قطعنامه پیشنهادی آمریکا و تروئیکای اروپایی (انگلیس، فرانسه و آلمان) علیه برنامه صلحآمیز جمهوری اسلامی ایران در نشست شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی به تصویب رسید. آژانس بینالمللی انرژی اتمی بار دیگر نشان داد که نهادی وابسته به غرب و مسئول تأمین منافع کشورهای اروپایی و آمریکاست.
پیش از برگزاری رأیگیری در شورای حکام، ایران، روسیه و چین تأکید کردند که این پیشنویس با نادیده گرفتن حملات به تأسیسات هستهای ایران، در راستای افزایش فشار بر تهران و تضعیف همکاری میان ایران و آژانس قرار دارد. ارجاع ادعایی به شورای امنیت سازمان ملل متحد فاقد مبنای حقوقی است، با هدف تشدید وضعیت صورت میگیرد و با تعهد اعلامشده بانیان پیشنویس به دیپلماسی سازگار نیست. بنابراین، همه کشورهای عضو مسئولیتپذیر را تشویق میکنیم پیامدهای آن را بهدقت بررسی کنند و از حمایت از پیشنویس قطعنامه خودداری ورزند. طبق این بیانیه، همچنین تلاش برای فعالسازی سازوکار اسنپبک پس از پایان مفاد قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت، فاقد اثر حقوقی اعلام شده است. ایران، روسیه و چین در بخش دیگری از بیانیه، حملات به تأسیسات هستهای ایران را محکوم کردند و گفتند شرایط امنیتی موجود، اجرای عادی پادمانهای آژانس در ایران را غیرممکن کرده است.
اما آنچه فراتر از نحوه برخورد و بیانیهبازیهای اینچنینی اهمیت دارد، لزوم بازنگری در عضویت در NPT است. معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای یا NPT، یک رژیم کنترلی و ثباتبخشِ نظم آمریکایی است که بعد از جنگ جهانی دوم در جهان حاکم شد. این رژیم، انحصار فناوری را برای غرب تضمین میکند و بخشی از سازوکار ثباتبخشی به نظم آمریکایی است. ایران از حضور خود در این معاهده تاکنون خیری ندیده است و حتی شاهد محکومکردن حمله به تأسیسات هستهای خود، چه در جنگ ۱۲ روزه و چه در جنگ رمضان، از سوی آژانس بینالمللی انرژی اتمی نبوده است. شواهد زیادی نیز وجود دارد که آژانس و بازرسان آن، بهعنوان جاسوسان دشمن عمل کردهاند. لذا در حال حاضر، خروج از این معاهده که در سطح خرد کاملاً دارای منطق مشخص است، در سطح کلان و راهبردی میتواند ضربهای به نظم فعلی آمریکایی باشد.
کمترین حق ایران از عضویت در این معاهده این بود که از فعالیت صلحآمیز هستهای در سایتهایی که وضعیت آنها برای آژانس روشن بود، حمایت شود و در قبال بمباران آنها واکنشی از سوی آژانس در پی داشته باشد، اما آژانس به سکوت هم قانع نشد و عملاً نقش کاتالیزور را برای حملات علیه ایران بازی کرد و هماکنون نیز در حال تداوم همین نقش است.
اگر برخلاف همان رویه تکراری که بعد از جنگ ۱۲ روزه نیز اتخاذ شد و ماجراجوییای که توسط وزیر خارجه در قاهره صورت گرفت که به یک توافق بیحاصل با آژانس ــ یکی از پایهگذاران تجاوز به خاک ایران ــ انجامید، تصمیم به ابتکار گرفته میشد تا این سازوکار غربی کنار زده شود، صحنه جور دیگری رقم میخورد.
بیتاثیر بودن و حتی مضر بودن عضویت در NPT اکنون کاملا آشکار است. NPT در بزنگاههای حساس نهتنها از حقوق ایران صیانت نکرده، بلکه به ابزاری برای فشار بیشتر علیه کشور تبدیل شده است. از همین منظر، بازنگری در نوع و سطح همکاری با آژانس و حتی بررسی خروج از NPT، نباید صرفاً بهعنوان یک واکنش احساسی یا مقطعی دیده شود؛ بلکه میتواند بهعنوان یک گزینه راهبردی برای بازتعریف مناسبات ایران با ساختارهای بینالمللی مورد بررسی قرار گیرد. ادامه حضور در چنین ساختاری نیازمند پاسخ روشن و اقناعکنندهای است که عملا بعد از وقوع دو جنگ و مشاهده عملکرد آژانس چنین پاسخی وجود خارجی ندارد.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید