بررسی دروغ پردازی های سایبری عزل و نصب ها در شعام
در فضای سیاسی و رسانهای کشور، گاهی آنچه در حاشیه یک تصمیم یا یک اتفاق رخ میدهد، از خود تصمیم گویاتر است. نحوه روایت یک اتفاق، اصرار بر برجستهسازی یک بخش و حذف بخشهای دیگر و تلاش برای ساختن یک تصویر خاص از واقعیت، همگی میتوانند افکار عمومی را در مسیری قرار دهند که با واقعیت فاصله داشته باشد. به همین دلیل، بررسی آنچه پیرامون یک تصمیم مهم رخ میدهد، تنها به متن تصمیم محدود نمیشود و باید مجموعه رفتارهای رسانهای و سیاسی پس از آن را نیز در نظر گرفت. ماجرای اخیر پیرامون تفاهمنامه و فضاسازیهای صورتگرفته پس از انتشار خبر رأیگیری نیز از همین جنس است؛ جایی که تلاش شد یک روایت مشخص به عنوان روایت غالب به جامعه تحمیل شود، اما جزئیات ماجرا و واکنشهای بعدی، تصویر متفاوتی را پیش روی افکار عمومی قرار داد.
اتفاقات حول ماجرای رأیگیری پیرامون تفاهمنامه و خروجی آن بسیار معنادار بود. ۱۲ موافق و یک مخالف. به محض درز این خبر از سوی افراد نزدیک به دولت، کار رسانهای سنگینی پیرامون آن شکل گرفت. ساختن تصویر حمایت حداکثری از تفاهم با آمریکا و جا زدن آن به عنوان تصمیم نظام و اقلیت نشان دادن مخالفان، فضای سنگینی را رقم زد. اما پیام، علیالاصول، این تصویر را شکست تا بار دیگر فضاسازیها علیه تنها فرد شعام که میداند تفکر مبتنی بر اصول چیست و در مسیر آن قدم برمیدارد، شکست بخورد.
تاریخچه حملات به نماینده رهبر انقلاب در شورای عالی امنیت ملی، سابقه طولانی دارد. اما میتوان دور جدید تشدید این حملات را بعد از انتخابات ریاستجمهوری دانست. تلاش برای منزوی کردن سعید جلیلی و بدنه حامی وی، هربار با پروژههای حیرتانگیزی همراه میشود. شاید از افراد فعال فضای مجازی این سؤال پرسیده شود که چندین بار خبر کذب برکناری سعید جلیلی از شورای عالی امنیت ملی را شنیدید؛ با انگشتان دو دست که هیچ، با بند انگشتان نیز توان شمارش آن را نداشته باشند.
اما آخرین مورد آن با طنز تلخی همراه بود. گویا خود صاحبان پروژه بیش از حد روی تحمیق مخاطب حساب کرده بودند. اخباری که این بار نهتنها از صفحات فیک توئیتری، بلکه از سوی سایتهای رسمی منتشر میشد. خبرآنلاین؛ زیر نظر علیرضا معزی، معاون ارتباطات و اطلاعرسانی دولت حسن روحانی، نوشت: «با آمدن محسن رضایی، چه کسی از شورای عالی امنیت ملی میرود؟ سعید جلیلی یا علی باقری کنی؟»
با وجود اینکه متن انتصاب محسن رضایی به نمایندگی رهبر انقلاب در شعام، حاوی محتوای مشخصی مبنی بر برکناری آقای ذوالقدر بود و خبر آن ساعت ۹:۱۵ شب منتشر شد، این خبر پس از انتشار حکم در این خبرگزاری منتشر شده؛ غرضورزی در دروغپردازی این رسانه را آشکار میسازد. از سوی دیگر، بردن نام علی باقری به عنوان نماینده رهبری در شعام و گزینه احتمالی تغییر و عدم اشاره به محمدباقر ذوالقدر، علامت سؤال دیگری است که بیشتر از پیش اخلاق خبرنگاری را در مجموعه مذکور زیر سؤال میبرد.
آنچه در این میان اهمیت دارد، صرفاً یک خبر یا یک تیتر رسانهای نیست؛ مسئله اصلی، الگویی است که در آن، پیش از آنکه واقعیت برای افکار عمومی روایت شود، تلاش میشود روایت مطلوب برخی جریانها ساخته و تثبیت شود. وقتی خبرسازی از صفحات ناشناس به رسانههای رسمی راه پیدا میکند، دیگر نمیتوان آن را صرفاً یک خطای رسانهای یا یک اشتباه در انتشار خبر تلقی کرد و طبیعی است که درباره منشأ، هدف و زمانبندی چنین اخباری پرسشهای جدی شکل بگیرد. پرسش مهم این است که چه کسانی از ایجاد چنین فضایی سود میبرند و چرا هر بار که یک روایت خاص با واقعیت تطبیق پیدا نمیکند، به جای اصلاح آن، پروژهای تازه برای تکرار همان روایت کلید میخورد. شاید اکنون بیش از هر چیز، آنچه نیاز است نه فضاسازی بیشتر، بلکه بازگشت رسانه به اصول حرفهای، دقت در انتشار اخبار و احترام به شعور مخاطب باشد.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید