دیدار اخیر رهبر انقلاب با مسعود پزشکیان را میتوان از جمله دیدارهایی دانست که بیش از آنکه صرفاً ناظر به بیان کلیات باشد، حاوی مجموعهای از مسائل و راهکارهای مشخص برای اداره کشور در شرایط دشوار کنونی است. در این دیدار، تأمین معیشت مردم، شرایط جنگ و آینده پیشرو، مسائل نظامی و بهطور مشخص راهکارهای مربوط به تأمین منابع و مدیریت مصارف ریالی، ارزی و انرژی و همچنین نحوه تعامل اقتصادی با طرفهای خارجی مورد توجه قرار گرفته است.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی رهبر معظم انقلاب، محورهای موضوعات مطرح شده در گفتگوی دکتر پزشکیان با حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای همزمان با آغاز سومین سال ریاستجمهوری ایشان به شرح زیر بوده است.
۱. تأمین نیازهای معیشتی مردم
۲. شرایط موجود جنگ تحمیلی سوم و آینده پیشرو
۳. بررسی تحولات حوزه نظامی
۴. تأمین منابع و مدیریت مصارف «ریالی، ارزی و انرژی»
۵. تعامل اقتصادی با طرفهای خارجی
۶. وضعیت مسکن و اشتغال
۷. بررسی نحوه ایستادگی کشور در برابر دشمن
و مهمترین توصیه رهبر معظم انقلاب حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای:حفظ وحدت و انسجام داخلی و پرهیز از اختلافافکنی
مرور این محورها یک نکته مهم را به ذهن متبادر میکند؛ اینکه دغدغه اصلی در این مقطع، صرفاً عبور از یک بحران نظامی نیست، بلکه مسئله اصلی، چگونگی اداره کشور در متن یک جنگ چندلایه و حفظ توان اقتصادی و معیشتی جامعه در برابر فشارهای بیرونی است. به عبارت دیگر، جنگ اگرچه در میدان نظامی جریان دارد، اما امتداد آن در اقتصاد، انرژی، ارز، تولید، تجارت و سفره مردم دیده میشود و طبیعتاً دولت نیز باید متناسب با همین واقعیت، آرایش مدیریتی و سیاستی خود را تنظیم کند.
نکته قابل تأمل اما فاصلهای است که میان این جنس از دغدغهها و آنچه در میدان سیاستگذاری دولت مشاهده میشود، وجود دارد. در سخنان و توصیههای مطرحشده، مسئله «تأمین منابع» و «مدیریت مصارف» بهعنوان یک موضوع جدی مورد توجه قرار گرفته است؛ اما افکار عمومی حق دارد بپرسد این نگاه دقیقاً در کدام تصمیمات کلان اقتصادی دولت خود را نشان داده است؟ برای مدیریت منابع ارزی چه نقشه راهی وجود دارد؟ برای کنترل مصارف و جلوگیری از هدررفت منابع چه تغییر محسوسی در سازوکارهای موجود ایجاد شده است؟ برای انرژی، تولید، تجارت خارجی و تابآوری اقتصاد در شرایط استمرار فشارها چه برنامهای روی میز است؟
این پرسشها از آن جهت اهمیت بیشتری پیدا میکند که کشور در شرایط عادی قرار ندارد. نمیتوان با منطق مدیریت روزمره، اقتصادی را اداره کرد که همزمان با فشارهای خارجی، جنگ، محدودیتهای ارزی و انرژی و مشکلات ساختاری مواجه است. در چنین شرایطی انتظار از دولت، ارائه یک برنامه روشن برای اداره کشور است؛ برنامهای که حتی اگر راهحل همه مشکلات نباشد، دستکم نشان دهد دولت برای هر یک از این میدانها چه راهکاری را دنبال میکند.
در این میان، یک نگرانی جدیتر نیز وجود دارد. بخش قابل توجهی از توان و ادبیات سیاسی دولت در ماههای اخیر، به موضوع تفاهم و مذاکرات گره خورده است؛ گویی قرار است بخش مهمی از مشکلات کشور از مسیر یک تفاهم خارجی حلوفصل شود. این در حالی است که تجربه همین مسیر نشان داده است که نمیتوان اداره اقتصاد و معیشت مردم را به نتیجه یک تفاهم یا توافق خارجی وابسته کرد. حتی اگر مذاکره در مقطعی ضرورت داشته باشد، سیاست داخلی کشور نمیتواند معطل خروجی آن بماند.
تفاوت میان «تعامل خارجی» و «گرهزدن اداره کشور به تعامل با کشور متخاصم» دقیقاً همینجاست. تعامل اقتصادی با طرفهای خارجی که در دیدار اخیر نیز مورد توجه قرار گرفته، یک ابزار برای تقویت اقتصاد است؛ اما تبدیل آن به محور اصلی برنامه اقتصادی کشور، موضوع دیگری است. دولت باید بتواند کشور را با فرض تداوم فشارها اداره کند و اگر گشایشی در خارج ایجاد شد، از آن برای تقویت ظرفیتهای داخلی بهره بگیرد؛ نه اینکه برنامه اداره کشور را بر مبنای احتمال زیر صفر گشایش روابط با دشمن تنظیم کند.
از این منظر، شاید یکی از مهمترین مطالبات امروز از دولت پزشکیان این باشد که نسبت میان توصیهها و سیاستهای اجرایی خود را برای افکار عمومی روشن کند. اگر مدیریت منابع ریالی، ارزی و انرژی ضرورت دارد، برنامه دولت برای آن چیست؟ اگر جنگ اقتصادی میدان اصلی فشار دشمن است، آرایش اقتصادی دولت در برابر این جنگ چگونه تعریف شده است؟ اگر قرار است معیشت مردم اولویت نخست باشد، چه سیاستهایی برای کاهش فشار بر سفره مردم و ایجاد ثبات اقتصادی در نظر گرفته شده است؟
دولت البته پیش از این نیز بر اهمیت جنگ اقتصادی و تابآوری معیشتی تأکید کرده است و رئیسجمهور نیز جنگ اقتصادی را میدان اصلی تقابل با دشمن دانسته است اما مسئله دقیقاً در فاصله میان «توصیف مسئله» و «حل مسئله» قرار دارد. جامعه امروز بیش از آنکه نیازمند شنیدن دوباره اینکه اقتصاد در شرایط جنگی قرار دارد باشد، نیازمند دیدن آثار یک برنامه مشخص برای مدیریت این شرایط است.
این انتقاد، به معنای نادیده گرفتن اقدامات دولت یا نفی ضرورت دیپلماسی نیست؛ بلکه اتفاقاً به معنای جدی گرفتن مسئولیت دولت است. وقتی شرایط کشور پیچیدهتر از گذشته شده، نمیتوان تمام ظرفیت سیاسی و رسانهای دولت را حول یک تفاهم خارجی متمرکز کرد و سوت زنان از کنار فرصت تعامل با کشورهای دیگر گذشت و در همان حال از کنار راهکارهای داخلی برای مدیریت منابع، انرژی، ارز، تولید و معیشت عبور کرد.
آنچه از این دیدار میتوان دریافت، این است که مسئله امروز کشور، داشتن یک «نقشه اداره ایران در شرایط فشار» است؛ نقشهای که باید بتواند حتی در صورت استمرار جنگ و تحریم نیز اقتصاد را روی پای خود نگه دارد. تفاهم خارجی، اگر به نتیجه برسد، میتواند بخشی از مسیر باشد؛ اما نمیتواند جایگزین برنامه اداره کشور شود.
فراتر از این موارد، تاکید رهبر انقلاب به عدم اختلاف افکنی خطاب به شخص رئیس جمهور به شدت جای تامل دارد. تریبونهای ایشان در روزهای اخیر پر از تشنج و محتوای کنایه آمیز به افرادی بوده است که با مسیر پیموده شده توسط دولت مخالف بودهند. به نظر میآید به جای نقد پذیری تنه ژست آن را دوست دارند و اساسا نقد را معتبر نمیدانند. اما یک سوال از آقای رئیس جمهور. بعد از این همه فریاد وحدت سر دادن، خودتان برای وحدت چه کردید؟ برایتان سوال نشده این تذکر عدم اختلاف افکنی در جلسه خصوصی در خطاب به خود شما بیان شده است؟
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید