یادداشت از محمد روشنائی – استان زنجان، شهر ماهنشان
چرا باید در برابر این فضاها بایستیم؟
فضای مجازی امروز دیگر فقط یک ابزار ارتباطی ساده نیست. بعضی از پلتفرمها، مخصوصاً آنهایی که بر پایهی ویترینسازی، خودنمایی، تبرج و سرگرمیهای بیوقفه کار میکنند، عملاً ذائقهی فرهنگی جامعه را عوض میکنند. فضاهایی مثل اینستاگرام و تا حدی بعضی بخشهای روبیکا و امثال اینها، بیشتر از اینکه محل رشد سواد و مهارت باشند، تبدیل شدهاند به میدان مسابقهی دیدهشدن. در این میدان، هرکس بیشتر خودش را نمایش بدهد، هرکس بیشتر حواسپرتی درست کند، هرکس محتوای سبکتر و مضحکتر تولید کند، شانس بیشتری برای دیدهشدن دارد. و این دقیقاً همان جایی است که باید نگران شد.
چون در یک جامعهی سالم، فالوور بیشتر باید نشانهی سواد بیشتر، مهارت بیشتر، شخصیت بهتر یا اثرگذاری مفیدتر باشد. نه اینکه هرکس بهتر بلد است مردم را با سرگرمیهای یکدقیقهای، شوخیهای بیمایه، رفتارهای عجیب یا نمایشهای سطحی سرگرم کند، سریعتر بالا برود. این یعنی یک جابهجایی خطرناک در معیار ارزش. یعنی بهجای اینکه تلاش، دانش، ورزش، قانونمداری، هنر درست و مهارت، ارزش پیدا کند، جلب توجه ارزش پیدا میکند. و وقتی جلب توجه شد معیار، دیگر فرهنگ آرامآرام میرود سمت ابتذال.
این پلتفرمها فقط وقت آدم را نمیگیرند؛ کمکم ذهن را هم شکل میدهند. آدم را عادت میدهند به مصرف محتوای کوتاه، شتابزده و بیعمق. مخاطب هر روز بیشتر به این مدل محتوا خو میگیرد و کمکم از متنهای جدی، فکر عمیق و مفید و یادگیری واقعی فاصله میگیرد. اینجا دیگر فقط بحث سرگرمی نیست؛ بحث تربیت ذائقه است. بحث این است که چه چیزی برای مردم عادی میشود و چه چیزی غیرعادی. وقتی ابتذال زیاد تکرار شد، آرامآرام عادی میشود. و این بزرگترین ضربه است.
به همین دلیل است که بعضی کشورها خودشان برای کودکان و نوجوانان مرز گذاشتهاند. استرالیا از دسامبر ۲۰۲۵ استفاده از شبکههای اجتماعی را برای زیر ۱۶ سال ممنوع کرد و این قانون را روی پلتفرمهایی مثل اینستاگرام، یوتیوب، تیکتاک، فیسبوک و اسنپچت اجرا کرد. فرانسه هم در سال ۲۰۲۶ به سمت ممنوعیت برای زیر ۱۵ سال رفت و اولین کشور اتحادیه اروپا شد که چنین محدودیتی را تصویب کرد. این یعنی حتی آنطرف دنیا هم فهمیدهاند که این فضاها بیهزینه نیستند و برای رشد کودکان و نوجوانان، باید برایشان حد و مرز گذاشت.
حالا مسئله فقط کودکان نیستند. مسئله این است که وقتی کل جامعه درگیر منطق ویترین شد، دیگر فرهنگ سالم قربانی میشود. یعنی بهجای اینکه مردم بر اساس سواد، اخلاق، تلاش، کار مفید و مسئولیتپذیری دیده شوند، بر اساس تعداد لایک و فالوور و میزان هیجان محتوایشان دیده میشوند. این همان جایی است که یک نفر یا یک گروه، بدون اینکه لزوماً سالمترین یا عاقلترین باشند، تبدیل میشوند به مرجع فرهنگی. بعد هم هرچه از ذهنشان تراوش میکند، چون فالوور زیاد دارند، تبدیل میشود به الگو. در حالی که اصلاً معلوم نیست آن چیزی که پخش میکنند سالم است یا ناسالم.هر فردی یک میکروفون گران قیمت میخرد و می شود مرجعیت فکری عده ای و انواع نافرهنگ ها را به خورد جامعه می دهد.
فرهنگ باید مثل هوا سالم باشد. اگر هوا آلوده شود، همه آسیب میبینند؛ حتی آنهایی که فکر میکنند دارند عادی زندگی میکنند. فرهنگ هم همینطور است. اگر معیارهای درست مثل تلاش، سواد، مهارت، ورزش، ادب و قانونمداری در جامعه تقویت نشود، جای آن را فرهنگ نمایشی و سبک زندگیهای سطحی میگیرد. آن وقت جامعه از درون خسته میشود، بیحوصله میشود و آرامآرام از رشد واقعی فاصله میگیرد.
پس مسئله فقط یک اپلیکیشن یا یک پیامرسان نیست. مسئله این است که چه چیزی قرار است فرهنگ ما را شکل بدهد؛ تلاش و سواد، یا نمایش و خودنمایی؟ اگر جواب ما اولی است، پس باید خیلی جدیتر از این فضاها حرف بزنیم و برایشان مرز بگذاریم.در درجه اول باید «ویترین و ریلز» پیام رسان ها حذف شود. اینکه هر لحظه به میلیون ها کلیپ مبتذل دسترسی رایگان و بی انتها داشته باشیم برای جامعه از سیانور خطرناک تر است.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید