امروز: 1405/05/29 ساعت : 06:22

ناچارهای جنگ طلب

درست زمانی که نیازمند «ابتکار» هستیم تا بتوانیم دشمن شکست خورده در صحنه نظامی را به عقب برانیم و پیروزی نظامی را در سطح سیاسی تبدیل به دست‌‌آورد و تثبیت کنیم، صداهایی شنیده می‌شود که جوهره حرفشان این است: «ناچاریم و باید بدیم بره.»
این صداها همه از یک جنس هستند هرچند که از چهره‌های متفاوت شنیده می‌شود. این صداها مدام از ضعف‌ها می‌گویند و مشکلات را پیش چشم می‌آورند. البته در این کار هم صداقت و دقت لازم را ندارند و معمولا با بزرگنمایی همراه است. یعنی اغراق می‌کنند تا حرفشان باور پذیر شود. ده درصد یک کارخانه آسیب دیده است، می‌گویند کل کارخانه‌های این حوزه از دست رفته است.
اما اشکال مهمتر صاحب‌ این صداها این است که نقاط قوت و فرصت‌ها را نمی‌بینند. اصلا نمی‌بینند که مردم ایران بیش از پنج ماه است که مبعوث شده‌اند و در خیابان‌ها مجاهدانه حاضر هستند. فرقی نمی‌کند که زیر بمباران باشد یا در زمان مذاکره و آتش‌بس باشد. مردمی که خون پاک امام شهید آنها را برانگیخته کرده و با حساسیت و دقت و همراه با بصیرت تحولات را دنبال می‌کنند. این عنصر قدرتمند و تعیین کننده در جنگ تاب‌آوری را نمی‌بینند و حتی آن را تهدید می‌بینند. نگران هستند که این مردم مبعوث شده و هوشیار فریب ناچارها را نخورند و ادعاهای آنها برای صلح را باور نکند. برای همین در محافلشان و رسانه‌هایشان صحبت از رفتن مردم به خانه می‌کنند.
قوت دیگری که ناچارها دوست ندارند ببینند نیروهای مسلح قهرمان است که در برابر ابرقدرت دنیا ایستاده و آن را شکست داده‌اند. نیروهای مسلحی که فرزندان مردم مبعوث شده هستند و با تکیه بر ایمان و مردم مومن و با نوآوری در صحنه نبرد دشمن را بیچاره کرده است. دشمنی که صد برابر بودجه نظامی‌اش بیشتر است و فناوری پیشرفته دارد. در یک سال گذشته سه بار این واقعیت تکرار شده است و دشمن در عملیات نظامی خود شکست خورده است. اما ناچارها دوست ندارند این واقعیت را ببینند و به دروغ می‌گویند که مذاکره و بده بستان دست آورد بیشتری دارد و صلح خواهد آورد.
ناچارها فرصت‌ها را هم نمی‌بینند و حتی آنها را تهدید می‌بینند. تنگه هرمز را که یکی از بزرگترین فرصت‌های ایجاد شده برای ملت ایران است تا با تکیه بر آن برای طولانی مدت از شر تهدیدهای دشمن رها شود، همچون یک تهدید می‌بینند و نگران هستند که اگر در رها کردن آن تعلل کنیم، شرّش گریبان ما را بگیرد. برای همین وِرد زبانشان این است که دعوا نکنیم و بدیم بره.
ناچارها همه چیز را در کدخدا می‌بینند و سایر فرصت‌ها برایشان معنا ندارد. منتظرند ببیند کدخدا چه ابتکاری جلویشان می‌گذارد تا همان را دنبال کنند. البته ادعای بلدم بلدم می‌کنند اما فقط کُپی‌کار آن هم با پایین‌ترین کیفیت هستند. علی رغم همه ادعاهایشان از خودشان کوچکترین ادعایی ندارند. حتی در ابراز ناچاری‌هایشان از اندیشکده‌های غربی تقلید می‌کنند.
همه این‌ها به کنار، در این شرایط بدترین آسیب ناچارها که به مردم ضربه می‌زند، جنگ طلب بودن آنهاست. هرچند مدعی هستند که صلح طلب هستند و دیگران را متهم به جنگ طلبی می‌کنند. ولی واقعیت داستان این است که ناچارها با کمک کردن به «تصویر ایران ضعیف» دشمن را به تجاوز جدید و شدید دعوت می‌کنند. ناچارها جنگ طلب هستند. ناچارها در ریخته شدن خون مردم و سربازان وطن توسط دشمن مشارکت می‌کنند.
ناچارها دیر یا زود ضدیت خودشان با مردم و رهبری را آشکار می‌کنند. آنها مانع مهمی پیش روی تثبیت پیروزی نظامی هستند. ناچارها را باید کنار گذاشت. نباید در ذهن به آنها بها داد. آنها را نباید شنید. باید به ابتکارهای برآمده از باور به سنت‌های الهی و نصرت الهی گوش کرد. باید به آن وعده صادقی توجه کرد که فرمود «خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابله‌ی با حوادث، و کار را مردم تمام خواهند کرد.»

مسعود براتی

مسعود براتی، کارشناس، تحلیلگر و نویسنده، متولد 1364 است.براتی در دولت سیزدهم معاون سازمان سرمایه‌گذاری و کمک‌های فنی و اقتصادی ایران و همچنین مشاور وزیر اقتصاد و دبیر کارگروه طرح‌های تحریم ناپذیر بود.

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم