امروز: 1405/06/15 ساعت : 09:50
  • تماس با ما
  • تبلیغات
  • در کشاکش جنگ و بحران، فرهنگ را فراموش نکنیم!

    یادداشت از امیر سجاد عابدی؛ استان فارس – رئیس مرکز پژوهش‌های شورای اسلامی شهر شیراز

    به‌درستی می‌توان حوزه فرهنگ در کشور را «یتیم هزار مادر» نامید؛ حوزه‌ای که در بزنگاه‌ ها همگان درباره اهمیت آن سخن می‌گویند، اما در میدان عمل، مسئولیت‌ها میان دستگاه‌های متعدد دست‌به‌دست می‌شود و در نهایت، پاسخ روشنی برای این پرسش وجود ندارد که متولی واقعی چفرهنگ و هویت نسل جدید کیست؟

    در ماه‌های اخیر، سلسله اقداماتی با هدف آشنایی نسل جدید با هویت ایرانی، اسلامی و پیشینه تاریخی شهر شیراز، در قالب بازدید از بافت تاریخی این شهر توسط مرکز پژوهش‌های شورا صورت پذیرفته است. هدف اصلی این اقدامات، معرفی بخشی از تاریخ پرافتخار «سومین حرم اهل‌بیت (ع)» و ایجاد پیوند میان نسل جدید و میراث فرهنگی، دینی و تاریخی این شهر بوده است.

    تمرکز این اقدامات بر معرفی پیشینه فرهنگی و هویتی شیراز و تأکید بر ویژگی‌ های برجسته مردمان این دیار؛ یعنی مهر، محبت، میهمان‌نوازی و مهرورزی، بوده است؛ همان شیرازی که در ادبیات و فرهنگ ایرانی همواره با مفهوم زیبایی، ادب، هنر و معنویت پیوند خورده و می‌تواند الگویی جذاب برای معرفی هویت ایرانی ـ اسلامی به نسل جدید باشد.

    اما پرسش اساسی اینجاست: آیا با چند بازدید و برنامه فرهنگی می‌توان در برابر موج عظیم و شبانه‌روزی تولید محتوای رسانه‌ای که ذهن و سبک زندگی نسل جدید را هدف قرار داده است، ایستادگی کرد؟

    واقعیت این است که نسل جدید را نمی‌توان صرفاً با بخشنامه، سخنرانی و توصیه به فرهنگ و هویت علاقه‌مند کرد. هویت زمانی ماندگار می‌شود که در زندگی روزمره، فضای شهری، هنر، سرگرمی، رسانه، معماری و حتی کسب‌وکا، حضور ملموس و پر رنگ داشته باشد.

    از همین منظ، خبر افتتاح کافه‌ای با عنوان و محوریت «کافه تگزاس» و با برجسته‌سازی چهره یک سلبریتی، مرا به تأمل واداشت. مسئله صرفاً افتتاح یک کافه یا انتخاب یک نام نیست؛ مسئله این است که در شرایطی که از یک سو درباره ضرورت تقویت هویت ایرانی ـ اسلامی نسل جدید سخن می‌گوییم و از سوی دیگر، در میدان فرهنگ عمومی شاهد بازتولید نمادها و الگوهای فرهنگی بیگانه توسط سلبریتی هتاک هستیم، آیا میان این دو رویکرد تناقضی وجود ندارد؟

    اگر قرار است هویت ایرانی ـ اسلامی برای نسل جدید جذاب باشد، باید برای آن رقیب جدی در میدان فرهنگ عمومی باشیم. نمی‌توان از نوجوان و جوان انتظار داشت که به تاریخ، ادبیات، هنر و مفاخر کشورش علاقه‌مند شود، اما در مقابل، تمام ظرفیت‌های جذابیت‌آفرین فرهنگی را به دیگران واگذار کنیم.

    امروز جنگ، فقط جنگ موشک و میدان نظامی نیست. بخشی از این نبرد در ذهن، ذائقه، سبک زندگی و الگوهای مصرف فرهنگی مردم جریان دارد.در چنین شرایطی، فرهنگ نه یک موضوع فرعی، بلکه یکی از ارکان اصلی امنیت و اقتدار ملی است. دشمن اگر نتواند سرزمین را تصرف کند، ممکن است تلاش کند ذهن و هویت نسل آینده را تصرف کند.

    بنابراین سؤال من این است: در شرایطی که کشور با هجمه و فشار سنگین آمریکای جنایتکار مواجه است، ترویج مستقیم یا غیرمستقیم نمادهای فرهنگی آمریکایی در فضای عمومی چه نسبتی با سیاست تقویت هویت ملی دارد؟

    آیا نباید در حوزه فرهنگ، روایت خود را از ایران،  شیراز، تاریخ، هنر و سبک زندگی ایرانی ارائه کنیم؟ پس چرا برای ساختن جاذبه فرهنگی بومی، این حجم از دشواری و ملاحظه وجود داشته باشد، اما بازتولید یک نام و الگوی فرهنگی بیگانه به‌سادگی امکان‌پذیر باشد؟

    خطاب من به مسئولین حوزه فرهنگ این است: اگر واقعاً دغدغه فرهنگ و هویت نسل جدید را داریم، باید از مرحله سخن عبور کنیم و وارد میدان شویم. فرهنگ در خلأ به دست نمی‌آید. اگر ما برای جوان ایرانی جاذبه فرهنگی تولید نکنیم، دیگران این خلأ را با محصولات، نمادها و الگوهای خود پر خواهند کرد.

    چو وا نمی‌کنی گرهی، خود گره مباش.

    البته روشن است که انتظار ما برخوردهای سلبی، خشن و خیابانی با مردم عادی نیست. اتفاقاً فرهنگ را نمی‌توان با اجبار و برخورد خشن نهادینه کرد. اما میان برخورد با مردم و مطالبه‌گری از چهره‌های اثرگذار و صاحبان تریبون و سرمایه فرهنگی تفاوت جدی وجود دارد.اگر یک سلبریتی یا چهره عمومی از ظرفیت اجتماعی و رسانه‌ای خود برای ترویج یک رفتار یا الگوی فرهنگی استفاده می‌کند، طبیعی است که جامعه نیز حق داشته باشد درباره آثار و پیامدهای آن رفتار سؤال کند. نمی توان از مردم خواست مسئولانه با فرهنگ مواجه شوند، اما صاحبان قدرت رسانه‌ای و اقتصادی را از هرگونه مسئولیت اجتماعی مبرا دانست.همچنین اگر قرار است نسل جدید را با تاریخ و فرهنگ خود آشتی دهیم، باید کاری کنیم که «ایرانی بودن» برای او نه یک توصیه، بلکه یک تجربه جذاب، زنده و افتخارآمیز باشد.

    کلام آخر اینکه، در کشاکش جنگ و بحران ها، فرهنگ را فراموش نکنیم؛ زیرا ممکن است جنگ در میدان تمام شود، اما اگر در میدان هویت شکست خورده باشیم، مسئله تازه آغاز شده است.

    امیر سجاد عابدی

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    دیدگاه جدید

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    ℹ️

    پیام سیستم