امروز: 1405/05/20 ساعت : 13:55

برای تثبیت پیروزی میدان ابتکار بومی می‌خواهیم؛ نه آمریکایی

جنگ را باید چگونه پایان داد؟ سوال مهمی برای یک جامعه در حال جنگ با یک دشمن مستکبر و با توان نظامی نابرابر است. همین سوال در روزهای منتهی به ۱۹ فروردین در میان تصمیم‌گیران ایرانی با جدیت مطرح بود که در نهایت با پاسخ پذیرش آتش‌بس پیشنهادی آمریکا و شروع مذاکرات اسلام آباد مواجه شد. در آن مقطع تلقی تیم ایرانی این بود که دشمن آمریکایی-صهیونی شروط ایران را پذیرفته است و ایران می‌تواند پیروزی‌های صحنه نظامی را در مذاکرات سیاسی تثبیت کند. (رجوع کنید به بیانیه دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی در سحرگاه ۱۹ فروردین ۱۴۰۵) این دغدغه‌ای بود که آقای قالیباف در ۱۰ مرداد تکرار کرد: «ما جنگ را پیروز شدیم ولی باید پیروزی را تثبیت و ثبت کنیم».
ولی همه دیدند که پاسخ داده شده به نتیجه نرسید و تفاهم‌نامه اسلام‌آباد عملا شکست خورد. پذیرش آتش‌بس و مذاکرات و در نهایت تفاهم‌نامه نتوانست جنگ را پایان دهد و همچنین پیروزی‌های ایران در میدان را در لایه سیاسی تثبیت نکرد و حتی نگران تضعیف آن هستیم.
سوال اصلی کماکان باقیست؛ چگونه جنگ را باید پایان داد به گونه‌ای که پیروزی‌های صحنه نبرد نظامی تثبیت شود و تجربه تاریک تفاهم‌نامه اسلام آباد تکرار نشود.
ایراد کار تیم ایرانی چه بود که نتوانست پیروزی نبرد نظامی را در لایه سیاسی تثبیت کند؟ پاسخ‌های مختلفی از ساحات مختلف می‌توان به این سوال داد. مثلا محاسبات غلط که سبب شد تیم ایرانی روی وعده‌های آمریکا بیش از اندازه تکیه کند و شخصیت خبیث و غیرقابل اعتماد آمریکا و ترامپ را کم‌توجهی کند و یا شتاب و عجله‌ای که تیم ایرانی برای رسیدن به تفاهم‌نامه داشت و سبب شد که در مسیر مذاکره گام به گام از مطالبات خودش عقب‌نشینی کند مانند عقب‌نشینی از موضوع غرامت و در نتیجه زیاده‌خواهی‌های آمریکا افزایش یابد.
اما از یک زاویه دیگر هم می‌توان به این سوال پاسخ داد. آن هم نداشتن «ابتکار» تیم ایرانی برای پایان دادن به جنگ و تثبیت پیروزی حاصل شده در جنگ است. آن چیزی که ما شاهد بودیم در پذیرش آتش‌بس و مذاکرات اسلام آباد یک «ابتکار ایرانی» نبود، بلکه یک ابتکار آمریکایی بود که تیم ایرانی آن را پذیرفت و دنبال کرد. از مقاله ظریف در ۱۴ فروردین در فارین افرز شروع شد و در ۱۹ فروردین به پذیرش آتش‌بس ختم شد. برای همین نتوانست به نتیجه‌ی مطلوب ایران برسد. همان بیانیه دبیرخانه شعام تاکید کرد که پیشنهاد آتش‌بس و مذاکره از سوی ترامپ از انتهای هفته دوم جنگ به صورت مستمر مطرح شده بود و چندین میانجی را برای تحقق آن به سمت ایران ارسال کرده بود. پس ابتکار آتش‌بس و مذاکرات اسلام ‌آباد در اصل یک ابتکار آمریکایی بود و لذا انتظار زیادی نباید از آن داشت.
سعید جلیلی در جلسه اخیر حکمت سیاسی اسلام از همین زاویه سوال مطرح شده در صدر یادداشت را پاسخ می‌دهد. او با ارایه تحلیلی سیاسی و دیپلماتیک از «صلح حدیبیه»، لزوم داشتن ابتکار برای تثبیت پیروزی صحنه نظامی را مورد تاکید قرار می‌دهد. از نظر جلیلی صلح حدیبیه نتیجه ابتکار پیامبر و منفعل شدن کفار قریش در برابر آن است.
داستان صلح حدیبیه پر از نکته‌های راهبردی خصوصا برای مقطع کنونی جامعه ماست. همانطور که می‌دانید این قضیه در قرآن در سوره «فتح» بیان شده است. تعبیر قرآن از صلح حدیبیه یک «فتح مبین» است که خداوند به پیامبر عنایت کرد. البته نه آنطور که برخی فکر می‌کنند. برخی ساده‌لوح فکر می‌کنند پیامبر اعظم (ص) در مدینه نشسته و صرفا با اعزام دیپلمات و مذاکره با کفار قریش صلحی به دست آورده که خداوند آن را فتح مبین نامیده است. لذا با یک ساده‌انگاری هرگونه مذاکره و توافق را مصداقی از صلح حدیبیه می‌نامند.
باید بدانیم صلح حدیبیه پس از جنگ احزاب است. در جنگ احزاب کفار تمام توان خودشان را به صحنه آورده بودند تا حکومت اسلامی تازه تاسیس مدینه را شکست کامل بدهند. اما مسلمانان شکست نخوردند و کفار با شکست راهبردی بازگشتند. هنوز پیروزی مسلمانان در لایه سیاسی تثبیت نشده بود و پیامبر برای تثبیت پیروزی دست به طراحی و اجرای یک ابتکار بزرگ سیاسی- تهاجمی زد. ابتکار این بود: مسلمانان بدون سازوبرگ نظامی به سمت مکه (قلب کفار و مشرکان دشمن مسلمانان) با هدف اقامه حج حرکت کنند. حرکتی که در ظاهر با مخاطره بالا همراه بود. مخلفون همین را بیان می‌کردند که احتمال زیاد پیامبر شهید خواهد شد و به مدینه بازنخواهد گشت. آنها فکر می‌کردند کفار قریش آماده و قوی هستند. آنها دچار خطای محاسباتی بودند و از طرفی هم محاسبات پیامبر را درست نمی‌دانستند.
اما پیامبر با محاسبه دقیق و تکیه بر سنت‌های الهی، علاوه بر شناخت نقاط قوت خود، شکاف سیاسی میان کفار را به طور دقیق شناسایی کرده بود و با حرکتی تهاجمی و نرم، دشمن را در موضع انفعال قرار داد. کفار قریش زمانی که با این ابتکار مواجه شدند، نتوانستند به تصمیم منسجمی برای مقابله با پیامبر و مسلمانان برسند و همچنین وقتی وحدت مسلمانان در پیروی از پیامبر را در بیعت شجره و همچنین میزان محبوبیت پیامبر در میان مسلمانان را دیدند فهمیدند که مقابله نظامی با مسلمانان شکست خواهد خورد و مجبور شدند تا صلح را انتخاب کنند. با این ابتکار بود که شرایط نه جنگ و نه صلح پس در جامعه اسلامی به پایان رسید. حکومت مدینه از سوی مهمترین دشمنش به رسمیت شناخته شد و پیامبر توانست به کارهای بزرگتر مدنظر خود مانند دعوت حکومت‌های بزرگ آن زمان برسد.
پس پیروزی در میدان نبرد زمانی تثبیت می‌شود که «ابتکار بومی» مبتنی بر نقاط قوت جبهه خودی و نقاط ضعف دشمن طراحی و عملیاتی شود. اما اگر اسیر ابتکارات دشمن شویم نمی‌توانیم پیروزی‌های میدان را تثبیت کنیم و حتی امکان دارد آنها به خطر بیافتد. مانند آنچه در اسلام‌آباد رقم خورد و ما برای حفظ پیروزی در موضوع تنگه هرمز مجدد از قدرت نظامی خودمان استفاده کردیم.

مسعود براتی

مسعود براتی، کارشناس، تحلیلگر و نویسنده، متولد 1364 است.براتی در دولت سیزدهم معاون سازمان سرمایه‌گذاری و کمک‌های فنی و اقتصادی ایران و همچنین مشاور وزیر اقتصاد و دبیر کارگروه طرح‌های تحریم ناپذیر بود.

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم