امروز: 1405/04/25 ساعت : 15:13

ما توهین می‌کنیم، شما عذرخواهی کنید!

دفاع بی‌شرمانۀ روزنامۀ اعتماد پس از توهین عباس عبدی به ملت

برای درک عمق فاجعه‌ای که در فضای رسانه‌ای اخیر رخ داد، باید به بستری نگریست که یادداشت عباس عبدی در آن متولد شد. ماجرا از جایی آغاز شد که این فعال سیاسی در مطلبی تامل‌برانگیز، با نگاهی تقلیل‌گرایانه به حضور میدانی و کنشگری آحاد مردم در تحولات اجتماعی نگریست. او با ادبیاتی که گویی از موضعی فرادستانه تنظیم شده بود، حضور ایثارگرانه مردم را در برهه‌های حساس، به رفتارهای هیجانی تعبیر کرد و عملاً نسخه‌ی خروج مردم از صحنه سیاست را پیچید.
اما ماجرا به همین‌جا ختم نشد؛ فاز دوم این نمایش تلخ، زمانی کلید خورد که روزنامه «اعتماد» و شبکه‌ی رسانه‌ای همسو، به جای نقد این تفکر یا پوزش از ملت، وارد یک «عملیات سفیدشویی» سیستماتیک شدند. آن‌ها با ردیف کردن مجموعه‌ای از توجیهات مضحک و آسمان‌وبه-ریسمان بافتن‌های جناحی، تلاش کردند تا اهانت آشکار به شعور جمعی را به یک سوءتفاهم ساده تقلیل دهند. این ماجرا در واقع دو روی یک سکه است: یکی خودِ متن که لایه‌های پنهان تفکر نخبگانِ خودخوانده را فاش کرد، و دیگری تلاش وقاحت‌بار یک قبیله سیاسی برای دفاع از حریمِ لرزانِ تفکر خود، آن هم به قیمت تحقیر ملت.
متن عباس عبدی همه را یاد یک گفتمان انداخت؛ همان نگاه معروفی که می‌گفت: «رعیت را چه به سیاست؟» از سریع‌القلم تا عباس عبدی، سال‌هاست یک حرف تکرار می‌شود؛ مردم کنار بروند تا «ما بهترها» تصمیم بگیریم. همان نگاه ژن برترسالارانه‌ای که همیشه مردم را هیجانی، احساسی و فاقد فهم سیاسی معرفی می‌کند و در نهایت نسخه‌اش این است که مردم فقط هزینه بدهند اما حق اثرگذاری نداشته باشند. عباس عبدی هم در همان مسیر، مردمی را که شصت شبانه روز در کف خیابان حضور پیدا کرده‌اند، با ادبیاتی توصیف می‌کند که بوی تحقیر و بی‌اعتمادی می‌دهد؛ مردمی که رهبر شهید انقلاب از «مبعوث شدن» آنان سخن گفت و رهبر معظم انقلاب بارها همین مردم را رمز پیروزی و ستون اصلی مقاومت در جنگ رمضان دانسته‌اند.
اما در روایت عبدی، ناگهان همین مردم تبدیل می‌شوند به جمعیتی که باید از صحنه کنار بروند تا طبقه خاصِ همیشه‌مدعی، بدون مزاحمت هر بلایی که می‌خواهند بر سر ایران بیاورند. اما چه بفهمند، چه خودشان را به نفهمی بزنند، آن دورانی که می‌شد مردم را با بازی‌های رسانه‌ای، برتر دانستن اقلیتی منفعت‌طلب و بازی گرفتن شعورشان زیر سلطه نگه داشت، تمام شده است.
اما مفتضحانه‌تر از متن عبدی، عملیات توجیه بعد از آن بود. روزنامه اعتماد به عنوان روزنامه‌ای که مدیرمسئول آن رئیس شورای اطلاع‌رسانی دولت هم هست، در حرکتی کم‌نظیر به جای عذرخواهی از توهینی که به ملت ایران در این یادداشت کرده بود، با جمع‌آوری افرادی همسو و هم‌فکر با همین تفکر مسموم و ویرانگر، در توجیه حماقت خود متنی را منتشر می‌کند که سر تا پا با سوگیری‌های مختلف و تقلیل مسئله به یک سوءبرداشت ساده از یک جمله، تلاش می‌کند تا بتواند این تفکر از بن مسموم را سفیدشویی کند. همانگونه که روزنامه سازندگی بعد از صحبت‌های سریع‌القلم شروع به توجیهاتی احمقانه و دفاع از این تفکر کرد.
می‌بینند کسانی که سال‌ها شعار دموکراسی و جامعه مدنی می‌دادند، حالا وقتی مردم خارج از چارچوب مطلوب‌شان وارد صحنه می‌شوند، ناگهان از «اقلیت رانتی»، «هیجان خیابانی» و «لزوم کنار رفتن مردم» حرف می‌زنند. کسانی که همه وجودشان غرق در محافل سیاسی شده است که هیچ برآیندی جز ویرانی برای ایران عزیزمان ندارند و صرفاً به دنبال به قدرت رسیدن خود بر مردم هستند. مردمی که در روزهای سخت پای کشور ایستاده‌اند، نه رعیت‌اند و نه سیاهی‌لشکر پروژه‌های سیاسی اقلیت به قول خودشان فهمیده. همین مردم بارها کشور را از بحران عبور داده‌اند و اتفاقاً مشکل اصلی برخی محافل سیاسی این است که دیگر نمی‌توانند جامعه را از بالا به پایین مدیریت کنند و برایش نسخه بپیچند. دوران نگاه از بالا به مردم گذشته است؛ حتی اگر هنوز در اتاق‌های بسته‌تان، بوی تعفنِ این تفکر را حس نکرده باشند.

عرفان اسدی

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم