دور باطل تحجر غربگرایان ایرانی ادامه دارد. با اعلام ترامپ و همچنان که دیپلماتهای ایرانی مانند دفعات قبل، مردم را نامحرم میدانند، توافق جدید، علیرغم سه دور مذاکره و سه جنگ طی تنها 14 ماه در آستانه نهایی شدن است و مذاکره از دوشنبه از سر گرفته میشود. مذاکراتی که نه مردم مبعوث مستند به پلاکاردهایشان آن را میخواستند، نه رهبری شهید با آن عبارات صریح در نفی، و نه علیالاصول خلف صالح ایشان. اما مشخص نیست چرا با این که حتی رئیس تیم مذاکرهکننده در طول جنگ دوم اعلام کرد چرخه «جنگ-مذاکره-آتشبس و سپس دوباره جنگ» را خواهیم شکست، به جای تلاش برای ارمغان امنیت از مسیر اقتدار، دوباره بناست با مذاکره و بازگشایی تنگه، به دشمن مجال دهیم هم ذخایر نظامی و انرژیاش را پر کند و هم قیمت نفت را کاهش دهد. قیمتی که با پاسخهای ایران به نزدیک 100دلار رسیده بود اما با اخبار مذاکره و بازگشایی تنگه، به زیر 80دلار سقوط کرده است.
بعد از برجام و خروج یکطرفه همین ترامپ از آن، فریب فرانچسکوها، فعال شدن ماشه و بازگشت تمام قطعنامههای تحریمی، همان تیم برجامی دوباره بهار 1404 با خطای محاسباتی، صلح و رفاه را از مسیر میز مذاکره با آمریکا میجستند، اما تنها نتیجه برای ملت، جنگ و رفاه کمتر بود؛ تنها 12روز لازم بود تا خون فرماندهان و دانشمندان و حمله به موضوع مذاکره توسط طرف مذاکره فراموش شود؛ دوباره آتشبس و اندکی بعد مذاکره؛ با این که همان طرف مذاکره کودتای دیماه را هم در این بین آشکارا رهبری کرد.
دستاورد مذاکرات این دور شد جنگی دوباره و ناامنی بیشتر و شهادتهایی سنگینتر؛ رهبر آزادگان جهان در میانه این مذاکرات و فضای مثبتی که دیپلماتهای ایرانی حس میکردند، به شهادت رسید. 168کودک مینابی و 104 غیر مسلح ناو دنا در کنار تعدادی از فرماندهان و هزاران سرباز و شهروند دیگر ایشان را تا بهشت همراهی کردند. اما دیپلماتهای ما عبرت نگرفتند و پاسخشان برای این مسئله همانی بود که بارها برای ملت جنگ و تحریم بیشتر آورده بود؛ مدعیان تجدد این بار هم تحجر به خرج دادند و بیش از 40روز طول نکشید که آتشبس قبول کنند و پای میز مذاکره بنشینند.
این بار اما خشم و خونخواهی ملت مبعوث که سابقه سیاه اصلاحطلبان غربگرا در مذاکرات را میدیدند، مانع از شکلگیری هرگونه میز مذاکره دیگری میشد. چند روز پیش از آتشبس 19 فروردین، ظریف مقالهای در فارنافرز نوشت و محورهایی برای مذاکره ترسیم کرد اما با واکنش تند مردم و برخی مداحان میادین تهران مواجه شد؛ چند روز بعد اما جریان دولتی و اصلاحطلب از رئیس اصولگرای مجلس برای پیشبرد این سری از مذاکرات کمک گرفتند و همان محورهای ظریف مورد مذاکره قرار گرفت؛ سپس فرزند همان مداحی که به ظریف برای عذرخواهی اولتیماتوم میداد، برای تشکر از قالیباف شعر خواند.
البته اتفاق جدیدی نیفتاده بود؛ اصولگرایان چه در مناظرات 92 چه در جریان اتفاقات پیش و پس از توافق برجام شریک و همکار اصلاحطلبان بودند. در 1405 نیز هم رانندهها همانها بودند و هم دست فرمان همان بود. نتیجه آن که پیششرط مذاکره اسلامآباد یعنی آزادسازی منابع بلوکه شده و پایان کامل جنگ در لبنان محقق نشد اما این تیم به جلسه مذاکره رفت؛ نبویان، عضو همان تیم در اسلامآباد، اعتراف کرد ضعیف ظاهر شدیم و طی یک خطای راهبردی درباره هستهای هم مذاکره کردیم. دستاورد آن جلسه چیزی نبود جز محاصره دریایی بنادر جنوبی ایران و رفاه کمتر مردم؛ اقدامی که آمریکا از ترس پاسخ ایران در جنگ جرئت انجامش را پیدا نکرد.
نهایتا این رفت و آمدها منجر به تفاهم 14مادهای اسلامآباد در 28 خرداد میان روسای جمهور ایران و آمریکا شد؛ اما این دور مذاکره هم همان دستاورد همیشگی را داشت و این توافق کمتر از دوهفته دوام آورد و جنگ از 6تیر دوباره آغاز شد؛ البته این مدت زمان کافی بود تا اعضای تیم مذاکرهکننده و اطرافیانشان، شروع به دستاوردسازی کرده و این تفاهم را سند افتخار ملت ایران و شکست آمریکا معرفی کنند. وعدههای آزادسازی اموال و پایان جنگ و… نیز جزء برنامه کاری هر روزهشان بود. در این حین تک تک بندهایی که مرتبط با تعهدات آمریکا بود نقض شد و نهایتا ترامپ رسما اعلام کرد تفاهم پایان یافته. طبق اعلام رسمی وزارت بهداشت نیز از 6تیر تا یک مرداد، بر اثر حملات آمریکا حین تفاهم صلح، 55نفر شهید و 629نفر مصدوم شدند.
تا زمانی که اراده آغاز و پایان جنگ دست دشمن وجودی و آمریکایی ما باشد، کشور در شرایط نهجنگ و نهصلح باقی مانده و دچار فرسایش خواهد شد؛ مسئول و پاسخگوی مذاکرات قبلی و جنگهای قبلی و هزینههای آنها کیست؟ تا کی بناست عدهای خلاف نظر مردم و رهبری، در اداره کشور متحجرانه رفتار کنند و هیچ ایدهای جز مذاکره پرهزینه و فرساینده نداشته باشند؟
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید