جنگ رمضان با شهادت رهبر معظم انقلاب امام خامنه ای توسط رژیم استکباری آمریکا و سگ دست آموز او رژیم صهیونی در اسفند ( رمضان) 1403 در حالی آغاز شد که در خرداد ماه همین سال، تجاوز آمریکا و رژیم صهیونی در جنگی موسوم به جنگ 12 روزه را تجربه نموده بودیم. با عدم تحقق اهداف متجاوان در جنگ دوم، دو رژیم متجاوز با برنامه ریزی برای براندازی و تغییر حکومت با استفاده از تمامی ابزار های جنگ نرم وامکانات نرم افزاری و سخت افزاری، مدیریت اغتشاشات و درگیری های تروریست های داخلی با حمله به مراکز نظامی و انتظامی و فرهنگی در سراسر کشور بصورت گسترده و با هدف براندازی و کودتا را در پیش گرفتند .
که با راهنمایی رهبری معظم و هوشیاری مدیران عالی ج ا ا و نیروهای انتظامی و امنیتی و بسیج مردمی البته با برجا گذاشتن خسارات زیاد با شکست روبرو شد. در اسفند همان سال 1403 درآخرین مرتبه شروع دورسوم مذاکرات که با خوشبینی برخی از جناح های سیاسی برای چندمین بار برسرمیز مذاکرات غیر مستقیم با هدف حل و فصل موضوع به اصطلاح هسته ای ایران قرار داشتیم که با تجاوزمستقیم مجدد آمریکا و رژِیم کودک کش صهیونی و ترور رهبرعظیم الشان انقلاب اسلامی و برخی از فرماندهان عالیرتبه نظامی مواجه شدیم. بلافاصله حمله عمدی و دانسته به مدرسه میناب که با شهادت 167 کودک توسط موشک های جدید و پیشرفته که مجهزبه دوربین بوده و توسط تروریست های آمریکایی از روی ناو کاملا مانیتورمی شد و همچنین ترور دانشمندان ایران اسلامی و ….را داشتیم.
همه و همه این اقدامات تروریستی و متاسفانه عدم عبرت آموزی از گذشته ، بیانگر این درس تاریخی از امام شهیدمان امام خامنه ای بود که فرمودند به آمریکا نمی بایست اعتماد کرد در صورت ظاهر به شما لبخند می زنند و خنجر را ناگهان در سینه شما فرو می کنند. چه آنکه برای درک این واقعیت متاسفانه ما گرانبها ترین موجودیت این نظام را از دست داده ایم در روز سی ام جنگ رمضان این دزد دریایی خلیج فارس مانند همیشه رسما اعلام نمود که اگر با ایران به توافق نرسیم من دستورمی دهم که تمامی زیر ساخت ها و …. ایران را نابود کنند.
سوالی که در اینجا باید مطرح نمود این است که آیا موضوع مذاکرات هسته ای و بهانه ساخت سلاح هسته ای توسط ایران تنها یک رویکرد دروغینی نبوده است و آیا سردمداران آمریکایی و جبهه غرب با سوء استفاده از سازو کار های بین المللی مانند آژانس بین المللی انرژی اتمی و …. و به بهانه برنامه هسته ای ایران، بدنبال براندازی و کودتا و نابودی ج ا ا نبوده اند؟ آیا بازیگر جزیره آپستین که آشکارا وعلنا ایران اسلامی را متهم به تروریسم دولتی در طول 47 سال می نماید و بدنبال انتقام ازدولت و مردم ایران و تغییر رژیم جمهوری اسلامی ایران است نگرانی از ساخت سلاح هسته ای دارد؟
بیشتر اندیشمندان مستقل و آزادی خواه پاسخ های روشنی به این سوالات دارند و آن اینکه تحریم های گسترده آمریکا و متحدان اروپایی آنها و بعلاوه ترور های هدفمند رژیم کودک کش صهیونی در تمامی جبهه مقاومت و البته کشور ایران بعنوان مرکزاصلی مقاومت در جهان اسلام تنها بدلیل ندای بر حق امت اسلامی در تمامی جهان و حمایت از جبهه های مقاومت و مستضعفین جهان بوده است نه شبهه داشتن سلاح هسته ای!!! که ایران اسلامی را بعنوان خار در چشم دشمنان اسلام فروزان و استوار نموده است. بهانه ساخت سلاح هسته ای که حرمت آن از طرف امام خامنه ای سید شهدای انقلاب اعلام شده بود از دیر باز در نزد دشمنان اسلام و انقلاب ایران مبرهین بود که ایران بخاطر حرمت شرعی اعلام شده بدنبال آن نبوده است در حال حاضر در میان یک جنگ تحمیلی رمضان با شیاطین بزرگ هستیم بنظر می رسد در ادامه می بایست ج ا ا رویکرد جدیدی را برای ادامه حیات خود و با هوشمندی خاص و با قدرت تمام دنبال کند این رویکرد جدید می تواند چند وجهی باشد از اعمال رژیم حقوقی در تنگه هرمز تا محاکمه و مطالبات به حق ج ا ا از متجاوزین و …. و همچنین تجدید نظر در عضویت معاهده عدم اشاعه سلاحهای هستهای (NPT) می باشد. خروج ایران از این معاهده را می توان اینگونه تبیین نمود. معاهده عدم اشاعه سلاحهای هستهای (NPT) بر اساس سه ستون اصلی بنا شده است: عدم اشاعه، خلع سلاح و استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای. مشروعیت حقوقی این معاهده وابسته به توازن میان این سه رکن و اجرای بدون تبعیض آنهاست. اما تجربه ۵۰ ساله ایران نشان میدهد که این توازن عملاً نقض شده و عضویت ایران در NPT بیش از آنکه تأمین کننده امنیت و منافع ملی باشد، به ابزاری برای اعمال فشار سیاسی، محدودسازی ظرفیتهای صلحآمیز و تضعیف بازدارندگی ملی تبدیل شده است.
قطعنامه متعدد و اخیردقیقاً در بستری صادر شد که آژانس از مأموریت فنی خود فاصله گرفته و عملاً به بخشی از ساختار فشار سیاسی غرب تبدیل شده است. رفتارهای اخیر آژانس کاملاً گویاست است. از جمله گزارشهای جهت دار بر مبنای اطلاعات سرویسهای اطلاعاتی رژیم صهیونیستی؛ نادیده گرفتن حملات آشکار به تأسیسات صلحآمیز ایران؛ حمایت از ادعای وجود فعالیتهای اعلام نشده بدون ارائه شواهد معتبر؛ ایجاد فشار هماهنگ با لایحههای کنگره آمریکا و بیانیههای تروئیکای اروپایی و عدم محکومیت رژیم های متجاوز به تاسیسات هسته ای در چندین نوبت، این مجموعه نشان میدهد که قطعنامه اخیر، نه یک سند فنی بلکه بخشی از پروژه سیاسی «الزام ایران به عقبنشینی استراتژیک» است؛ پروژهای که همزمان در حوزه هستهای، منطقهای و موشکی در حال پیگیری است.که می بایست در جنگ رمضان بر اندازی را نیز به آن اضافه نمود. چند ماه پیش، تاسیسات ایران هدف حمله مستقیم قرار گرفت و این اقدام دوباره تکرار شد. این حمله بنا بر قواعد آمره بینالمللی، نقض آشکار اصل عدم تجاوز و همچنین نقض تعهدات امنیتی ذیل NPT است.
بنابراین، پرسش اصلی این است که آیا ادامه عضویت ایران در NPT همچنان توجیهی حقوقی و راهبردی دارد یا خروج از آن میتواند بخشی از بازتعریف موازنه امنیتی باشد.
۱. نقض تعهدات طرفهای دیگر و زوال اصل «اجرای متقابل»: بر اساس ماده ۲۶ کنوانسیون حقوق معاهدات وین، تعهدات معاهدهای بر پایه اصل اجرای متقابل و حسننیت معتبرند. اما در قبال ایران، این اصل به صورت ساختاری نقض شده است:
الف. عدم پایبندی کشورهای هستهای به خلع سلاح: بر اساس ماده ۶ NPT ، قدرتهای هستهای موظف به پیشبرد روند خلع سلاح هستند. اما گزارشهای رسمی سازمان ملل نشان میدهد که:
- هیچیک از این کشورها کاهش واقعی زرادخانههای خود را دنبال نکردهاند؛
- برخی از کشورها مانند آمریکا برنامههای نوسازی هستهای را آغاز کردهاند؛
- و رژیم صهیونیستی بهطور کامل خارج از NPT، دارای صدها کلاهک است.
این نقض ساختاری، بنیان اخلاقی و حقوقی NPT را تضعیف کرده است.
ب. عدم ارائه فناوری صلحآمیز به ایران : مطابق ماده ۴، کشورهای عضو حق برخورداری از فناوری صلحآمیز بدون تبعیض را دارند. اما در مورد ایران کاملا یک طرفه و تبعیض آمیز بوده است :
- تحریمهای هستهای حتی شامل تجهیزات پزشکی و رادیوداروها شده است؛
- انتقال دانش، سوخت و فناوری به طور کامل ممنوع شده است؛
- حتی همکاریهای صلحآمیز با روسیه و چین نیز تحت فشار غرب قرار گرفته است.
این وضعیت با روح و نص حقوقی و متن NPT در تضاد آشکار است.
پ. استفاده ابزاری و سیاسی از آژانس : آژانس بینالمللی انرژی اتمی بر اساس اساسنامهاش، نهاد فنی و غیرسیاسی است، اما:
- گزارشهای آن بارها با فشار آمریکا تغییر لحن و جهت داده؛
- اطلاعات محرمانه ایران به صورت مکرر افشا و زمینه ساز حملات اسرائیل شده است.
- آژانس هیچگاه اقدام اسرائیل علیه تأسیسات ایران را محکوم نکرده است.
- و قطعنامههای اخیر بطور آشکار سیاسی و فاقد پشتوانه فنی بودهاند.
این رفتارها نشان میدهد آژانس از نقش فنی خود خارج و به ابزار فشار ژئوپلیتیک تبدیل شده است.
۲. حملات نظامی و خرابکاری؛ نقض صریح تعهدات امنیتی NPT: یکی از مبانی حقوقی مشارکت در NPT، فرض ضمنی عدم تهدید به زور و احترام به امنیت تأسیسات صلحآمیز است. اما در ۱۵ سال گذشته، آمریکا و رژیم صهیونی با کمک سه کشور اروپایی با فشار ایران:
- بارها تأسیسات هستهای را هدف حمله مستقیم یا حملات سایبری قرار دادهاند؛
- تعدادی از دانشمندان ایرانی را ترور کردهاند؛
- و آشکارا تهدید به حمله نظامی و آنرا عملیاتی کردهاند.
طبق ماده ۱۰ NPT، هر کشور عضو میتواند در صورت بهخطر افتادن «منافع عالی کشور»، از معاهده خارج شود. با توجه به اقدامات فوق و حملات متعدد به تأسیسات صلحآمیز و تحت نظارت آژانس و البته حمله نظامی آمریکا به این تاسیسات این شرط حقوقی یعنی بهخطر افتادن «منافع عالی کشور» بیشک احراز شده است. این درحالی است که حتی آژانس بار ها با گزارش های رسمی خود و با بازرسی های متعدد صلح آمیز بودن فعالیت های هسته ای را اعلام داشته است.
۳. تحریمهای گسترده؛ نقض اصل «عدم تبعیض» : تحریمهای آمریکا و اروپا علیه ایران نه تنها بیارتباط با مفهوم عدم اشاعه است، بلکه خود نقض آشکار ماده ۴ محسوب میشود؛ زیرا: مشارکت ایران در چارچوبهای فنی محدود شده؛ حقوق ذاتی ایران برای غنیسازی عملاً تحت فشار قرار گرفته؛ و همکاریهای علمی کاملاً مختل شده است. این تحریمها برخلاف اصول بنیادین حقوق معاهدات، «هدف و موضوع NPT » را برای ایران نقض کردهاند.
۴. مبانی حقوقی خروج ایران از NPT: همانطور که گفته شد، بر اساس ماده ۱۰ NPTهر کشور عضو میتواند در صورت تشخیص «وقایع فوقالعاده مرتبط با موضوع معاهده» که «منافع عالی کشور» را به خطر اندازد، با اعلام، از معاهده خارج شود.ایران میتواند با استناد مستدل به موارد ذیل خروج را کاملاً حقوقی اعلام کند:
۱. حملات نظامی و خرابکاری علیه تأسیسات صلحآمیز ( در یک سال گذشته چندین حمله نظامی توسط آمریکا و رژیم صهیونیستی اسرائیل ؛
۲.عدم واکنش آژانس و زوال اعتماد پذیری سازوکار نظارتی؛
۳. نقضهای مکرر ماده ۴ توسط غرب و تحریمهای گسترده؛
۴. استفاده سیاسی از گزارشها و قطعنامههای آژانس؛
۵.عدم پایبندی قدرتهای هستهای به ماده ۶؛
بر این اساس و این شرط حقوقی یعنی بهخطر افتادن «منافع عالی کشور» خروج ایران نه تنها مشروع است، بلکه منطبق با روح معاهده و منطق حقوق بینالملل است.
۵. پیامدهای راهبردی خروج (بازتعریف موازنه قدرت) خروج از NPT الزاماً به معنای حرکت به سوی نظامیسازی نیست؛ بلکه به معنی بازگشت اختیارکامل فنی و راهبردی به ایران است. مهمترین پیامدهای آن عبارتاند از:
۱. افزایش بازدارندگی راهبردی: ایران از یک کشور «قابل فشار» به یک کشور «غیرقابل پیشبینی» تبدیل میشود؛ این وضعیت هزینه اقدامات خصمانه را برای دشمن چند برابر میکند. و بهانه را ازدست ابر قدرت ها برای مذاکره می گیرد
۲. پایان دادن به سوءاستفاده از بازرسیها، توقف بازرسیهای ویژه، میزان نفوذ اطلاعاتی و احتمال حملات بعدی را کاهش میدهد.
۳. ارتقای قدرت چانهزنی ایران ، ماندن در NPT بدون ضمانتهای اجرایی، ایران را در موقعیت انفعال نگه میدارد؛ اما خروج میتواند پایه یک سیاست خارجی «بازدارندگی فعال» باشد. آنهم در این برهه حساس و سرنوشت ساز جنگ رمضان
۴. بازتعریف روابط منطقهای: در شرایطی که برخی دولتهای منطقه – مانند اسرائیل – کاملاً خارج از NPT هستند و کشورهای عربی از جمله عربستان سعودی امارات و کویت و .. با تکیه بر آمریکا وارد جنگ با ایران شده اند و نیز به دنبال برنامههای هستهایاند، ایران با خروج از معاهده وارد عصر جدیدی از موازنه منطقهای میشود. چه آنکه در جنگ رمضان این اتفاق افتاده است.
با توجه به مجموعه نقضهای ساختاری در برابر ایران، استفاده ابزاری از آژانس، تهدیدات و عملیات نظامی علیه تاسیسات صلح آمیزهسته ای ایران، تحریمهای گسترده و عدم تحقق هیچیک از مزایای معاهده، ادامه عضویت در NPT فاقد توجیه حقوقی، امنیتی و راهبردی است. ماده ۱۰ ابزار حقوقی صریحی برای خروج فراهم کرده و تجربه سالهای اخیر نشان میدهد که منافع عالی کشور در معرض تهدید مستقیم قرار گرفته است. در چنین شرایطی، و جنگ تحمیلی رمضان که در آن هستیم، خروج از NPT نه یک اقدام رادیکال، بلکه یک واکنش حقوقی، منطقی و مبتنی بر اصول امنیت جمعی است که میتواند موازنه قدرت را به نفع ایران بازتعریف کند. نباید فراموش کنیم که استکبار جهانی بویژه رژیم صهیونی سیلی سختی از موشک های ایرانی خورده اند صدور قطعنامه اخیر و فشار های سیاسی و اقتصادی محدود به برنامه هسته ای ایران نیست و آنها به دنبال برنامه های واهی برجام دو، سه و.. هستند. با ترور رهبر انقلاب و شهادت مظلومانه او آنها از تمامی خطوط قرمز عبور کرده اند. درک شرایط حساس و سرنوشت ساز بر عهده مسئولین امر و البته بیشتر مجلس شورای اسلامی است که با تصویب خروج ج ا ا از معاهده مذکور گام محکمی در راستای حفظ تمامیت نظام مقدس خواهد برداشت/
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید