راضیه آقایی زاده – استان قم، شهر قم
اگر زنی به زیبایی خود اهمیت بدهد، لباس زیبا بپوشد، به ظاهرش برسد، از عطر و آرایش استفاده کند و دوست داشته باشد زیباتر به نظر برسد، آیا باید نگران باشیم که از حیا و عفت فاصله گرفته است؟
چرا گاهی در ذهن ما، میان «زن عفیف» و «زن زیبا» یک دوگانه ساخته میشود؛ گویی هرچه زن بیشتر به زیبایی و آراستگی خود توجه کند، باید از معنویت و حیا فاصله گرفته باشد؟
شاید مسئله از جایی آغاز میشود که زیبایی را درست نشناختهایم.
زیبایی، پیش از آنکه یک مسئله اخلاقی باشد، بخشی از تجربه انسانی است. انسان با زیبایی ارتباط برقرار میکند؛ از تناسب، لطافت، پاکیزگی، آراستگی و جلوههای زیبا لذت میبرد. میل به زیبا شدن نیز در بسیاری از انسانها امری طبیعی است؛ اما در زن، این میل میتواند با ویژگیهای عاطفی و هویتی او پیوند عمیقتری پیدا کند.
زن دوست دارد زیبا باشد؛ نه لزوماً برای آنکه دیگران او را تحسین کنند، بلکه گاهی صرفاً برای اینکه خودش از دیدن خویش احساس خوبی داشته باشد، احساس آراستگی کند و زیبایی را تجربه کند.
پس چرا باید این میل طبیعی را متهم کنیم؟
اتفاقاً پیامبر اکرم(ص) میفرماید: «إِنَّ اللَّهَ جَمِيلٌ يُحِبُّ الْجَمَالَ» «خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد.» این جمله کوتاه، نگاه مهمی به مسئله زیبایی دارد: زیبایی در ذات خود امر مذمومی نیست. بنابراین، زنی که به زیبایی خود توجه میکند، لزوماً زنی دنیاطلب، خودنما یا کمحیا نیست. همانطور که رسیدگی به بدن، پاکیزگی، انتخاب لباس مناسب و آراستگی، بهخودیخود نشانه ضعف معنوی نیست.
حتی میتوان یک قدم جلوتر رفت: گاهی آراستگی، بخشی از سلامت روان است. انسان وقتی احساس میکند به خودش رسیدگی کرده، میتواند احساس بهتری نسبت به خود داشته باشد. البته اینجا یک مرز مهم وجود دارد: سلامت روان با گرفتار شدن در وسواس ظاهری، مقایسه دائمی خود با دیگران یا وابسته کردن ارزشمندی خویش به ظاهر، تفاوت دارد. یعنی نه باید زیبایی را تحقیر کرد و نه باید انسان را در زیبایی خلاصه کرد.
این تعادل، درباره زن اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ زیرا زن میتواند زیبایی را نه فقط برای «دیده شدن»، بلکه برای تجربه زیبایی، احساس نشاط، آراستگی و ابراز محبت نیز دنبال کند. و در زندگی مشترک، این مسئله معنای عمیقتری پیدا میکند.وقتی زن برای همسرش آراسته میشود، زیبایی دیگر صرفاً یک ویژگی ظاهری نیست؛ میتواند به زبان محبت تبدیل شود. همانطور که انسان برای کسی که دوستش دارد، وقت میگذارد، هدیه میخرد و به او توجه میکند، آراستگی نیز میتواند یکی از شکلهای توجه و محبت باشد.
پس باید این تصور را اصلاح کنیم که: عفت یعنی زن از زیبایی فاصله بگیرد. نه. عفت، ضد زیبایی نیست. عفت، نسبت ما با زیبایی را تنظیم میکند. اینجا باید میان دو مفهوم تفاوت بگذاریم: «زیبا بودن» و «خودنمایی کردن». ممکن است زنی زیبا لباس بپوشد، اما خودنما نباشد؛ ممکن است زنی بسیار آراسته باشد، اما در پی جلب توجه دیگران نباشد. زیبایی یک «ویژگی» است؛ اما خودنمایی یک «شیوه عرضه» است. این دو را نباید با هم یکی گرفت.
و درست همینجاست که حیا معنا پیدا میکند. حیا نمیگوید: زیبا نباش. حیا نمیگوید: به خودت نرس. حیا نمیگوید: از زیبایی زنانهات خجالت بکش. حیا میگوید:هر زیبایی، حریم دارد.
زیبایی زمانی میتواند در تعارض با عفت قرار بگیرد که از جایگاه طبیعی خود خارج شود و به ابزاری برای جلب نگاههایی تبدیل شود که قرار نیست مخاطب آن زیبایی باشند. و این فقط یک مسئله تعبدی نیست که بگوییم «چون چنین دستوری داده شده، پس چنین است». عقل نیز میتواند بخشی از حکمت این حریم را بفهمد.
انسان فقط با چشم زندگی نمیکند؛ نگاه، ذهن را درگیر میکند و ذهن، خیال و احساس را تحت تأثیر قرار میدهد. وقتی ظاهر انسان بهطور مداوم در معرض نگاه ارزیابانه و جنسی قرار میگیرد، ممکن است توجه افراد از شخصیت و انسانیت به بدن و ظاهر منتقل شود. پژوهشهای روانشناختی درباره «شیءانگاری جنسی» نیز ارتباط آن را با مسائلی مانند تصویر بدنی منفی و برخی پیامدهای روانی بررسی کردهاند.
پس حیا فقط برای محدود کردن زن نیست؛ برای حفظ کرامت زن و آرامش روابط انسانی نیز معنا پیدا میکند. زن نباید مجبور باشد برای اثبات عفتش، زیبا بودن را کنار بگذارد؛ همانطور که نباید برای اثبات زیباییاش، حریم عفت را کنار بگذارد.
زن میتواند زیبا باشد و عفیف بماند. میتواند آراسته باشد و باحیا باشد. میتواند به ظاهرش اهمیت بدهد و در عین حال کرامت خود را حفظ کند. مسئله این نیست که زیبایی داشته باشیم یا نداشته باشیم؛ مسئله این است که با زیبایی خود چه نسبتی برقرار کنیم. زیبایی اگر از معنا تهی شود، ممکن است به نمایش تبدیل شود؛ و حیا اگر از زیبایی جدا فهمیده شود، ممکن است به اشتباه با محرومیت و بیتوجهی به خود یکی گرفته شود. اما در نگاه متعادل، این دو در برابر هم نیستند.
زیبایی، نعمتی است که میتوان از آن لذت برد؛ و حیا، خردی است که جایگاه آن را میشناسد. زنِ باحیا، زنی نیست که زیبایی خود را انکار کرده باشد؛ زنی است که ارزش زیبایی خود را آنقدر میداند که آن را بیحساب در معرض هر نگاهی قرار نمیدهد. و شاید زیباترین معنای حیا همین باشد: حیا، زیبایی را محدود نمیکند؛ به آن معنا میدهد.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید