یادداشت از محمد مهدی اکبرزاده؛ آذربایجان شرقی، تبریز
آذربایجانشرقی را میتوان یکی از مهمترین ظرفیتهای کمتر بهرهگرفتهشده اقتصاد ایران دانست؛ استانی که هم از موقعیت جغرافیایی ممتاز برخوردار است و هم مجموعهای از ظرفیتهای صنعتی، معدنی، کشاورزی، تجاری، گردشگری و انسانی را در خود جای داده است. فعالسازی «خط توسعه اقتصادی آذربایجانشرقی» میتواند این ظرفیتها را از حالت پراکنده و جزیرهای خارج کرده و در قالب یک منظومه منسجم، به موتور محرک رشد اقتصادی منطقه و کشور تبدیل کند.
قرار گرفتن استان در مجاورت جمهوری آذربایجان، ارمنستان و ترکیه و دسترسی به بازارهای قفقاز، آسیای مرکزی و اروپا، یک مزیت راهبردی برای توسعه تجارت، صادرات و ترانزیت ایجاد کرده است. تبریز نیز بهعنوان یکی از مراکز تاریخی تجارت و صنعت ایران، از زیرساخت، تجربه و سرمایه انسانی قابلتوجهی در حوزه تولید و بازرگانی برخوردار است. بنابراین، نگاه به اقتصاد آذربایجانشرقی نباید صرفاً استانی باشد؛ بلکه این استان میتواند بخشی از زنجیره ارتباط اقتصادی ایران با بازارهای پیرامونی و یکی از دروازههای مهم تجارت کشور با منطقه باشد.
در بخش صنعت نیز آذربایجانشرقی از پشتوانهای ارزشمند برخوردار است. وجود صنایع مادر، واحدهای تولیدی بزرگ و کوچک، صنایع غذایی، قطعهسازی، ماشینآلات، نساجی، فولاد و سایر صنایع، زمینه مناسبی برای حرکت از تولید سنتی به سمت تولید رقابتپذیر و صادراتمحور فراهم کرده است. مسئله اصلی، نه کمبود ظرفیت، بلکه ضرورت اتصال این ظرفیتها به یکدیگر و تکمیل زنجیرههای ارزش است. هرچه سهم استان از فرآوری مواد اولیه، تولید محصولات با ارزش افزوده بالاتر و صادرات کالاهای دانشبنیان افزایش یابد، اثرگذاری آن بر اقتصاد ملی نیز بیشتر خواهد شد.
بخش معدن نیز یکی دیگر از محورهای مهم توسعه است. آذربایجانشرقی دارای ذخایر و ظرفیتهای معدنی قابلتوجهی است، اما توسعه پایدار این بخش زمانی بیشترین ارزش اقتصادی را ایجاد میکند که استخراج معدن به ایجاد صنایع فرآوری، تولید محصولات نهایی، اشتغال تخصصی و توسعه فناوری در داخل استان منجر شود. خامفروشی باید جای خود را به زنجیرهای از ارزشآفرینی بدهد که منافع آن در اقتصاد استان و کشور باقی بماند.
در کنار صنعت و معدن، کشاورزی، گردشگری و اقتصاد دانشبنیان نیز میتوانند اضلاع دیگر این خط توسعه باشند. تنوع اقلیمی، ظرفیتهای کشاورزی و باغی، جاذبههای تاریخی و فرهنگی تبریز و سایر شهرهای استان، روستاهای گردشگری و همچنین سرمایه انسانی دانشگاهی، فرصتهایی هستند که در صورت پیوند با سرمایهگذاری، فناوری و بازار، میتوانند منابع جدیدی برای رشد اقتصادی ایجاد کنند. توسعه صنایع تبدیلی و بستهبندی نیز میتواند ارزش افزوده محصولات کشاورزی را افزایش داده و زمینه حضور قدرتمندتر آنها در بازارهای داخلی و خارجی را فراهم کند.
فعالسازی خط توسعه اقتصادی آذربایجانشرقی البته نیازمند یک پیششرط اساسی است: هماهنگی میان دولت، بخش خصوصی، دانشگاه و نهادهای محلی. توسعه اقتصادی با تصمیمهای پراکنده و پروژههای منفرد شکل نمیگیرد. باید برای استان یک نقشه راه مشخص تعریف شود؛ نقشهای که در آن پروژههای اولویتدار، موانع سرمایهگذاری، زیرساختهای مورد نیاز، بازارهای هدف و سهم هر بخش از رشد اقتصادی مشخص باشد. در این میان، تسهیل صدور مجوزها، تأمین مالی تولید، تقویت زیرساختهای حملونقل و انرژی و حمایت از سرمایهگذاری بخش خصوصی میتواند سرعت اجرای این نقشه را افزایش دهد.
آذربایجانشرقی میتواند در اقتصاد ایران نقشی فراتر از یک قطب منطقهای ایفا کند؛ نقشی که بر تولید، صادرات، ترانزیت، فناوری و پیوند با اقتصاد کشورهای همسایه استوار باشد. فعال شدن این ظرفیتها به معنای ایجاد فرصتهای تازه برای سرمایهگذاری، اشتغال جوانان، توسعه کسبوکارها و افزایش درآمدهای صادراتی خواهد بود.
اگر ظرفیتهای موجود استان در یک مسیر واحد قرار گیرند، «خط توسعه اقتصادی آذربایجانشرقی» میتواند نهتنها به افزایش اشتغال و سرمایهگذاری در استان کمک کند، بلکه به یکی از مسیرهای مهم تقویت تولید ملی، توسعه صادرات غیرنفتی و پیوند اقتصاد ایران با بازارهای منطقه تبدیل شود. اکنون زمان آن رسیده است که ظرفیتهای آذربایجانشرقی از فهرست فرصتها خارج و به پروژههای واقعی توسعه تبدیل شوند؛ چرا که توسعه این استان، در صورت برنامهریزی و اجرای درست، میتواند بخشی از مسیر توسعه اقتصادی کل ایران باشد.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید