عقب افتادگی تحلیلی یوسف پزشکیان از ملت پیشتاز؛ یک آقازاده در حال جهان گردی، یک آقازاده در حال تجویز نسخههای سمی!
«یارانه نگیرید، برق مصرف نکنید، هزینههای زندگی را نصف کنید، به سفر نروید، جز در موارد اضطرار از خودرو استفاده نکنید و مانند مردم یمن زندگی کنید تا دولت پاسخ دشمن را بدهد!» شاید در نگاه نخست، این جملات شبیه یک شوخی تلخ به نظر برسد؛ اما اینها مواضع صریح یوسف پزشکیان، فرزند رئیسجمهور است. منوط کردن پاسخ به دشمن مستکبر به خاموشی، خانهنشینی و انصراف محرومان از یارانه ناچیزشان، آنقدر نامتعارف و غیرمنطقی است که با هیچ معیاری توجیه نمیشود.
نمیتوان برای گرده مردم نسخه ریاضت پیچید و خواستار پرهیز از سفر و خاموش ماندن خودروها شد، در حالی که فرزند دیگر رئیسجمهور و همسرش با هواپیمای اختصاصی دولت و با حساب و کتاب دولتی با هواپیمای دولتی تور جهانگردی راه انداخته و به سفرهای خارجی میروند. نمیتوان از طبقات فرودست خواست سفرههایشان را کوچکتر کنند، در شرایطی که برخی مدیران همین دولت حقوقهای نجومی از شرکتهایی چون پتروشیمی جم دریافت میکنند! چگونه می شود به مردم گفت که یارانه 400 هزارتومانی را دریافت نکنند اما فیش نهار های 5 میلیون تومانی هیئت مدیره شرکت دولتی بیرون بزند! و آقازاده رئیس جمهور به جای ایستادن مقابل این اتفاقات مردم را مورد نقد قرار دهد!
فارغ از این نسخهپیچیهای بیپایان برای ملتی که در سختترین شرایط پای ایران ایستاده و روزهای دشوار را با وحدت و ایثار پشت سر گذاشته است، رفتارهای دولت تناقضات دیگری هم دارد. درست در ایامی که آقای رئیسجمهور دقت لازم را در سخنان خود نداشت، از شرکای منطقهای آمریکا دلجویی کرد، و یا در ماجرای اسلامآباد به همراه برخی دیگر دقیقا برخلاف نظر صریح رهبری تصمیم به توافق گرفتند، این ملت آگاه بودند که مخالفت میکردند. امروز چطور آقازاده رئیسجمهور میخواهد به این ملت درس ایستادگی و مقاومت بدهد؟ اتفاقات بهخوبی نشان میدهد خود او و اطرافیانش بیش از هر کسی نیازمند مشاوره درست و اصلاح هستند. مردم شاید با سفرهای خانوادگی و هزینههای گزاف کنار آمده باشند و طعنهآمیز بگویند ما مقاومت میکنیم، شما در برابر مقاومت کردن ما مانعتراشی نکنید و یارانههایمان هم پیشکش شما؛ اما دیگر قابل تحمل نیست که مشاور آقای قالیباف خونخواهی ملی را با پوشک بچهاش مقایسه کند و پسر رئیسجمهور نیز آن را پای یارانه ناچیز مردم بنویسد.
دادهها و پیشبینیهای مراکز معتبر که حتی پیش از جنگ چهلروزه منتشر شده بود، بهروشنی اثبات میکند دلیل اصلی نابسامانیها، ناکارآمدی و تصمیمات اشتباه دولتی بوده است، نه صرفاً جنگ. فریاد زدن این دوگانهٔ شرمآور میان مقاومت و زندگی، حاکی از یک فاجعه محاسباتی عمیق است. تلختر آنکه این اتفاقات تصادفی نیست؛ هر جا سخن از خطا و لغزش به میان میآید، این سازوکار خانوادگی و نگاه قبیلهای وارد میدان میشود. نمونه بارز آن ماجرای سخنان قائمپناه در خصوص غنیسازی بود؛ آنجا که ادعا کرد «اگر میدانستم آمریکا میخواهد رهبرمان را شهید کند، دست از غنیسازی برمیداشتم». در برابر چنین گزارهای، آقای زاده نگران نهتنها تذکری نداد، بلکه با عجیبترین و نادرستترین ادبیات به توجیه آن پرداخت و گفت مسائل را ناموسی نکنید، غنیسازی نه اصول دین ماست، نه ناموس ما و نه حیات ما به آن وابسته است!
باید صریحاً به رئیسجمهور هشدار داد: دولتی که خروجی تصمیماتش ناشی از نفوذ یک رفیق چند ده ساله و فاقد سابقه مرتبط اجرایی است—کسی که برخلاف شعار کارشناسی و تخصصگرایی بر یکی از مهمترین معاونتهای ریاستجمهوری تکیه زده—و تریبوندارش یوسف پزشکیان است که مردم را به نخوردن، سفر نرفتن و رنج کشیدن فرامیخواند، در مسیری بسیار خطرناک گام برمیدارد. مردم آگاهند که ریشه مشکلات پیش از عوامل خارجی در تصمیمات غلط داخلی است و البته خود الزامات جنگ و تاوان بالاتر واداگی را هم بهتر از دیگران می دانند؛ کمااینکه همین عدم مقاومت و خوشخیالیِ پیش از جنگ به پیشرفت مذاکرات بود که برای چندمین بار کشور را دچار جنگ کرد. نسخه پیچیدن برای ریاضت کشیدن جامعه، درست در زمانی که مدیران، سفرهای کاری را به تورهای تفریحی خانوادگی تبدیل کردهاند، افکار عمومی را بهشدت خشمگین میکند. این طرز تفکر، ریشه در همان نگاه تحقیرآمیز و رعیتانگارانهای دارد که پیشتر امثال سریعالقلم به ملت تحمیل میکردند.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید