دولت مسعود پزشکیان وارد سومین سال فعالیت خود شده است؛ دولتی که در آغاز کار با وعده حل مسائل، گشودن گرههای معیشتی و ایجاد تغییر در وضعیت موجود پا به میدان گذاشت، اما اکنون پس از گذشت دو سال، همچنان بخش مهمی از افکار عمومی در انتظار دیدن تصویری روشن از ایدهها، برنامهها و تدبیر دولت برای اداره کشور است. آقای پزشکیان به مناسبت آغاز سومین سال دولت، در دیدار با نمایندگان احزاب سخنانی مطرح کرد که فارغ از ملاحظات سیاسی، نیازمند نقد و پاسخ جدی است.
رئیسجمهور در سخنان خود بار دیگر بر ولایتمداری تأکید کرد. اما اگر قرار است این ولایتمداری صرفاً در بیان و تکرار یک عنوان خلاصه نشود، باید پرسید یکی از مهمترین توصیههای رهبر انقلاب در سالهای اخیر، یعنی ضرورت امیدآفرینی و پرهیز از ناامید کردن مردم، چه نسبتی با ادبیات و عملکرد دولت دارد؟ آنچه امروز در ذهن بخش قابل توجهی از مردم از دولت نقش بسته، نه تصویر «میشود» و «میتوانیم»، بلکه انباشتی از «نمیشود» و «نمیتوانیم» است. این مسئله بهویژه زمانی اهمیت پیدا میکند که رئیس دولت در هر بزنگاه، از محدودیتها و دست بسته بودن سخن بگوید و سپس توپ را به زمین دیگران بیندازد که هر کس هر کاری از دستش برمیآید انجام دهد.
آقای پزشکیان، اگر قرار بود رئیسجمهور صرفاً به این نتیجه برسد که دستش بسته است و دیگران باید هر کاری از دستشان برمیآید انجام دهند، اساساً چرا در انتخابات ریاستجمهوری ثبتنام کردید؟ مگر کسی که برای تصدی عالیترین مسئولیت اجرایی کشور قدم به میدان میگذارد، نباید پیش از آن به این جمعبندی رسیده باشد که برای مشکلات کشور نسخه و راهحل دارد؟ مردم رئیسجمهور انتخاب میکنند تا مدیریت کند، تصمیم بگیرد، راه باز کند و از ظرفیتهای موجود استفاده کند؛ نه اینکه پس از رسیدن به قدرت، فهرستی از موانع پیش روی خود قرار دهد و از دیگران بخواهد هرچه میتوانند انجام دهند.
بخش دیگری از سخنان رئیسجمهور نیز درباره فرصت دادن به مدیران برای اشتباه کردن و اشاره به دورههای مدیریتی بود که در آنها به مدیر گفته میشود «انجام بده، اشتباه کن». این نگاه شاید در یک کلاس آموزشی یا یک دوره کارآموزی قابل طرح باشد، اما اداره یک کشور هشتاد میلیونی، محل برگزاری دوره کارآموزی برای مدیران نیست. آقای پزشکیان، کشوری با تورم حدود ۴۰ درصد را تحویل گرفتید و در فاصله دو سال، تورم مواد غذایی به ارقامی نزدیک به ۱۲۰ درصد رسید. اگر بنا بود مدیریت کشور با آزمون و خطا تمرین شود، کاش این آزمون و خطا در فرمانداری و دهیاری و دیگر سطوح مدیریتی انجام میشد؛ نه بر سفره و زندگی میلیونها ایرانی.
هیچ مدیری معصوم نیست و هیچ دولتی هم از خطا مصون نیست. اما میان «پذیرش خطا» و «توجیه خطا با ضرورت آزمون و تجربه» فاصلهای جدی وجود دارد. خطای یک مدیر در یک اداره ممکن است یک پرونده را عقب بیندازد، اما خطای سیاستگذاری اقتصادی میتواند قدرت خرید میلیونها خانواده را کاهش دهد، تولید را زمینگیر کند و امید اجتماعی را فرسوده سازد. مردم حق دارند بدانند هزینه آزمون و خطای مدیران را چه کسی باید بپردازد؟
پس از دو سال، هنوز تصویر روشنی از تدبیر دولت برای تأمین معیشت مردم وجود ندارد. نگرانی برای سفره مردم، اگر تنها از پشت تریبون بیان شود، هیچ منفعتی برای همان مردمی که هر روز با گرانی و کاهش قدرت خرید دستوپنجه نرم میکنند، ندارد. مردم بیش از آنکه نیازمند شنیدن ابراز نگرانی باشند، به تصمیم، برنامه و نتیجه نیاز دارند.
آقای پزشکیان، کشور محل آزمون و خطای رئیسجمهور نیست. پیش از آنکه سکان اداره چنین مجموعه عظیمی را در دست بگیرید، انتظار طبیعی این بود که محاسبه، برنامه و پشتوانه فکری لازم برای مدیریت کشور را فراهم کرده باشید. اکنون که دو سال از عمر دولت گذشته، وقت آن است که به جای تکرار «نمیشود» و «دست بستهایم»، پاسخ روشنی برای یک سؤال ساده ارائه شود: دولت برای حل مشکلات مردم دقیقاً چه میخواهد بکند؟ مردم پاسخ این سؤال را نه در شعار، که در سفره و زندگی روزمره خود جستوجو میکنند.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید