سعید جلیلی؛ نماینده رهبر معظم انقلاب در شورای عالی امنیت : اگر نظر به حداکثرها نداشته باشید به حداقل ها هم نمی رسید
اگر نظر به حداکثرها نداشته باشید، به حداقلها هم نمیرسید. رشد هشت درصد را اگر هدف نگیرید، به رشد دو درصد هم نمیرسید؛ عاقبت میشود رشد صفر، رشد منفی. این را جلیلی در جلسۀ 153 حکمت سیاسی گفت. جلسۀ رفتار سیاسی، میان نگاههای حداقلی و حداکثری.
جلیلی از بحث رفتار سیاسی آغاز کرد که در اندیشۀ سیاسی، منشأ بسیاری از تفاوتهاست. برخی در عرصۀ سیاسی به حداقلها اکتفا میکنند؛ مثل فردگرایی غربی. اما اسلام وقتی قله را نشان میدهد، حداکثر توان را نیز میخواهد. اسلام آمده تا ببیند «ایکم احسن عملاً». اسلام آرمانشهر «حیات طیبه» را نشان میدهد، اما به ایمان و عمل بهاندازۀ «احسن ما کانو یعملون» جزا میدهد. آن هم نه تنها فرد، بلکه از افراد برای یک جامعه نیز چنین میخواهد: تنها به موسی نمیگوید «خذها بقوه»، بلکه از او برای جامعهاش هم عمل حداکثری میخواهد «وامر قومک یأخذوا باحسنها». اینجاست که «فاستبقوا الخیرات» معنی مییابد.
جلیلی از قرآن گفت که سرشار از نگاه حداکثری به وظیفۀ سیاسی است. چه در انتخاب، چه در پرداختن به کار، چه در جهاد تبیین: چه آنجا که میگوید «یستمعون القول فیتبعون احسنه»، چه آنجا که میگوید «ادفع بالتی هی احسن»، چه آنجا که میگوید «جادلهم بالتی هی احسن». اسلام حتی وقتی میگوید «…الا بالتی هی احسن» از شما کنارهگیری از وظایف اجتماعی نمیخواهد، بلکه میخواهد آن را به بهترین شکل و با نگاه حداکثری انجام دهید، یعنی از رویکردهای غلط یا حداقلی دارد جلوگیری میکند. قرآن در تراز «حق تقاته»، «حق جهاده»، «حق رعایته»، «حق تلاوته» و «حق قدره» عمل سیاسی میخواهد.
جلیلی از امتداد قرآن به صحنۀ سیاسی گفت. قرآن وقتی میگوید «و ما قدروا الله حق قدره» یعنی ربوبیت خدا را به عرصۀ سیاسی بیاورید. نه که در فرهنگ و سیاست و اقتصاد و حقوق بروید به ربوبیت غیرخدا و کدخدا تن بدهید. «حق قدره» یعنی باور کنید عزت و قوت جمیعاً دست خداست، نه که آن را با التماس یا آویزانی از دیگران گدایی کنید. خشم اهل کتاب از اهل ایمان نیز از همین است که طبق حکمت «لن ترضی» هرگز از شما راضی نمیشوند. راز این «هرگز» در آیۀ بعد آمده است، در تعبیر «حق تلاوته»: «الذین ءاتیناهم الکتاب یتلونه «حق تلاوته» اولئک یومنون به، و من یکفر به فاولئک هم الخاسرون».
«حق تلاوته» به حفظ حروف و سور قرآن نیست، بلکه بهتعبیر امام صادق (ع) به تدبر و عمل به احکام و امید به نوید خدا و هراس از بیم او و پند از داستانهای قرآن و بهکارگیری فرمانها و پرهیز از نواهی آن است. مصداق این الگوی رفتار حداکثری همانهایند که در زیارت جامعه گواهی میدهیم «و جاهدتم فی الله حق جهاده» و بلافاصله میگوییم یعنی چه: «حتی اعلنتم دعوته و بینتم فرائضه و اقمتم حدوده و نشرتم شرایع احکامه و سننتم سنته و صرتم فی ذلک منه الی الرضا و سلمتم له القضا و صدقتم من رسله من مضی…» هرچند خود آن قلهها بگویند «ما عبدناک حق عبادتک، ما عرفناک حق معرفتک…»
جلیلی گریزی به امروز زد. به روزگاری که به حداکثرها تن که نمیدهند هیچ، نگاه هم نمیاندازند، آن وقت حداقلها را هم به دست نمیآورند. عقل جمعی یک کشور میرسد به برنامۀ هفتم، رهبر شهید بر آن امضا میزند، اما با کنایه و بهانه از اهداف معقول آن شانه خالی میکنند؛ به رشد هشت درصد تن نمیدهند، به همان رشد دو درصد هم نمیرسند، عاقبت میشود رشد صفر، رشد منفی. وقتی قرآن هم میگوید «اتقوا الله حق تقاته»، هم میگوید «اتقوا الله ماستطعتم»: یعنی قله را در نظر بگیرید، بهقدر وسعتان سمت آن بکوشید. آن وقت اگر نشد، مردم نیز عذرها را میپذیرند. اما اگر حداقلی بگیرید، در تراز این ملت عمل نخواهید کرد. وقتی حداقلی عمل کنید، حداقل هم به دست نخواهد آمد.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید