اشکال از ما نیست، تصور دنیای بدون سید علی سخت است. همه به چنین روزی فکر میکردیم و همه از آن فرار میکردیم. اما نکته همین جاست، فقدان رهبری اتفاق سنگینی بود اما قابل پیش بینی. همانطور که دشمن برایش برنامه ریخت، دوست هم آماده شده است. نشانه اش جنگ بی نظیر، دقیق، منظم روز اول توسط سربازانی بدون فرمانده!
تقصیر ما نیست، عظمت شخصیت خامنه ای چنان است که نبودش حفره ای بزرگ میشود. اما با عظمت تر از خامنه ای میراث خامنه ای است. دستگاهی که بدون سر هم سرزنده است. مانع ذهنی ما بود که چنین نظامی را درک نمی کردیم. او خود اما آنچه آجر به آجر ساخته بود را خوب میشناخت. خامنه ای آخرین معجزه اش را پس از شهادت رو کرد. چیزی که “شجره طیبه” می نامید همین است که بعد از یک کودتای ناکام، با ترور رهبرش، شورای دفاعش و فرماندهانش مثل ساعت به درستی میجنگد. هیچ مشکلی در اداره داخلی ندارد و مقابل تمام قدرت آمریکا و اسرائیل از مردمش دفاع میکند. شوخی است؟! در منطقه ای که مشتی نا کشور و نا ملت در آرزوی یک لبخند ترامپ دختربچه هایشان را به جزیره فساد هدیه میکنند.
طرفدارش باشید یا مخالفش، جمهوری اسلامی دستاورد صد سال مبارزه ایرانیان برای استقلال و آزادی ایران است. چرا حذفش نکنند؟ چرا دختربچه های ایرانی را در جزیره اپستین نخواهند؟!
در اولین روز جنگ 12 روزه هم سران سپاه ترور شدند، دانشمندان حذف، آسمان کشور ناامن شد، مراکز موشکی از کار افتاد، پایگاه ها بمباران میشد و مزدوران در شهرها انفجار می ساختند. آرامش ذهنی ما سی سال بعد از جنگ شکست و در خلاء فرو رفتیم. اما سازمانی که سه رده فرماندهانش حذف شده، دستهایش بسته شده و زیر رصد لحظه ای دشمن بود، کمتر از 24 ساعت صدها موشک شلیک کرد! زنده ماندیم و قوی تر شدیم. باید همانجا این شجره طیبه را میشناختند، ولی مثل ما خیال کردند جمهوری اسلامی یک نفره است.
این بار وقتی در دقایق ابتدایی شخص رهبر را هم ترور کردند، نه یک روز بلکه سه ساعته به میدان برگشتیم! یعنی نظام ایران هیچ وقت قائم به فرد نبوده و نیست، حتی اگر آن فرد سایه بلند آ.خامنه ای باشد. این شجره طیبه قائم به خداست. پس این بار هم زنده میمانیم و قوی تر میشویم. همان آیه ای که اخیرا تکرار میکرد:
و لا تهنوا و لا تحزنوا و انتم الاعلون ان کنتم مومنین
سست و غمگن نشوید که ما برترید اگر ایمان داشته باشید
اگر فکر میکنید چنین معماری برای بعد از خودش فکری نکرده است، سخت در اشتباهید. نه تنها او بلکه مراکز نظامی هم برنامه دقیق چنین شرایطی (و حتی دشوارتر) را آماده کرده اند. از همین روز اول جنگ پیداست.
فرصت برای گریستن داریم اما نه وقتی دشمن پشت دروازه است. نه وقتی 150 دختربچه را در ساعت اول پر پر میکند. آنها تشنه خون دختران ما هستند. پس وقت خشم است نه غم. باید جنگید و پشیمان شان کرد. وگرنه به روزهای بعد از کودتای 32 برمیگردیم، با این تفاوت که در هر گوشه ای، شاهکی. باید چنین خیالی را به گور ببرند. اگر آینده ای برای ایران و اسلام میخواهیم امروز باید عاشورایی بایستیم. چپ و راست و انقلابی و ضدانقلابی هم ندارد.
تمام سرزنش ها را فراموش کنیم، نقدها را به بعد موکول کنیم، از مسئولین با هر رنگی و توانی حمایت تمام بکنیم. مهمترین وظیفه انسجام است، ما یک دشمن داریم و هر که مقابلش می ایستد دوست است، حتی اگر کنار ما نباشد. میخواهند در این صف اختلاف بیاندازند، میخواهند ما را بشکنندو ایران و اسلام را جارو کنند. حق و باطل، سفیدی و سیاهی هیچ وقت اینقدر روشن نبوده، بچه خواران و کودک بازان و دخترکشان یک طرف اند و پاکان و حلال زادگان و سفید جامگان یک سمت. گیرم رقاصان بر مصیبت ما شادی کنند، آنچه بلند میماند نام حسین است. زنده میمانیم و قوی تر میشویم.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید