امروز: 1405/05/18 ساعت : 02:36

اصرار بر امید به امضای قاتل مردم ایران

رئیس‌جمهور در آخرین بخش از گفتگوی تلویزیونی خود مدعی شد توافق در ابتدا قرار نبود در ژنو امضا شود اما پس از تفاهم بر سر کلیات، امضا انجام گرفت و حتی برای اعتبار و استحکام بیشتر، تصمیم بر این شد که ترامپ به جای ونس سند را امضا کند تا نتوانند به‌سادگی زیر آن بزنند. او همین بالاتر رفتن سطح امضا در طرف مقابل را دلیل امضای هم‌سطح ایران دانست.

این نگاه و خطای محاسباتی که روزی امضای جان کری را تضمین می‌پنداشت، با وجود تجربه سه بار خروج از مذاکره و افتادن در دام جنگ، هنوز ذره‌ای تغییر نکرده است. گویا همچنان باور دارند که می‌توان از قاتلان رهبر انقلاب، فرماندهان نظامی و کودکان معصوم میناب تضمین گرفت؛ آن هم از فردی چون ترامپ که پیش‌تر برجام را پاره کرد. اکنون نیز مسئولان، شرایط کنونی را بهترین زمان برای دستیابی به توافق می‌دانند؛ دقیقاً همان فرار و تمدید مجدد چرخه باطل «مذاکره، جنگ و آتش‌بس» که خواسته اصلی آمریکا و مانور رسانه‌های غربی است.

نکته تلخ ماجرا اینجاست که با وجود تمامی درس‌های گذشته، حملات سنگین، شهادت مردم و گذر از دو جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه، باز هم به سراغ مذاکره رفتیم و آمریکا را درست در لحظه‌ای که نفت از مرز ۱۰۰ دلار گذشته بود و طبق اذعان رسانه‌های غربی در صورت تداوم نبرد، خوابِ نفت ۱۵۰ تا ۲۰۰ دلاری را می‌دید، از این گرداب نجات دادیم. آنان به واسطه تفاهم و وعده‌های پوچ، از بحران نجات یافتند؛ وعده‌هایی به قول رئیس‌جمهور «مستحکم‌شده با امضای ترامپ». این در حالی است که رهبر شهید انقلاب بارها بر نهی مذاکره با این شخص و دولت متجاوز تأکید کرده بودند، اما اصرار بر مذاکره باعث شد همان تجارب تلخ گذشته باز هم تکرار شود.

با وجود این، مرغ دولت همچنان یک پا دارد و در مواجهه با خبرنگاران از «شرایط بهینه برای توافق» سخن می‌گوید. کدام شرایط؟ شرایطی که مردم یکی پس از دیگری شهید می‌شوند، تمام ۱۴ بند تفاهم از دست رفته، نه خبری از رفع محاصره لبنان و غزه است، نه ۳۰۰ میلیارد دلار آزاد شده و نه طرف مقابل به تعهداتش عمل کرده است؟ از خروج از برجام در سال ۹۷ تا شهادت حاج قاسم، حملات مستقیم و شهادت فرزندان کشور، چه محاسباتی این وضعیت را بهترین زمان توافق می‌داند؟ پس از دو سال، بهترین زمان، وقتِ تغییر مسیر، اصلاح کابینه و دست کشیدن از سرابِ تفاهم‌های بی‌حاصل است.

اظهارات ناامیدکننده و سخنان هشدارآمیز درباره نابودی در صورت تداوم محاصره دریایی، تنها دشمن را در به‌کارگیری این ابزار جری‌تر می‌کند. عقب‌نشینی در روز تهدید زیرساخت‌ها و پذیرش آتش‌بس، نقطه‌آغازی بود که نه تنها تهدیدها را تضعیف نکرد، بلکه به تقویت آن‌ها انجامید. متأسفانه دولت هنوز درنیافته که «اقتدار» امنیت می‌آورد، نه انفعال.

اتهام «جنگ‌طلبی» به منتقدان نیز مغالطه‌ای بیش نیست؛ اتفاقاً هدف اصلی، پایان دادن به جنگ است. این چرخه متحجرانه «مذاکره، جنگ و آتش‌بس» اگر متوقف نشود، تا ابد تکرار خواهد شد، چرا که مذاکره نادرست، جنگ می‌آورد و آتش‌بسِ ناپایدار، مذاکره‌ای دیگر. مردم از بی‌امنیتی، از جمع کردن پیکر جوانان و سربازان از دل آب‌ها و ناوها، از جستجوی پیکرهای مفقود کودکان میناب و از سایه دائمی تهدید زیرساخت‌ها خسته و فرسوده‌اند. وقت آن رسیده که به این رویه اشتباه خاتمه داده شود.

نکته تلخ‌تر اما آن است که رئیس‌جمهور نه تنها این حقایق روشن را نمی‌پذیرد، بلکه در مواجهه با منتقدان دقیقاً به شیوه حسن روحانی رفتار کرده و پاسخ نقدها را با کنایه، طعنه و تپاندن ادبیات تخریبی می‌دهد. این برخورد انفعالی و فرار از پاسخگویی، دقیقاً همان چیزی است که طرف آمریکایی انتظارش را می‌کشد؛ تمدید بی‌دردسرِ چرخه خسته‌کننده «مذاکره، جنگ و آتش‌بس» تا فرصتی دوباره برای احیای خود پیدا کند. فرجامِ ادامه این مسیر، چیزی جز تکرار مکرر خسارت و بازی در زمین دشمن نخواهد بود.

رضا صالحی

رضا صالحی روزنامه نگار و عضو شورای سردبیری عصر ایرانیان می باشد.

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم