امروز: 1405/07/06 ساعت : 00:51
  • تماس با ما
  • تبلیغات
  • جهانی‌سازی قیمت‌ها و کاهش ارزش ریالی درآمد سازمان‌های بازنشستگی

    یادداشت از پیمان نوروزی – استان تهران، دماوند

    از سال ۱۳۸۶، با شکل‌گیری قانون هدفمندسازی یارانه‌ها و به دنبال آن سیاست جهانی‌سازی قیمت‌ها، معادله‌ی اقتصادی کشور به‌گونه‌ای دگرگون شد که پیامدهای آن تا امروز به‌صورت یک ناترازی عمیق و ساختاری خود را نشان می‌دهد. در این معادله، قیمت‌گذاری نفت، محصولات پتروشیمی، مواد معدنی و فولاد و هر آنچه از این‌ها اثر می‌پذیرد  بر مبنای استانداردهای جهانی و به واحد دلار انجام می‌شود. اما نکته‌ی کلیدی اینجاست که دلاری که مبنای محاسبه‌ی هزینه‌هاست، در اقتصاد واقعی وجود ندارد؛ آنچه در جریان است، صرفاً یک عملیات حسابداری و یک عدد ‌پردازی است.

    چه اتفاقی افتاده است؟ ساده بگوییم: هزینه‌های مردم و بنگاه‌ها دلاری محاسبه می‌شود، اما درآمدها همچنان ریالی باقی مانده است. در حالی که پیش‌تر، هم هزینه‌ها و هم درآمدها ریالی بودند و میان آن‌ها توازنی نسبی برقرار بود. این عدم تقارن، بزرگ‌ترین ضربه را به قدرت خرید اقشار حقوق‌بگیر و به‌ویژه بازنشستگان وارد کرده است. سطح کشش و قدرت خرید بازنشسته‌ها به‌شدت پایین آمده و سازمان‌های بازنشستگی  اعم از کشوری، لشکری و تأمین اجتماعی  پیوسته در حال دست‌وپا زدن هستند؛ چرا که از یک‌سو با افزایش هزینه‌ها و از سوی دیگر با کاهش درآمد مؤثر روبه‌رویند و در پوشش کامل تعهدات خود با چالش روبه‌رو شده‌اند.

    شاید این گزاره عجیب به نظر برسد، اما واقعیت این است که اگرچه رقم درآمد سالانه‌ی سازمان‌های بازنشستگی عدد بزرگی است، این عدد وقتی به دست مردم و بازنشستگان می‌رسد، بر اثر همین ناترازی‌ها خرد می‌شود و آن عدد بزرگ درآمدی، خود را به شکلی نشان می‌دهد که توان خرید کافی را در اختیار بازنشسته قرار نمی‌دهد. یعنی با جهانی‌سازی قیمت‌ها، «عدد» ریالی بزرگ شده اما «قدرت خرید» به‌طرز محسوسی سقوط کرده است. این دقیقاً همان پارادوکسی است که در آن، اعداد گمراه‌کننده‌اند و ارزش واقعی پول را پنهان می‌کنند.

    سازمان‌های بازنشستگی که از طریق شرکت‌های تولیدی تابعه با اقتصاد در ارتباط‌اند، در مواجهه با هزینه‌های دلاری تولید، هزینه‌های جاری و ناترازی‌های درآمدی، به‌مرور کارآیی خود را از دست می‌دهند و اثرگذاری‌شان در سال‌های آینده بیش از پیش کاهش خواهد یافت. نتیجه‌ی منطقی این وضعیت، بی‌ارزش شدن حقوق‌های بازنشستگی است. بازنشسته‌ای که پس از سی‌سال کار، مبلغی ناچیز دریافت می‌کند، به‌جای پس‌انداز ریالی، به سرمایه‌گذاری در طلا و دلار روی می‌آورد تا شاید برای آینده‌اش پشتوانه‌ای دست‌وپا کند.

    این رفتار، خود به انحراف درآمدی دامن زده و باعث شده بسیاری از افراد، حتی کارمندان بیمه‌شده، به این فکر بیفتند که پرداخت حق بیمه چه توجیهی دارد وقتی می‌توانند همان مبلغ را به سرمایه‌گذاری طلایی تبدیل کنند. این نگاه که «تأمین اجتماعی پس از سی‌سال کار، پوشش حمایتی شایسته‌ای برای ما فراهم نمی‌کند و ارزش این مبلغ، ارزش زحمات ما نیست»، به‌تدریج به باوری رایج در جامعه بدل شده است. تا زمانی که قانون جهانی‌سازی قیمت‌ها در بخش‌هایی چون پتروشیمی و فولاد لغو نشود و هزینه‌ها و قیمت‌گذاری مواد اولیه  تولید همچنان بر مبنای دلار محاسبه شود، سازمان‌های بازنشستگی به‌مرور به سمت ورشکستگی پیش خواهند رفت.

    حتی اقداماتی نظیر بالا بردن سن بازنشستگی یا تغییر قوانین برای ایجاد «درآمد پایدار» نیز پاسخی به این بحران نیستند.  چرا که با محاسبه‌ی دلاری هزینه‌ها و ریالی ماندن درآمدها، هر راه‌حلی صرفاً مسکنی موقتی است. در واقع ما  با یک عملیات حسابداری روبه‌رو هستیم؛ نه یک واقعیت اقتصادی. این «فریب حسابداری»، قدرت خرید را از عموم مردم گرفته است؛ درواقع درآمد جدیدی ایجاد نشده  بلکه پولی  از جیب مردم خارج شده است. بنابراین آنچه امروز شاهدش هستیم، نه یک پدیده‌ی طبیعی، که نتیجه‌ی مستقیم یک تصمیم ساختاری است که باید در آن بازنگری اساسی صورت گیرد.

    پیمان نوروزی

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    دیدگاه جدید

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    ℹ️

    پیام سیستم