یادداشت از اسماعیل بناییان – استان لرستان، شهر الیگودرز
پرسشی فراتر از یک مقایسه ساده
این روزها یک سؤال ساده اما مهم در فضای عمومی کشور مطرح شده است: چگونه ممکن است در شرایطی که تأمین برخی اقلام دارویی، حتی دارویی پرمصرف مانند استامینوفن، با دشواریهایی مواجه شود، اما جدیدترین مدلهای تلفن همراه لوکس راه خود را به بازار ایران باز کنند و حتی در مدت کوتاهی با کمبود موجودی مواجه شوند؟
بررسی بازار نشان میدهد مدلهای مختلف آیفون ۱۸ در فروشگاههای اینترنتی ایران عرضه و برخی مدلهای آن در حال حاضر ناموجود شدهاند.
این واقعیت، فارغ از اینکه میزان تقاضا یا موجودی اولیه چقدر بوده، یک پرسش جدی درباره اولویتهای نظام تأمین و تخصیص منابع ایجاد میکند.
البته مقایسه مستقیم یک تلفن همراه با یک دارو از نظر زنجیره تأمین، مقررات، ارز، تولید و واردات کاملاً یکسان نیست. دارو کالایی حیاتی و مرتبط با سلامت عمومی است و کوچکترین اختلال در تأمین آن میتواند مستقیماً زندگی مردم را تحت تأثیر قرار دهد، در حالی که تلفن همراه، حتی اگر کالایی پرتقاضا باشد، در ردیف نیازهای حیاتی قرار نمیگیرد.
اما مسئله اصلی دقیقاً همینجاست: چرا سازوکارهای اقتصادی و تجاری کشور در تأمین کالاهای غیرضروری میتواند فعال باشد، اما در تأمین برخی کالاهای ضروری، مردم باید با کمبود، افزایش قیمت یا سهمیهبندی مواجه شوند؟
در چنین شرایطی، طبیعی است که افکار عمومی درباره سیاستهای ارزی، اولویتبندی واردات، تخصیص ارز، عملکرد شبکه توزیع، نظارت بر بازار و نقش واسطهها سؤال داشته باشد.
پاسخ به این پرسشها نباید به شعار محدود شود، بلکه نیازمند انتشار شفاف آمار و اطلاعات از سوی دستگاههای مسئول است.
از سوی دیگر، برخی تحلیلها این وضعیت را به سیاستهای تحریمی و حتی تلاش دشمن خارجی برای تشدید شکاف اقتصادی و اجتماعی نسبت میدهند. این دیدگاه میتواند بهعنوان یک فرضیه سیاسی مورد بحث قرار گیرد، اما تبدیل آن به یک واقعیت قطعی، بدون ارائه اسناد و شواهد قابل بررسی، نمیتواند پاسخگوی مطالبه جامعه باشد.
تحریمها بدون تردید بر اقتصاد ایران و زنجیره تأمین بسیاری از کالاها اثر گذاشتهاند؛ اما در کنار عوامل خارجی، باید درباره عوامل داخلی نیز شفاف صحبت کرد: سیاستهای وارداتی، تصمیمات ارزی، ضعف احتمالی در پیشبینی نیاز بازار، احتکار، قاچاق، واسطهگری، مشکلات تولید و توزیع و نحوه نظارت بر بازار، همگی باید بررسی شوند.
جامعه بیش از آنکه به توضیحهای کلی نیاز داشته باشد، به پاسخ روشن نیاز دارد:
چه کالایی، با چه ارزی، از چه مسیری و با چه سازوکاری وارد کشور میشود و چرا تأمین آن در اولویت قرار گرفته است؟
اگر برای ورود یک کالای لوکس مسیرهای اقتصادی و تجاری وجود دارد، انتظار مردم این است که برای دارو و کالاهای حیاتی، مسیر مطمئنتر، شفافتر و کمریسکتری وجود داشته باشد.
مسئله فقط آیفون یا استامینوفن نیست، مسئله، اعتماد عمومی به نظام تصمیمگیری و اولویتبندی اقتصادی کشور است. پاسخ به این پرسش، بیش از هر چیز، به شفافیت، آمار و مسئولیتپذیری نیاز دارد.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید