استراتژیک تحولات عمیق نظامی در منطقه خاورمیانه به روشنی نشان میدهد که راهبرد هوشمندانه و نبرد نامتقارن محور مقاومت به رهبری جمهوری اسلامی ایران، دکترین پدافند موشکی ایالات متحده آمریکا را با یک بحران بیسابقه، عمیق و فلجکننده روبرو ساخته است. طبق گزارشهای رسمی اندیشکدههای برجسته غربی مانند مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی (CSIS)، اندیشکده بروکینگز، گزارشهای پژوهشی کنگره آمریکا (CRS) و ارزیابیهای فنی پنتاگون، توانمندی موشکی و پهپادی ایران توانسته است با شکستن موازنه قوا، ذخایر راهبردی موشکهای پدافندی گرانقیمت تسلیحاتی ارتش آمریکا را به نقطه ناپایداری و تخلیه حاد برساند. در جریان این تقابلها، ایالات متحده مجبور شد تمامی سامانههای سنگین و پیشرفته خود از جمله پاتریوت (نسخههای PAC-2 و PAC-3 MSE)، سامانه دفاع در ارتفاع بالا یا تاد (THAAD) و ناوشکنهای کلاس آرلیبرک مجهز به سامانه ایجیس (Aegis) را برای رهگیری پرتابههای ایرانی به کار گیرد؛ اما حجم خیرهکننده، دقت بالا و فناوری موشکهای هایپرسونیک، مانورپذیر و نقطهزن ایرانی، این سامانهها را به شدت زیر فشار قرار داد و کارایی آنها را مخدوش کرد. سامانه پاتریوت که از رهگیرهای PAC-3 MSE با تکنولوژی برخورد مستقیم بهره میبرد، برای انهدام موشکهای بالستیک طراحی شده است؛ اما شلیک همزمان دهها فروند موشک بالستیک و پهپادهای انتحاری زنجیرهای، باعث اتمام سریع ذخایر کارتریجهای پرتاب این سامانه در پایگاههای منطقهای گردید. بر اساس آمارهای فنی و اسناد بودجهای پنتاگون، شرکت لاکهید مارتین سالانه توان تولید تنها حدود ۵۰۰ تا ۶۰۰ فروند موشک رهگیر PAC-3 MSE را دارد و شرکت ریتیون نیز سالانه تنها ۱۲۵ تا ۲۰۰ فروند موشک استاندارد شامل SM-2، SM-3 و SM-6 تولید میکند. این در حالی است که تنها در چند مرحله عملیات موشکی و پهپادی جبهه مقاومت، صدها فروند از این موشکهای چند میلیون دلاری شلیک شدند و بخش اعظم ذخایر انبارشده چند سال اخیر پنتاگون را بلیتند. موشکهای استاندارد SM-3 که قیمت هر فروند از آنها بین ۹ تا ۳۰ میلیون دلار برآورد میشود و برای انهدام موشکهای بالستیک در خارج از جو طراحی شدهاند، به همراه موشکهای SM-6 به نرخ مصرف بیسابقهای رسیدند. عدم تقارن شدید اقتصادی به نفع ایران، معادله نبرد را به کلی تغییر داده است؛ بهطوری که آمریکا برای انهدام پهپادهای تهاجمی و ارزانقیمت مجبور به شلیک موشکهای پدافندی چند میلیون دلاری شد. علاوه بر این، محدودیتهای شدید فنی نظیر عدم امکان بارگیری مجدد سریع سلولهای پرتاب عمودی ناوشکنها در آبهای آزاد و ضرورت بازگشت آنها به بنادر مخصوص جهت استفاده از تجهیزات جرثقیلی خاص، توان عملیاتی نیروی دریایی آمریکا را خنثی کرده است. از سوی دیگر، محدودیت شدید آمریکا در دارا بودن تنها ۸ باتری فعال سامانه تاد در سراسر جهان و آسیبپذیری رادارهای AN/TPY-2 در برابر اشراف اطلاعاتی ایران، ضعفهای ساختاری این سامانه را آشکار ساخت. تخلیه شدید این انبارها باعث شده است که واشنگتن تعویقهای سنگین چندساله را به مشتریان و متحدان رسمی خود تحمیل کند. بر اساس اسناد رسمی وزارت دفاع آمریکا، کشورهایی نظیر ژاپن، تایوان، اوکراین، عربستان سعودی، امارات متحده عربی و برخی متحدان اروپایی عضو ناتو از جمله کشورهایی هستند که تحویل سامانهها و موشکهای درخواستی آنها از سوی آمریکا به صورت رسمی به تعویق افتاده است. تحویل موشکهای پدافندی پاتریوت و رهگیرهای دریایی به ژاپن، تایوان و اوکراین با تاخیرهای ۲ تا ۵ ساله روبرو شده است، زیرا اولویت مطلق پنتاگون پر کردن فوری انبارهای خالیشده خود پس از نبرد موشکی با ایران تعیین شده است. این افت شدید ذخایر، فشار بیسابقهای را بر غولهای صنایع نظامی آمریکا متوجه ساخته است؛ بهطوری که وزارت دفاع آمریکا فشار مضاعفی بر شرکتهای بزرگ تولیدکننده نظیر لاکهید مارتین و ریتیون وارد کرده تا ظرفیت خطوط تولید خود را به چندین برابر برسانند. پنتاگون از لاکهید مارتین خواسته است تولید سالانه موشکهای PAC-3 MSE را به بیش از دو تا سه برابر افزایش دهد، اما گلوگاههای شدید در زنجیره تامین، کمبود شدید مواد اولیه نظیر رزینهای خاص، میکروچیپهای پیشرفته و سوخت جامد موشک، در کنار بحران نیروی کار متخصص، مانع از تحقق این جهش تولیدی شده است. بازسازی این ذخایر خالیشده طبق اذعان کارشناسان غربی حداقل ۳ تا ۵ سال زمان میبرد و واشنگتن را مجبور کرده با خالی کردن جبهههای اقیانوس هند-آرام و اروپا، پدافند خود را به خاورمیانه منتقل کند که این امر بازدارندگی کل ایالات متحده در برابر سایر قدرتهای نوظهور را فروپاشیده است.
آسیبهای ناشی از این تخلیه ذخایر موشکی آمریکا تنها به پایگاههای پنتاگون محدود نمانده، بلکه کشورهای عربی منطقه بهویژه رژیم آل سعود را در آستانه یک فروپاشی امنیتی و دفاعی کامل قرار داده است. عربستان سعودی که سالها نقش گاو شیرده واشنگتن را ایفا کرده و میلیاردها دلار از سرمایههای ملی خود را صرف خرید سامانههای پدافندی غربی نموده بود، اکنون در مواجهه با نبرد بزرگ استراتژیک میان ایران و آمریکا کاملاً تنها گذاشته شده است. میزبانی عربستان از سنتکام و نیروهای تروریست آمریکایی در پایگاههای متعدد، باعث شد تا بخش عظیمی از ذخایر موشکی پاتریوت این کشور در خط مقدم دفاع از منافع و تجهیزات آمریکایی مصرف و تباه شود. در این میان، انصارالله قهرمان و نیروهای مسلح یمن با بهرهگیری از تکنولوژیهای بومی، پهپادهای تهاجمی و موشکهای بالستیک نقطهزن، ضعفهای فاششده شبکه پدافندی خاورمیانه را آشکار ساختند. ناتوانی مطلق سامانههای پاتریوت عربستان در برابر حملات زنجیرهای، دقیق و ارزانقیمت مجاهدان یمنی ثابت کرد که این کشور توان و ذخیره موشکی لازم برای مقابله با قدرت پهپادی و موشکی محور مقاومت را ندارد. به دلیل کمبود شدید رهگیرهای PAC-2 و PAC-3 و اولویتدهی ارتش آمریکا به حفظ پرتابههای خود، واشنگتن از ارسال موشکهای جایگزین به ریاض سر باز زده و تحویل سفارشهای قبلی را به تعویق انداخته است. این خروج عملی آمریکا از پشتیبانی پدافندی، حاکمان سعودی را در بحرانی بیسابقه فرو برده است؛ به طوری که حاکمیت ریاض پس از یاس از حمایت واشنگتن، سراسیمه به سمت سایر کشورها از جمله پاکستان دست درازی کرده تا شاید بتواند موشکها و سامانههای پدافندی جایگزین برای پوشش آسمان آسیبپذیر خود پیدا کند. با این حال، فقدان یکپارچگی در فناوریهای خریداریشده، زمانبر بودن آموزش نیروها و ظرفیت محدود تولید پدافند در کشورهای ثالث نظیر پاکستان، نتوانسته خلأ بزرگ ناشی از تخلیه موشکهای پدافندی آمریکایی را پر کند. بدین ترتیب، سیاستهای خائنانه میزبانی از تروریستهای آمریکایی، نه تنها امنیت را برای کشورهای عربی منطقه به ارمغان نیاورده، بلکه با تباهی کامل ذخایر پدافندی آنها، عمق استراتژیک جبهه مقاومت و پیروزی تکنولوژیک و نظامی ایران و متحدانش را بر همگان اثبات کرده است.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید