امروز: 1405/05/12 ساعت : 01:33

قمار آخر

تحولات اخیر در صحنه نبرد راهبردی میان جبهه مقاومت و محور استکبار غربی-صهیونیستی، پرده از یک واقعیت بنیادین و غیرقابل‌انکار برداشته است: ابرپدافند ادعایی غرب و دست‌نشاندگان منطقه‌ای آن، در حال فروپاشی زنجیره‌ای و انقراض عملیاتی است. گزارش‌های اندیشکده‌های آمریکایی مانند مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی (CSIS)، داده‌های رسمی، گزارش‌های خبری نظیر فاکس‌نیوز، شبکه ABC و ارزیابی‌های دقیق میدانی از زرادخانه‌های منطقه، گواه آن است که نبرد ناهمطراز، خطوط تولید و ذخایر تسلیحاتی آمریکا و متحدانش را فلج کرده و موازنه قدرت را برای همیشه بر هم زده است.
بررسی دقیق آمارهای منتشرشده از سوی این مراکز مطالعاتی، ابعاد این شکست سنگین و بی‌سابقه را به‌خوبی آشکار می‌سازد. سامانه پدافندی پاتریوت (Patriot) که روزی نماد اقتدار هوایی غرب شناخته می‌شد، پیش از آغاز نبرد دارای ۲,۳۳۰ فروند موشک بود. این میزان در زمان اعلام آتش‌بس اولیه به ۱,۰۳۰ فروند افت کرد و طبق جدیدترین آمارها، موجودی بحرانی آن به حدود ۷۵۰ تا ۸۲۷ فروند رسیده است که نشان‌دهنده مصرف و انهدام ۴۶ درصد از کل ذخایر راهبردی این سامانه در سطح جهان است. وضعیت برای سامانه راهبردی تاد (THAAD) حتی از این هم فاجعه‌بارتر گزارش شده است؛ ذخایر تاد از ۴۵۲ فروند به ۲۳۰ تا ۲۷۸ فروند کاهش یافته که از مصرف بیش از ۶۴ درصدی دارایی پدافند ارتفاع بالای آمریکا حکایت دارد. این فرسایش در بخش موشک‌های پدافند دریایی نیز تسری یافته، به‌طوری‌که ۱۳۰ تا ۲۵۰ فروند موشک SM-3 (معادل ۲۴ درصد ذخایر) و ۱۹۰ تا ۳۷۰ فروند موشک SM-6 (معادل ۲۳ درصد ذخایر) شلیک شده‌اند. حتی در حوزه تسلیحات تهاجمی نیز آمریکا با مصرف بیش از ۱,۰۰۰ فروند موشک توماهاوک از مجموع ۳,۱۰۰ فروند موجودی خود (مصرف ۳۲ درصد)، بیش از ۱,۱۰۰ فروند موشک JASSM (مصرف ۲۵ درصد) و ۴۵ تا ۷۰ فروند موشک PrSM (مصرف ۴۴ درصد)، بخش قابل‌توجهی از توان بازدارندگی خود را از دست داده است.
کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس که سال‌ها میلیاردها دلار از ثروت ملی خود را صرف خرید سامانه‌های پدافندی آمریکایی کرده و بزرگ‌ترین سفارش‌ها را برای موشک‌های PAC-2 و PAC-3 ثبت کرده بودند، اکنون در نبرد اخیر به آستانه اتمام کامل ذخایر رسیده‌اند و بی‌پناه‌تر از همیشه در برابر باران موشکی ایران قرار گرفته‌اند. ارتش بحرین مجموعاً دو آتشبار پاتریوت، شامل ۶۰ تیر موشک PAC-3MSE و ۳۶ تیر موشک PAC-2GEM (در مجموع ۹۶ تیر)، در اختیار داشت که با حجم بالای حملات به بحرین، این ذخایر به‌طور کامل مصرف و تمام شده‌اند و آنچه امروز در بحرین شلیک می‌شود، صرفاً متعلق به آتشبارهای ارتش آمریکا برای حفظ پایگاه‌های خودشان است. کویت نیز دارای چهار آتشبار، به همراه ۱۴۴ تیر موشک PAC-3MSE/CRI و حدود ۵۰۰ تا ۶۰۰ تیر موشک قدیمی‌تر PAC-2 بود که با مقابله پدافند کویت با حدود ۱,۵۰۰ پرتابه مختلف ایرانی، ذخایر موشک‌های PAC-3 این کشور به‌طور قطعی به پایان رسیده و تنها اندوخته‌ای کاملاً محدود از PAC-2 باقی مانده است. امارات متحده عربی که با ۹ آتشبار، ۸۰۰ تیر موشک PAC-3 و ۳۱۶ موشک PAC-2GEM (مجموعاً ۱,۱۱۶ موشک) وارد نبرد شد، بیشترین حجم تهاجم موشکی و پهپادی را تجربه کرد و بیش از ۷۰ درصد از کل ذخایر پاتریوت خود را شلیک کرده است؛ به‌طوری‌که تکرار درگیری با حجمی مشابه، امارات را تنها ظرف چند روز به حالت بی‌دفاعی مطلق و «اوت‌نامبر» خواهد رساند. قطری‌ها با تحویل ۱,۱۴۴ تیر موشک و عربستان با تحویل بیش از ۲,۵۰۰ تیر موشک رهگیر، اگرچه هنوز بخش قابل‌توجهی از موجودی خود را حفظ کرده‌اند، اما نیمی از زرادخانه پاتریوت عربستان نیز در طول درگیری‌ها مصرف شده است. این آمارها به‌روشنی نشان می‌دهد حکام خلیج فارس باید بدانند که واشنگتن در شرایط بحرانی، موشک‌های باقیمانده را فقط صرف دفاع از جان نیروهای تروریست خود می‌کند، نه امنیت رژیم‌های وابسته منطقه‌ای.
کابوس اصلی پنتاگون و متحدانش، ناهمخوانی خیره‌کننده در «اقتصاد جنگ» و نبرد ناهمطراز است. در حالی که نیروهای مسلح ایران و جبهه مقاومت از موشک‌ها و پهپادهای نقطه‌زن، بومی و کم‌هزینه استفاده می‌کنند، واشنگتن و گاوهای شیرده منطقه‌ای مجبورند برای هر هدف از موشک‌های رهگیر چندمیلیون‌دلاری استفاده کنند. طبق دستورالعمل‌های عملیاتی، آمریکا برای رهگیری هر هدف در حالت عادی باید دو تا سه موشک شلیک کند؛ اما شدت و پیچیدگی تهاجم موشکی مقاومت باعث شده است که در برخی سناریوها، پدافند دشمن تا ۱۰ فروند موشک رهگیر برای یک هدف شلیک کند و باز هم در انهدام آن ناکام بماند. بر اساس برآوردهای غربی، با ذخیره باقیمانده ۷۵۰ فروندی پاتریوت، واشنگتن تنها قادر است حدود ۴۰۰ هدف دیگر را در سراسر جهان ساقط کند و پس از آن با آسمانی کاملاً بی‌دفاع روبه‌رو خواهد شد.
فرایند تولید تسلیحات پدافندی پیچیده، مانند سامانه‌های تاد و پاتریوت، بسیار زمان‌بر است؛ خطوط تولید محدود تسلیحاتی آمریکا به سال‌ها زمان نیاز دارند تا توازن ازدست‌رفته را جبران کنند، در حالی که حجم شلیک‌های نقطه‌زن مقاومت، سرعت فرسایش را چند برابر کرده است. عمق این بحران تسلیحاتی تا جایی پیش رفته که ترامپ شخصاً مجبور شده با مدیران ارشد شرکت‌های بزرگ تولیدکننده سامانه و تسلیحات نظامی جلسه‌ای اضطراری برگزار کند تا شاید راهی برای تسریع خطوط تولید پیدا کنند؛ فشاری بی‌فایده که به دلیل پیچیدگی زنجیره تأمین، راه به جایی نبرده است. شدت ضعف پدافندی پنتاگون به حدی رسیده که واشنگتن مجبور شده سامانه‌های دفاعی خود را از شرق آسیا جمع‌آوری کرده و به سمت خاورمیانه منتقل کند تا حفره‌های عمیق پدافندی خود را ترپوشانی کند؛ اقدامی که سایر جبهه‌های راهبردی آمریکا را نیز آسیب‌پذیر ساخته است.
همین بحران شدید ذخایر سبب شده است تا متحدان غربی نیز قربانی اولویت‌های فوری واشنگتن شوند. آمریکا به دلیل هراس از تخلیه کامل زاغه‌های خود، ارسال سامانه‌ها و موشک‌های رهگیر به اوکراین را متوقف یا به‌شدت محدود کرده است. از سوی دیگر، خروج و انتقال سامانه‌های پاتریوت از اقلیم کردستان و پایگاه‌های اربیل، به‌صراحت نشان داد که اربیل دیگر در اولویت امنیتی آمریکا قرار ندارد و موشک‌های باقیمانده، ناچار برای پوشش نقاط حیاتی‌تر متمرکز شده‌اند. بیانیه رسمی وزارت امور خارجه آمریکا مبنی بر اینکه «ایران ممکن است منافع ایالات متحده را در سراسر جهان هدف قرار دهد»، ناشی از درک دقیق همین واقعیت است که نیروهای تروریست آمریکایی در هیچ نقطه‌ای از جهان امنیت ندارند.
موفقیت راهبردی جبهه مقاومت تنها به تهاجم موشکی محدود نبود، بلکه در راهبرد بی‌نقص «انهدام رادارها و مراکز فرماندهی» نهفته است. بر اساس آمار خسارات ثبت‌شده، در مدت تنها ۱۵ روز، ۳۴۷ مورد خسارت سنگین به تجهیزات آمریکا وارد شده است؛ از جمله انهدام ۹۸ سامانه راداری و پدافندی (شامل ۶ رادار پاتریوت، ۷ مرکز فرماندهی و سامانه‌های اخطار اولیه) که عملاً چشم‌های بینای پدافند غربی را کور کرده است. همچنین انهدام ۵۹ تجهیز در حوزه عملیات هوایی (شامل ۱۱ جنگنده و بالگرد روی زمین، ۱۷ پهپاد، یک جنگنده اف-۱۵ داخل شلتر و ۸ هواپیمای سوخت‌رسان)، ۵۷ مرکز پشتیبانی (از جمله ۱۲ مخزن سوخت) و ۳۳ زیرساخت عملیاتی، شریان سنتکام را فلج کرده است. این ناامنی مطلق و هراس از پاسخ‌های غیرقابل‌پیش‌بینی مقاومت، حتی به سطوح خانوادگی رهبران آمریکا نیز کشیده شده است؛ تا جایی که شواهد نشان می‌دهد افرادی مانند ملانیا ترامپ (همسر ترامپ)، به دلیل نگرانی‌های شدید امنیتی و ترس از حوادث ناشی از فضای التهاب و ترور، از حضور در مراسم‌ها و اجتماعات عمومی خودداری می‌کنند. این امر، گواهی آشکار بر رخنه رعب و وحشت به لایه‌های بیرونی و درونی هیئت حاکمه آمریکاست.
امروز، در این نقطه تاریخی، زمان عقب‌نشینی یا دل‌خوش کردن به لبخندها و حرف‌های بی‌حاصل دیپلماتیک نیست؛ زیرا دشمن هنگامی که زیر ضربه قرار می‌گیرد، از دیپلماسی تنها به‌عنوان ابزاری برای زمان خریدن و بازسازی سامانه‌های ازدست‌رفته خود استفاده می‌کند. اکنون که پدافند دشمن در شکننده‌ترین وضعیت تاریخی خود قرار گرفته و زاغه‌های موشکی واشنگتن و متحدانش خالی شده است، دقیقاً زمان فرارسیدنِ «وقت ضربه نهایی» به پیکر نحیف شیطان بزرگ است. باید با بهره‌گیری از این فرصت طلایی و عدم تمکین به بازی‌های دیپلماتیک دشمن، تمامی پایگاه‌های شیطان بزرگ در منطقه مستقیماً هدف کوبنده‌ترین ضربات قرار گیرند تا پرونده حضور شوم و تروریستی آمریکا در منطقه برای همیشه بسته شده و اخراج کامل تروریست‌های آمریکایی از غرب آسیا محقق شود.
در آخر، افسانه نفوذناپذیری سامانه‌های چندلایه غربی به پایان رسیده است. شلیک موشک‌های کم‌هزینه اما پیشرفته جبهه مقاومت، گران‌ترین سامانه‌های دفاعی دنیا را به زانو درآورده و وابستگان منطقه‌ای را در بن‌بست پدافندی قرار داده است. امروز تمامی منافع استکبار در سراسر جهان تحت خطری ملموس قرار دارد و همان‌گونه که واقعیات میدان شهادت می‌دهند، این تازه آغاز افول قدرت پوشالی غرب و تحقق وعده الهی و امام شهیدمان است. پاک‌سازی منطقه از وجود اشغالگران

مهدی محمودی

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم