یادداشت از مهدی سرخیلی – استان خوزستان، شهر اهواز
«فراراهبرد» واژهای کمتر شنیده شده در گفتمان عمومی مردم و حتی در میان اقوال و جریان های علمی دانشگاهی ایران است که در پیام ۶ شهریور ماه 1405رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای، با بیانی بدیع، به ویژه در ارتباط با اقشار خاصی از جامعه، مطرح شد.
رهبر انقلاب در این پیام، که یکی از مهمترین محور های آن توصیه مؤکد به حفظ انسجام درونی ملت و دولت است، از تعریفی عمیق و دقیق با عنوان «فراراهبرد» در نسبت با فرهنگ، تعلیم و تربیت پرده برداری کردند که در نوع خود کم نظیر است.
عبارت «فراراهبرد» در علوم مدیریت، سیاستگذاری و حکمرانی، به راهبردی برای انتخاب و تنظیم راهبردهای دیگر اطلاق می شود. رهبر انقلاب نیز در متن این پیام، فراراهبرد را ناظر به راهبردهایی میدانند که «تنظیم راهبرد های دیگر باید با ملاحظه آنها» صورت گیرد. با برداشت از پیام معظم له، به عبارتی می توان دال مرکزی دیگر راهبرد های کشور و یکی از مهم ترین ملاحظات بنیادین در تنظیم و تحقق راهبرد های ایران را فراراهبرد فرهنگ، تعلیم و تربیت دانست؛ ملاحظهای که در سطحی فراتر از راهبردهای منفرد قرار میگیرد.
برای روشنتر شدن این معنا، باید به ملیشدن صنعت نفت اشاره کرد. اگر بنا باشد ملی شدن صنعت نفت بهعنوان یک راهبرد ملی محقق شود، بدون توجه به فراراهبرد فرهنگ ، تعلیم و تربیت، در راستای تقویت حس استقلالطلبی، روحیه مقاومت ، ایستادگی، استیفای حق، وطنپرستی، میهندوستی، خودباوری، غیرت ملی و… امکان تحقق کامل آن وجود نخواهد داشت. اینجاست که فرهنگ ، تعلیم و تربیت بهعنوان ضامن و شرط امکان تحقق راهبرد، وارد معرکه میشوند.
به علاوه، باید عنایت داشت که اگر فراراهبرد فرهنگ ، تعلیم و تربیت، یعنی ایستادگی و مقاومت، روحیه خودباوری و غیرت ملی، وجود نداشت، اساساً چنین راهبردی سر از جامعه ایرانی درنمیآورد؛ همانطور که در بسیاری از کشورهای نفتخیز دیگر نیز صرف برخورداری از منابع طبیعی، به مطالبهای برای استقلال و استیفای حقوق ملی منجر نشده است.
عکس آن نیز صادق است و این رابطه، مسیری دو سویه دارد؛ یعنی راهبرد در مسیر اجرا هم باید متوجه فراراهبرد خود، یعنی فرهنگ ، تعلیم و تربیت، باشد تا بتواند مسیر تحقق خود را ادامه دهد و به نتیجه برسد.
بهعنوان مثال، اگر ملیشدن صنعت نفت صرفاً از منظر یک مسئله حقوقی مورد توجه قرار گیرد، ممکن است به مرور زمان، تحت تأثیر لطایف فرهنگی و تبلیغاتی مانند آن ضربالمثل معروف انگلیسی که میگوید «شما که عشق علی (ع) در دلتان است، نفت سیاه به چه دردتان میخورد» به آرامی در حاشیه راهبرد های جامعه قرار گیرد و یا با تضعیف روحیه مسئولیت علمی و تمدنی در قبال این ثروت ملی، از طریق بیتوجهی به تربیت مهندسان و نخبگان برای حفظ و توسعه آن، در میانه مسیر با مشکل مواجه شود. راهبردی که از استحکام فرهنگی و تربیتی و توجه به دیگر راهبرد ها، از جمله راهبرد داخلی سازی، دوری از واردات بی رویه و جلوگیری از خام فروشی برخوردار نباشد، ممکن است تا رسیدن به موفقیت کامل با موانع جدی روبهرو شود. بنابراین، فراراهبرد فرهنگ ، تعلیم و تربیت، علاوه بر آنکه ظرفیت تحقق سایر راهبردها را فراهم می کند، باید متوجه آثار و ضرورت های فرهنگی، تربیتی، اقتصادی و … ناشی از خودِ آن راهبردها نیز باشد.
در زمانه کنونی نیز ایستادگی در برابر زورگویی دشمنان ملک و ملت برای دستیابی به راهبرد هایی همچون بهره برداری از فناوری هستهای و تسلط بر تنگه هرمز به عنوان حقوق اصلی ملت ایران، ولو به قیمت شهادت بزرگ مردان، دانشمندان و امام عظیمالشأن شهید، در گرو توجه به فراراهبرد فرهنگ ، تعلیم و تربیت است. بدون توجه به فرهنگ، تعلیم و تربیتی متناسب با روحیه ایستادگی، خودباوری و استقلالطلبی، این دو راهبرد مهم در مسیر تحقق با دشواری مواجه خواهند شد.
چنانچه اشاعه دهندگان اصلی فراراهبرد فرهنگ، تعلیم و تربیت، یعنی معلمان آموزش و پرورش، استادان دانشگاه و حوزه، در کلاس های درس خویش از این حقوق بزرگ که خون قهرمانان و شهدای کشور ما مهر و امضای دستیابی به آنهاست دفاع کنند و مروج استیفای آنها، ولو با پرداخت چنین هزینه های گران بهایی باشند، این دو راهبرد مهم میتوانند به سرانجام برسند و ملت ایران طعم پیروزی بر دشمن را بچشد.
به عقیده نگارنده، توجه رهبر انقلاب اسلامی در پیام مذکور، اختصاصا به اقشاری همچون معلمان، اطبا و پرستاران، به عنوان منابع اصلی اشاعه فرهنگ مثبت و سازنده، علاوه بر نشانه تیزبینی و توجه راهبردی ایشان در نگاه به این آینده سازان، بار مسئولیتی سنگین نیز بر دوش آنان در زمانه تاریخ ساز حاضر برای به ثمر نشستن راهبرد های پیروزی و پس از پیروزی ایران عزیز قرار میدهد.
بنابراین گزاره، معلمان، دستگاه آموزش و پرورش و مجموعه تعلیم و تربیت، بهعنوان معماران پیشرفت آینده ایران، باید از خود بپرسند : چگونه میتوان نقش خود را بهعنوان مجریان تولید و انتقال سرمایه فرهنگی و تربیتی جامعه و به عبارتی، اشاعه دهندگان این فراراهبرد ایفا کرد؟
مجریان فراراهبرد فرهنگ ، تعلیم و تربیت باید بدانند که در غیاب این نگاه، حتی موفقترین راهبرد های پیشرفت نیز ممکن است به شکاف میان مردم و نخبگان یا آسیبپذیری در برابر تحریم ذهنی، ناامیدی و سیاه نمایی دچار شوند. وظیفه معلمان برای تربیت نسلی قوی، آگاه و برخوردار از خودباوری برای ایران امروز و آینده در مقام اشاعه دهندگان فراراهبرد فرهنگ، تعلیم و تربیت در این نقطه مشخص خواهد شد.
وزارت آموزش و پرورش نیز، همچنان که در نگاه رهبر انقلاب یک دستگاه دولتی فراراهبردی محسوب میشود، باید در نگاه دولت ها در صدر توجهات قرار گیرد و بازآرایی آن، در اسرع وقت و متناسب با جایگاه فراراهبردی اش، تحقق یابد.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید