از امضای بیانیه علیه ایران تا انتقاد از دموکراسی آمریکا؛ چه شد که نگاه اصغر فرهادی تغییر کرد؟
اصغر فرهادی اخیراً در گفتوگویی با مجله «Variety» در حاشیه جشنواره ریو ۲۰۲۶، درباره آمریکا و دموکراسی آمریکایی حرفهایی زده که بیش از آنکه به خاطر محتوایش عجیب باشد، به خاطر گویندهاش تعجببرانگیز است. او در این گفتوگو صریحاً گفته است: «شما دموکراسی ندارید. این یک دروغ است» و از نگاه بالا به پایین آمریکاییها نیز انتقاد کرده است.
بسیار خب. نقد آمریکا نهتنها ایرادی ندارد، بلکه با توجه به کارنامه این کشور در جهان، دو جنگ تحمیل شده به ایران و هزاران جنایت دیگر از سوی آنها موضوعی است که اتفاقاً میتوان و باید درباره آن سخن گفت. اما یک سؤال ساده همچنان پابرجاست: چرا حالا یادتان افتاده؟
بگذارید کمی به عقب بازگردیم. به هشتم اسفندماه.
اصغر فرهادی که حال فهمیده آمریکا دموکراسی ندارد، همان اصغر فرهادی است که هشتم اسفندماه، بیانیه ۲۶۶ نفرهای را امضا کرد که در آن آمده بود: «ما سینماگران ایران، سرکوب اعتراضهای مردم را به هر بهانه محکوم میکنیم. اعتراض، حق طبیعی و مدنی هر انسانی است. هیچ قدرتی حق ندارد خود را مافوق مردم بداند.»
امضاکنندگان آن بیانیه همچنین با اشاره به کشته شدن معترضان نوشته بودند: «شلیک به مردمی که با دست خالی به خیابان آمدهاند، جنایت علیه حق حیات است و هیچ توجیهی ندارد.» در بخش دیگری از بیانیه نیز آمده بود: «نزدیک به نیمقرن است با وجود منابع عظیم طبیعی و انسانی در کشور عزیزمان ایران، نه عدالت محقق شده، نه رفاه و نه امنیت.» بیانیهای که فساد سازمانیافته، چپاول ثروت عمومی و «ایدئولوژی هراسآور» را از عوامل نابسامانیهای کشور معرفی میکرد و وضعیت موجود را عامل فقر، خفقان و ناامیدی گسترده میدانست. و چنین بیانیهای درست یک روز پیش از حمله آمریکا منتشر شد. آن هم در شرایطی که از مدتها قبل ترامپ تمام تلاشش را کرده بود که به بهانه همین بیانیهها، حملات آتی خودش را مشروعیتبخشی کند.
آقای فرهادی آن روز نمیدانستید آمریکا دموکراسی ندارد؟ آن روز آرگو را ندیده بودید که بفهمید اینها عمیق نیستند و به این اعتراض کنید که چرا یک سفیدپوست آمریکایی میخواهد ما را نجات دهد؟
آن روز که هنوز آمریکا مستقیماً وارد جنگ با ایران نشده بود و امید داشتید آمریکای ارباب، ایران را هم به دهکده بردهها ببرد، یادتان نبود درباره نگاه بالا به پایین آمریکاییها حرف بزنید؟ مسئله این نیست که چرا فرهادی امروز از آمریکا انتقاد میکند. مسئله این است که چرا درست امروز؟ آمریکا که یک شبه بیدموکراسی نشده. جنگافروزی آمریکا امروز آغاز نشده و سیاستهای دوگانه غرب نیز پدیدهای تازه نیست.
از همین 7 اکتر سه سال قبل که امروز هم سالگرد آن است حدقل هفتادهزار فلسطینی در چرخ دندههای ماشین جنگی آمریکا له شدهاند. و در تمام این سالها، دولتهای غربی در برابر جنایتهای اسرائیل موضعی اتخاذ کردهاند که دستکم درباره ادعاهای آنان پیرامون حقوق بشر و عدالت، پرسشهای جدی ایجاد کرده است. دو جنگ نیز به ایران تحمیل شده است. تحریم، ترور، مداخله و فشار سیاسی و اقتصادی آمریکا نیز سابقهای طولانی دارد. اینها کافی نبود که بفهمید آمریکا، دموکراسی ندارد؟
خیلی میخواهم خوشبین باشم. مثلاً نمیخواهم به این فکر کنم که شاید همکاری با کمپانیهای خارجی و فیلمهای شکستخورده اخیرتان، باعث چنین چرخشی شده باشد. یا نمیخواهم به این فکر کنم که شاید حالا که تشت رسوایی سیاستهای غربی به زمین خورده است و صدای شکست آمریکا از تنگه هرمز تا شرق و غرب عالم پیچیده و آن تصویر از قدرت بلامنازع آمریکا، بیش از گذشته با واقعیت میدان مواجه شده است، تازه یاد نقد دموکراسی آمریکا افتادهاید.
البته این بیداری را باید به فال نیک گرفت؛ اگر واقعاً بیداری باشد. اگر این مواضع صرفاً محصول تغییر موازنه قدرت نباشد. اگر چند صباح دیگر، با تغییر شرایط، دوباره تعریف «آزادی» و «دموکراسی» هم تغییر نکند. چون آمریکا امروز تبدیل به آمریکا نشده است. دموکراسی آمریکایی امروز دروغ نشده و جنایتهای غرب هم امروز آغاز نشدهاند. این واقعیتها سالها جلوی چشم جهان بودهاند.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید