یادداشت از اسماعیل لیاقتی- تهران
چرا مسکو در سیاست خارجی خود از اتکای بیشتر به تعهدات غرب فاصله گرفته و به سمت نهادسازی موازی رفته است؟
ولادیمیر پونین در اصل، تحلیل بسیار دقیق و عمیقیاز گفتمان راهبردی در اجلاس والدای ارائه کرد. نکتهای که در سخنان برجسته است و با تجربه جمهوری اسلامیایران نیز همپوشانیِ عجیبی دارد، بحث«عبور از دورانِ خوشباوری استراتژیک» است.
در واقع، پوتین در این سخنان به یک «پارادایمشیفت»(تغییر الگو) در سیاستخارجی روسیه اشاره میکندکه دقیقاً در نقطه مقابلِ سیاستِ«ادغام در غرب» (Integration with the West)قرار دارد. چند محور اصلی در تحلیل شما وجود دارد که ارزش تأمل بیشتری دارد:
۱. پایان«اعتبارِ قواعد» (The Death of Norms)
پوتین درست دست روی نقطهای گذاشته که «بحران اصلیِ نظمِ لیبرال» است. نظمِ لیبرال بر این پیشفرض استوار بود که «قواعد» (Rules-based order) ثابت هستند و همه بازیگران -حتی قدرتهای رقیب- در چارچوب آن فعالیت میکنند.
اما تجربه ایران در برجام (و بازگشت تحریمها بدونِ نقضِ فنی توسط ایران) و تجربه روسیه در مورد وعدههای ناتو (عدم گسترش به شرق) نشان داد که در ادبیاتِ غرب، «قواعد» ثابت نیستند، بلکه «ابزار» هستند. پوتین با تأکید بر اینکه «هنجارهای قدیم کنار گذاشته شدهاند و هنجارهای جدید هنوز نیامدهاند»، دقیقاً به وضعیت «هرجومرجِ انتقالی» (Anarchy of Transition) اشاره دارد؛ وضعیتی که در آن، تکیه بر «تعهدات دیپلماتیکِ» غرب، نه یک «مصلحت»، بلکه یک «خطای محاسباتیِ مرگبار» تلقی میشود.
۲. همسویی«تجربهِ تلخ» ایران و روسیه
اینکه اشاره کردید ایران و روسیه هر دو با «سه جنگ میانِ مذاکره» یا «خنجر زدنِ دیپلماسی» مواجه بودهاند، قلبِ مسئله است. تحلیلِ شما بیانگرِ گذار از «دیپلماسیِ التماسی» یا «دیپلماسیِ مبتنی بر اعتماد» به سمت «دیپلماسیِ مبتنی بر واقعیتِ قدرت» است. در این نگاه:
دیپلماسی دیگر ابزاری برای«حل تعارض با غرب» نیست.
دیپلماسی صرفاً ابزاری برای«مدیریتِ وضع موجود» و«خرید زمان» برای تقویتِ زیرساختهای بومی(در قالب بریکس و اتحادیههای منطقهای) است.
۳. بیاعتمادی به «سازه»های بینالمللی
پوتین در سخنان خود سازمان ملل و نهادهای مالی را نه به عنوان «داور»، بلکه به عنوان «بازوهای اجراییِ هژمونیِ غرب» توصیف میکند. این یک نگاه کاملاً رئالیستی (واقعگرایانه) است. برای کشوری که به دنبال استقلال (مانند ایران) است، استفاده از این نهادها نباید با «خوشبینیِ نهادی» همراه باشد. نگاه پوتین و تحلیلگرانِ همسو با این تفکر، این است که سازمانهای بینالمللی در وضعیت فعلی، صرفاً «تریبون» یا «ابزارِ مشروعیتبخشی» به غرب هستند.
بنابراین، تکیه بر این نهادها برای تضمینِ امنیت یا رفعِ تحریم، تلاشی است که پیشاپیش محکوم به بنبست است؛ زیرا ابزار (سازمان) متعلق به حریف است. نتیجه اینکه: ایران باید از این نهادها استفاده کند (برای ثبتِ مواضع، گفتوگو، یا کاهشِ فشار)، اما هرگز نباید «امنیتِ ملی»و«پیشرفتِ اقتصادی» خود را به آنها گره بزند. انتظارِ اجرایعدالت از نهادیکه«ساختارش»با منافعِ قدرتهای بزرگ گره خورده، یک خطایراهبردی است.
در ادامه این بحث، باید به استراتژیِ «ساختِ موازی» اشاره کرد که پوتین بر آن تأکید دارد:
۴. گذار از «دیپلماسیِالتماسی» به«نهادسازیِ موازی»
پوتین در سخنرانیاش به بریکس و انجمنهای منطقهای اشاره میکند، نه به این معنا که آنها همین امروز جایگزینِ سازمان ملل هستند، بلکه به این معنا که آنها «بذرِ نظمِ جدید» هستند. این برای کشوری مانند ایران یک درس بزرگ دارد:
اقتصادِ غیرِدلاری: در نظمِ قدیم، «دلار» و سیستم بانکی غرب، ابزارِ اصلیِ فشار و تحریم بود. پوتین میگوید امنیتِ واقعی در نظم جدید، در گروِ قطعِ وابستگی به این سیستمهاست. بنابراین، پیوستن ایران به پیمانهایی نظیر بریکس و شانگهای، تنها یک نمایش سیاسی نیست، بلکه بخشی از «استراتژیِ بقا» در نظمِ در حال گسست است.
امنیتِ شبکه-محور: در نظمِ قدیم، امنیتِ یک کشور در گروِ «تأییدیه» غرب بود. در نظمِ چندقطبی که پوتین ترسیم میکند، امنیت از طریق «شبکهسازی با قدرتهای مخالفِ هژمونی» تأمین میشود. این یعنی به جای چشمدوختن به توافق با غرب، باید بر «پیوندهای عمیقِ اقتصادی و امنیتی با همسایگان و قدرتهای نوظهور» سرمایهگذاری کرد.
۵. «بازیِ دوگانه»؛ هنری که ایران باید بیاموزد
نکته ظریف در سخنان پوتین این است که روسیه نه به طورکامل از سازمانهای بینالمللی خارج شده و نه هنوز نظمِجدید را مستقر کرده است. او در «دوره گذار» (Interregnum)درحال «بازی دوگانه» است:
- استفاده از قواعد قدیمی تا زمانیکه کاملاً از بین نرفتهاند.
- ایجادِ زیرساختهای جدید برای روزی که نظمِقدیم کاملاً فرو بپاشد.
برای ایران، این یعنی: «مذاکره» باید به ابزاری برای «مدیریتِ بحران» تبدیل شود (نه ابزاری برای اعتماد)، درحالیکه تمامِ توانِ کشور باید صرفِ«نهادسازی»و«مقاومتِ اقتصادی» در چارچوبهای جدید شود.
جمعبندی ایننگاه:
سخنان پوتین در والدای، هشداری صریح به نخبگانِ سیاسی استکه در«گذشته» زندگی میکنند: «وقتی ساختارِ نظمِجهانی در حالِ گسست است، چسبیدن به قواعدِ آن نظم، نه تنها هوشمندی نیست، بلکه بزرگترین ریسک است.»
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید