امروز: 1405/06/01 ساعت : 02:30

خون‌خواهی هنیه به گردن ماست، روایتش هم همین‌طور

گفت‌وگو با علی سلمانی، کارگردان مستند سه‌قسمتی «ابوالعبد»

«ابوالعبد» مجموعه مستند سه‌قسمتی درباره زندگی و مبارزات اسماعیل هنیه، به کارگردانی علی سلمانی و تهیه‌کنندگی دفتر سینمایی راه است؛ اثری که تلاش می‌کند زندگی هنیه را در پیوند با بیش از سه دهه از تحولات فلسطین روایت کند. این مستند با تکیه بر پژوهش گسترده و تصاویر آرشیوی، از مقاطع مختلف زندگی هنیه و حضور او در تحولات سیاسی فلسطین می‌گوید و در کنار روایت شخصیت او، بخشی از تاریخ معاصر فلسطین را نیز بازخوانی می‌کند.

ایده اولیه ساخت این اثر از سوی دفتر سینمایی راه مطرح شد و علی سلمانی پس از پیوستن به پروژه، طرح اولیه را به یک پروژه آرشیوی گسترده تبدیل کرد؛ پروژه‌ای که در نهایت به مستندی سه‌قسمتی انجامید.

در گفت‌وگو با علی سلمانی، درباره چگونگی شکل‌گیری «ابوالعبد»، چرایی انتخاب اسماعیل هنیه، دشواری‌های پژوهش و جست‌وجوی آرشیوهای فلسطین، تصاویر کمتر دیده‌شده، ارتباط با نزدیکان و چهره‌های مرتبط با هنیه و همچنین هدف سازندگان از روایت زندگی او صحبت کرده‌ایم.

ایده ساخت «ابوالعبد» از کجا شکل گرفت و چه شد که تصمیم گرفتید زندگی اسماعیل هنیه را در قالب یک مستند سه‌قسمتی روایت کنید؟

دو ماه و نیم از شهادت آقای هنیه گذشته بو که دفتر سینمایی «راه» به من اطلاع دادن که ما یک پروژه‌ای برای اسماعیل هنیه می‌خواهیم بسازیم، می‌خواهیم به جشنواره برسیم و چهل روز تا دو ماه وقت داریم. قبلا هم پیش آمده بود که مستندی را در دو ماه ساخته باشیم اما پیشنهاد دادم که برای شهید هنیه در این مدت کم، کار نسازیم.

گفتم این شخصیت، شخصیت خیلی بزرگی است، مطالبه جسته‌گریخته‌ای هم که از او بیرون آمده، نشان میدهد که این شخصیت حامل یک تاریخ بلندی است و کاراکتر خیلی اصلی‌ای در این سال‌های فلسطین بوده. به همین دلیل از همان ابتدا دغدغه‌ام این بود که برای ساخت چنین مستندی به زمان بیشتری نیاز است. دفتر «راه» هم پذیرفت و طرح را نوشتیم

با هم آن طرح را نوشتیم؛ طرح پیچشی داشت که خارج از کشور بود. بنا بر این بود که برویم ترکیه، قطر و یک سری از آدم‌های مهم را پیدا کنیم و با آن‌ها مصاحبه بگیریم. اما بنا به شرایطی که کلاً بعد از هفت اکتبر بر منطقه حادث شده بود، همکاری‌ها خیلی امنیتی شده بود و نشد؛ یعنی ما برج‌های ۳ و ۴ سال ۱۴۰۴ فهمیدیم آن طرح قابلیت اجرا ندارد و نمی‌شود ارتباطات لازمش را گرفت. حالا یک پشتیبانی‌هایی هم لازم داشت و این‌ها نشد.

در طول آن مدت ما مصاحبه‌هایی که لازم بود و می‌توانستیم را در ایران شروع کردیم. اولین مصاحبه را هم با آقای خالد قدومی گرفتیم و از ایشان هم خواستیم که برایشان مقدور است، ارتباطات لازم را برای ما فراهم کنند. ایشان هم پیگیری‌هایی کردند اما در آخر به این نتیجه رسیدیم که برخی دسترسی‌ها برای مصاحبه امکان‌پذیر نیست.

برج ۳ سال ۱۴۰۴ دوباره از دفتر سینمایی راه با من ارتباط گرفتند و گفتند که باید کار به سالگرد هنیه در سال 1404 برسد. من هم در آن مقطع سر کار دیگه‌ای بودم و تنها به صورت جسته‌گریخته یک سری مصاحبه گرفته بودیم، زنگ زد به من و گفت که باید امسال برسد، باید به سالگرد هنیه برسد. اینجا آن طرح قبلی را کنار گذاشتیم و سراغ کار سخت‌تر یعنی مستند آرشیوی رفتیم. این آغازی بود برای اینکه من بخواهم یک مقدار خودم را مجازات کنم. چون به هر حال باید دنبال آرشیو برای یک شخصیت عرب‌زبان می‌گشتیم خود همین موضوع کار را برای یک مستند آرشیوی سخت‌تر می‌کرد.

یک پژوهش دوهفتگی بسیار سنگین بر بستر وب انجام دادم. حاصل آن پژوهش متنی شد که حداقل سه قسمت مستند میشد. سه قسمت هم حداقل کار بود و میشد به 5 قسمت تبدیلش کرد. اینجا دیگر مشخص بود که مستند به سالگرد اول شهید اسماعیل هنیه نخواهد رسید و نهایتا کار امسال از شبکه یک پخش شد.

چرا «اسماعیل هنیه»؟ در میان رهبران و چهره‌های مقاومت فلسطین، چه ویژگی‌ای در شخصیت او برای شما جذاب‌تر بود؟

شاید سؤال درست این باشد که اهمیت خود اسماعیل هنیه برای آن اتفاق چه بود. ما در شخصیت‌های فلسطینی، در شخصیت‌های معاصر فلسطینی که بگردیم، فلسطین یک سرزمینی است که تا قبل از هفت اکتبر روز به روز به فراموشی نزدیک و نزدیک و نزدیک‌تر می‌شد.

یک فراز و فرودی دارد؛ انتفاضه داشته، توافق داشته، اشغال داشته و… وقتی نگاه ‌کنید می‌بینید که اسماعیل هنیه در همه‌ی این‌ها یک حضوری داشته؛ شخصیتی نبوده که صرفاً حضورش در حماس باشد، مثلاً این آدم نخست‌وزیر هم شده در تشکیلات خودگردان، علی‌رغم اینکه شاید انتظارش، یعنی قطعاً مستند را ببینید، انتظارش را نداشته نخست‌وزیر بشود، ولی نخست‌وزیر هم شده.

یک نخ تسبیح است از تاریخ سال‌های گذشته‌ی فلسطین و باعث می‌شود که شما وقتی اسماعیل هنیه را روایت می‌کنید، یک شخصیت صرف معرفی نمی‌کنید؛ تاریخ ۴۰ سال جنگ، مذاکره و سیاست‌ورزی انواع و اقسام فلسطینیان و منطقه را با هم بررسی می‌کنید.

این اتفاق خیلی پررنگ‌تر می‌شود از وقتی که شهید احمد یاسین به شهادت می‌رسد و رنتیسی هم با یک فاصله‌ی اندکی به شهادت می‌رسد و اسماعیل هنیه مجبور است آن خلأ را پر کند.

حالا چرا فلسطین، چرا مثلاً لبنان نه، چرا جاهای دیگر نه؟ بعد از هفت اکتبر همه این حرف را راحت می‌گویند، ولی تا قبلش شاید خیلی مغفول بود، آن هم اینکه که فلسطین آن سرزمینی است که تمام هم‌وغم این منطقه را به خودش اختصاص داده و حامل چرایی جنگ‌هاست، حامل چرایی ارتباطات است، حامل چرایی تفرقه‌ها و وحدت‌ها و ائتلاف‌هاست.

تأسی میکنم به صحبت‌های شهید حاج قاسم سلیمانی که فرمودند: «تمام این جنگ بر سر مسجدالاقصی است و تمام این درگیری‌ها بر سر یک مسجد است. یک سرزمین، سر یک مسجد است.» آن شخصیتی که در چنین فضایی شهید هنیه شخصیتی است که در تمام سالهای گذشته و اتفاقات فلسطین می‌تواند یک راوی باشد، یک کنشگر باشد، از یک جایی به بعد هم یک قهرمان باشد که اکت دارد در قصه‌ی فلسطین. به همین دلیل به نظرم اهمیت داشته که برای این بزرگوار کار ساخته بشود.

مضاف بر آنکه اسماعیل هنیه در ایران هدف ترور واقع شد. فکر می‌کنم همان‌طور که داغداری او ما را به آنجا کشاند که آقای شهید بزرگوار، امام خامنه‌ای، فرمودند خون‌خواهی به گردن ماست، خیلی چیزهای دیگرش هم به گردن ماست؛ ضمن اینکه خونخواهی او به گردن ماست، روایت چنین شخصیتی هم به گردن ماست. در حالی که خود بچه‌های حماس و فلسطین هم در این سال‌ها کمتر توانسته‌اند روایت تاریخی تولید کنند که طبیعی هم هست، همیشه درگیر جنگ و جهاد و این‌جور چیزها بودند و شاید همچین فرصتی پیدا نکرده‌اند.

کدام مقطع از زندگی هنیه برای شما نقطه عطف اصلی محسوب می‌شود؟

نقاط عطف در زندگی شهید هنیه زیاد است، اما چند تا اتفاق است که خیلی روی زندگی او اثر گذاشته و به نظرم دو مورد اصلی‌اش این است. اول اینکه آقای هنیه در زمانی که رنتیسی و احمد یاسین شهید می‌شوند، مجبور می‌شود یک بار سنگینی را به دوش بکشد و خودش را بزرگ کند و به فاصله‌ی اندکی، دومین اتفاقی که نقطه‌ی عطف است و او را به هنیه تبدیل می‌کند، زمانی است که در انتخابات ۲۰۰۵ فلسطین، حماس بیشترین کرسی را می‌آورد و ایشان مجبور می‌شود که رئیس دولت تشکیلات خودگردان بشود، یعنی نخست‌وزیر بشود و کابینه تشکیل بدهد.

آیا در میان تصاویر آرشیوی به تصاویری برخوردید که خودتان را غافلگیر کند یا تصویری از هنیه ارائه دهد که با تصور عمومی ما متفاوت باشد؟

ابتدا چون ابتدا پژوهش کرده بودم و بعد رفتیم سراغ پیدا کردن آرشیو، این‌جوری نبود که غافلگیر بشوم. ولی یک سری از تصاویر از ایشان هست که وقتی سکانس شکل می‌گرفت، شاید مثلاً ساعت‌ها درگیرش بودم و یک مدتی پایش گریه کردم. مثلاً لحظه‌ای که دارد در قسمت اول در سوگ احمد یاسین گریه می‌کند و خاطره‌اش را بیان می‌کند؛ تصویر خوب، عجیب و اثرگذاری بود برای من.

یک تصویری هم داریم از لحظه‌ای ایشان رئیس حکومت غزه بودند و نوه‌شان را از دست می‌دهند و خودشان خیلی آرام، خیلی آرام می‌آیند و نوه را به همراه پسرشان به آغوش گرفته و دفنش می‌کنند. مویه و زاری که نه، یک صبر و استقامت خیلی عجیبی در چهره‌ی ایشان است. و این تصویر بارها پس از هفت اکتبر تکرار می‌شود. چراکه بارها نوه‌ها و فرزندان ایشان به شهادت میرسند. معروف‌ترین تصویری که باعث شکل‌دادن شخصیت ایشان شده، همان سخنرانی‌شان است که به اسرائیل می‌گوید، اسرائیل را اصلا و ابدا به رسمیت نمی‌شناسیم.

یا تصویری وجود داشت که برای استفاده در فیلم پیدا کردید اما به هر دلیلی نتوانستید از آن استفاده کنید؟

بله، تصویری وجود داشت که برای استفاده در فیلم پیدا کردم اما نتوانستم ازش بهره‌مند بشوم. تصویری که وجود داشت یک سری از نقاط اختلافی بود که توسط یک جنبش ثالثی در برابرشان اتفاق افتاده بود؛ نقاط اختلافی بین به‌هرحال اعضای جبهه‌ی مقاومت و ایشان، که صبورانه از آن گذر کرده بود. بنا به اقتضائاتی که ما در روایت داشتیم نتوانستیم از آن تصویر استفاده کنیم. مضاف بر اینکه حالا ناگفته نماند که نقاطی هم بود که تلویزیون برخی از تصاویر را به صلاحدید خودشان خیلی کم بود ولی خب تشخیص دادند و درآوردند.

آیا برای روایت برخی وقایع با منابع فلسطینی یا نزدیکان هنیه ارتباط مستقیم داشتید؟

ما با سه تا شخصیت اصلی که با ایشان ارتباط دور یا نزدیکی داشتند، ارتباط گرفتیم. مهم‌ترینشان آقای دکتر خالد قدومی، نماینده‌ی حماس در ایران بود. آقای تیسیر سلیمان از اسرای فلسطین در حماس، اعضا و مؤسسین کتائب القسام در گذشته که با ایشان هم مصاحبه گرفتیم. آقای ناصر ابوشریف هم که خب نماینده‌ی جهاد در ایران بودند، ارتباطات دورادور یا به سبب سفرهای ایشان به تهران با ایشان هم یک مصاحبه داشتیم. برای مصاحبه با پسر ایشان هم را المیادین زحمتش را کشید و مصاحبه‌ای را به ما داد. خود بچه‌های شبکه المیادین، حالا یک سری از مصاحبه‌های دیگری هم که باز از پسرشان بهره گرفتیم، ولی این مصاحبه‌ی خاص که بچه‌های المیادین لبنان زحمتش را کشیدند، با پسر ارشد ایشان بود.

همان‌طور که ابتدای مصاحبه گفتم، یک طرحی داشتیم که سفری به قطر و ترکیه داشت بتوانیم از آن‌ها استفاده کنیم. متأسفانه به دلیل جو حاکم نتوانستیم از همه‌ی آن اشخاص استفاده کنیم. دوست داشتم مثلاً با دختر ایشان یک مصاحبه بگیرم تا بیشتر وجوه شخصی زندگی ایشان را هم بدانم. شاخص‌ترین شخصی هم که حالا توانستیم از طریق بچه‌های المیادین زحمت بدهیم، پسر ارشدشان بود که سوالاتمان هم به آنها رساندیم و زحمت مصاحبه را برای ما انجام دادند.

فکر نمی‌کنم آثار زیادی برای او ساخته شده باشد. حتی در بین کشورهای عربی، برنامه‌ای برای دوبله یا ترجمه اثر دارید؟

لطف خدا بوده که شاید ما تنها روایت آرشیوی مفصلی را از یک شخصیت فلسطینی در حماس داشتیم. بقیه‌ی مجاهدین یا بقیه‌ی کسانی که به‌هرحال شخصیتی از شخصیت‌های فلسطین هستند این‌طور به روایت‌هایشان پرداخته نشده. برای این کار ساعت‌ها آرشیو را دیدم، حتی در الجزیره ندیدم که چنین روایتی ساخته شده باشد، حتی برای شخصیتی مانند شیخ احمد یاسین که مؤسس حماس است، یا حتی برای رنتیسی با اینکه سال‌ها ساخت چنین اثاری را داشته‌اند.

عربی‌بودن کار واقعاً برای منی که مثلاً فارسی اصالت زبانم فارسی است و زبان دومی که بلدم مثلاً عربی است، خیلی کار سختی است؛ شما هر چقدر هم عربی بلد باشید، سرچ‌کردن در عربی، خیلی کار سختی است. آن فضایی که آن اتمسفری که دارید زندگی می‌کنید یک پیش‌زمینه می‌خواهد.

برنامه برای دوبله، بچه‌های صداوسیما دارند؛ همین الان در هیسپان‌تی‌وی،زحمت دوبله‌اش به زبان اسپانیایی انجام می‌شود، در یکی دیگر از شبکه‌ها زحمت دوبله‌ی عربی‌اش انجام می‌شود؛ و حالا شما دعا کنید که خوب دیده بشود و در حوزه‌ی توزیع هم نیازمند عملیات رسانه‌ای درستی هستیم.

بقیه‌ی اثرهایی که ساخته شده، واقعاً کارهای زیادی بچه‌های الجزیره ساختند و این‌ها به یک مقطعی پرداختند، یا گفت‌وگوی تلویزیونی بوده، مستند نبوده. مثلاً همان مصاحبه‌ی خود شهید هنیه که ما بهره‌مند شدیم، آن یک مصاحبه است که دیگران ازشان گرفتند؛ این مستند مفصل که آقا از ۱۹۸۸ به بعد را را کامل روایت کند، نداریم. نه فقط برای ایشان، بلکه برای دیگر شخصیت‌های فلسطینی هم روایت مستند خیلی پیدا نمی‌کنید. هرچه می‌گردید روایتی نداریم که تاریخ، قدم‌به‌قدم اتفاق افتاده باشد.

این را هم شاید بد نباشد بگویم. سال 1402یک فیلم کوتاه داستانی برای فلسطین ساخته بودم، قبل از عملیات هفت اکتبر. بعد که هفت اکتبر شکل گرفت، آن فیلم، خیلی دیده شد؛ از شبکه‌های مختلف داخلی تا جشنواره‌های مختلف. نکته‌اش این بود که یک‌بار یک عزیزی از حالا بچه‌هایی که پشتیبانی آن کار را به عهده داشتند گفتند که به‌خاطر این بود که یک موضوعی سال‌ها مغفول مانده و مثل خود فلسطین که فراموش شده، قاعدتاً کار ساختن برایش هم به فراموشی سپرده شده و انگار که اصلاً مهم نباشد

 

به نظر خودتان «ابوالعبد» قرار است مخاطب را با اسماعیل هنیه آشنا کند یا با مسئله فلسطین؟

ابوالعبد شخصیت  ماست؛ شاید دست گذاشتیم روی مهم‌ترین شخصیت فلسطینی دو دهه‌ی اخیر؛ شخصیتی است که فراز و فرودهای فلسطین را برای هدف اسماعیل بیان می‌کند؛ یعنی قرار است بیشتر از اینکه ما با شخص اسماعیل هنیه فقط آشنا بشویم- که در این مستند با او هم آشنا می‌شویم- اما بیشتر میخواهیم چرایی کارهای او و هدف او را بفهمیم.

در این مستند هم ما بیشتر به صورت خبری روایت را بیان می‌کنیم و اصلاً این‌جوری نیست که موضع‌گیری داشته باشیم. همیشه شاید دوربینمان سمت اسماعیل هنیه بوده، ولی یک بی‌طرفی برای اینکه یک روایت بین‌المللی داشته باشیم در روایت حفظ کردیم؛ بی‌طرفی به این معنا که خیلی از واژگان دارای معنای مثبت و منفی نسبت به هیچ طرفی استفاده نکردیم؛ فقط وقایع خبری بوده، به‌صورت قصه‌وار گفتیم.

چون داریم وقایع خبری می‌گوییم، داریم چرایی هدف اسماعیل هنیه را می‌گوییم، طرف مقابل چه کرد، او چه کرد، در این مقطع مثلاً رژیم چه بلایی سر فلسطین آورد، اسماعیل هنیه در مقابلش چه روشی را اتخاذ کرد. ما دنبال گفتن کنش‌ها و واکنش‌های مهم‌ترین شخصیت هستیم تا مخاطب خودش به این برسد چرا این کار را کرد؛ و قاعدتاً وقتی داریم این را روایت میکنیم، تاریخ فلسطین سی‌وچند سال گذشته بازگو می‌شود و با اسماعیل هنیه در ضمنش آشنا می‌شود؛ با چطور فکرکردنش هم آشنا می‌شود، با میزان واقع‌گرایی و آرمان‌گرایی او هم آشنا می‌شود، با میزان وحدت‌گرایی او یا قبیله‌گرایی او هم آشنا می‌شود. این‌ها آن چیزهایی است که به‌هرحال در این مسیر گفته شده. اما اصلش این است که با هدف اسماعیل هنیه که فلسطین است و آزادی فلسطین، بیشتر آشنا می‌شویم.

 

عصر ایرانیان

روزنامه عصر ایرانیان به صورت منظم و ۱۷ سال در حال انتشار و تولید محتوا در جبهه انقلاب به صورت مستمر و بی وقفه است

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم