرد مزدور شهربانی، با گستاخی تمام به ساحت مقدس مسجد و مرجعیت توهین کرد، کاسه صبر مردم لبریز شد.
جوانی برومند از تبار غیرت، شهید «محمد تجلا»، تاب این اهانت را نیاورد و با واکنشی حماسی، سیلی محکمی بر صورت استبداد نواخت. گلولهای که سینه محمد تجلا را شکافت، نه پایان ماجرا، بلکه آغاز طوفانی سهمگین بود. خون پاک او بر سنگفرشهای تبریز، آتش خشم انقلابی مردم را شعلهور ساخت و شهر را به میدان نبردی نابرابر اما مقدس تبدیل کرد.
خروش یکپارچه علیه نمادهای فساد
در آن روز تاریخی، تبریز یکپارچه آتش و خشم شد. فریادهای “مرگ بر شاه” و “درود بر خمینی” برای اولین بار با چنین عظمتی در فضای شهر طنینانداز شد. نکته حائز اهمیت و شگفتانگیز در این قیام، بصیرت و هوشمندی مردم بود. خشم مردم کور نبود؛ بلکه هدفمند بود. آنها به اموال عمومی و بازار و مردم عادی آسیبی نرساندند، بلکه خشم مقدس خود را متوجه نمادهای فساد، فحشا و استعمار کردند.
سینماهایی که مروج فرهنگ منحط غربی بودند، بانکهایی که رباخواری و سرمایهداری وابسته را ترویج میکردند، مشروبفروشیها و مراکز حزب رستاخیز، یکی پس از دیگری در آتش قهر انقلابی مردم سوختند. این تخریبها، پیامی روشن داشت: مردم تبریز نه برای نان، که برای ایمان قیام کردهاند. آنها تمدن دروغین و مظاهر فساد پهلوی را نمیخواستند.
شکستن هیمنه پوشالی ارتش شاهنشاهی
قیام ۲۹ بهمن چنان عظیم و کوبنده بود که شهربانی از کنترل شهر عاجز ماند. رژیم که پایههای خود را لرزان میدید، در اقدامی جنونآمیز متوسل به ارتش شد و تانکها و نفربرهای خود را به خیابانهای تبریز گسیل داشت. ورود تانکها به خیابان برای سرکوب مردم، اعتراف عملی رژیم به شکست و استیصال بود. شاه که خود را ژاندارم منطقه میدانست، در برابر اراده پولادین مردم تبریز به زانو درآمده بود.
این قیام، افسانه “جزیره ثبات” را که کارتر (رئیسجمهور وقت آمریکا) برای ایران ساخته بود، برای همیشه باطل کرد. تبریز ثابت کرد که ایران انبار باروتی است که تنها منتظر جرقهای برای انفجار علیه امپریالیسم است.
آغاز استراتژی «چهلمها»
مهمترین دستاورد قیام ۲۹ بهمن تبریز، شکلدهی به زنجیره مقدس «چهلمها» بود. اگر قیام قم جرقه بود، قیام تبریز آن را به جریانی مستمر تبدیل کرد. پس از تبریز، یزد در چهلم شهدای تبریز به پا خاست و سپس جهرم و اهواز و دیگر شهرها… این زنجیره نورانی، نفس رژیم را برید و تا پیروزی نهایی در ۲۲ بهمن ۵۷ ادامه یافت.
تبریز در ۲۹ بهمن، پیوند عمیق «امت و امامت» را به نمایش گذاشت و نشان داد که آذربایجان، سر ایران است و هرگاه سر به خروش آید، تمام پیکره ایران به حرکت درمیآید.
امروز، با گذشت دههها از آن حماسه انقلابی، بازخوانی درسهای ۲۹ بهمن برای نسل جوان ضروری است. ۲۹ بهمن تنها یک شورش خیابانی نبود؛ تجلی «غیرت دینی»، «بصیرت سیاسی» و «شجاعت ملی» بود. مردم تبریز با خون خود نوشتند که هیچ قدرتی، هرچند تا دندان مسلح، یارای مقاومت در برابر سیل خروشان اراده ملتی که شهادت را سعادت میداند، ندارد.
سلام بر تبریز، سلام بر شهدای ۲۹ بهمن و سلام بر آذربایجان که همیشه دژ مستحکم انقلاب اسلامی بوده و خواهد بود.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید